تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

 

پرسش از مطهری

با نگاهی به کتاب آزادی معنوی

1)      آیا بی بندی باری جنسی مترادف آزادی است ؟

2)      آیا بی بند و باری جنسی سبب تکامل انسان می شود ؟

3)      آیا آزادی بیان سبب رسیدن انسان به کمال است ؟

4)      آیا یکی از وظایف حکومت دینی بر طرف کردن موانع بر سر رسیدن به تکامل نیست ؟

5)      با توجه به معنی آزادی از دیدگاه مطهری آیا از وظایف حکومت دینی مبارزه با آزادی های منحط نیست ؟

6)      آزادی های سبب تکامل کدامند ؟

7)      آزادی هایی که سبب تکامل نیستند کدامند ؟

8)      با توجه به نظر شهید مطهری مبنی بر نیاز های انسان ها در راه تکامل آیا تربیت که مترادف با بایدها و نبایدهاست خود سلب کننده آزادی نیست ؟

9)      با توجه به تعریف مطهری از امنیت ، آیا نظام های غربی که واسطه گرفتن دین اجتماعاتشان هستند  امنیت وجود دارد ؟ در دانشگاههای غرب زده چطور ؟

10)  با توجه به تعریف مطهری از آزادی آیا اساتید لائیک و سکولار ناقض آزادی ما نیستند ؟

11)  آیا سرمایه سالاری که انسانها را استثمار میکند  مانع آزادی اجتماعی مردم نیست ؟

12)  اگر دموکراسی  و نهادهای دموکراتیک مانع رشد و تکامل مردم گردند (مانند آنچه در مشروطه رخ داد) مانع رسیدن انسانها به آزادی معنوی و اجتماعی نیستند؟

13)  تفاوت دید شهید مطهری با لیبرال ها در زمینه آزادی در چیست ؟

14)  آیا آزادی (به معنی تکامل ) نیازمند راهنمایی یک کامل نیست ؟

15)  آیا رسیدن به آزادی اجتماعی راهی در مسیر تکامل نیست ؟

16)  چرا رسیدن به آزادی اجتماعی نیازمند رسیدن به آزادی معنوی می باشد ؟

17)  آیا پیروی از احکام دینی و شرعی و قرار گرفتن در چارچوب فقهی و عملی دین سلب آزادی انسان نیست ؟

18)  آیا هر مانع شدنی مترادف سلب آزادی است ؟

19)  چه ضرورتی وجود دارد که بشر آزادی معنوی داشته باشد ؟

20)  در آزادی معنوی انسان از چه چیزی میخواهد آزاد شود و چرا ؟

21)  چرا بزرگترین برنامه انبیا آزادی معنوی است ؟

22)  چرا آزادی اجتماعی ملازم با آزادی معنوی است ؟

23)  چگونه می توان همت بلند و بزرگ در کسب دانش داشت ؟

24)  آیا بین بزرگی و بزرگواری تفاوتی وجود دارد ؟

25)  آیا آزادی بدون دین ممکن است ؟

 

 


+ دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت11:38 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

شماره جدید ایران 1404 منتشر شد

 

شماره جدید ایران 1404 منتشر شد


+ چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت0:36 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

وبلاگ نویسان مسلمان دانشگاه تهران

 

وبلاگ نویسان مسلمان دانشگاه تهران

http://www.dastegarmeto.blogfa.com

http://www.amirihosain.blogfa.com

http://www.irane1404.blogfa.com

http://tehuni.parsiblog.com

http://www.rooznameh.blogfa.com

http://www.ketabenaghd.blogfa.com

http://ghoghnoos-1889.blogfa.ir

 

اگه کس دیگری به نظرتون رسید در نظرات بگذارید تا در لیست اضافه کنم


+ چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت0:17 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

سلام خدای شب نمی دونم چندم ماه رمضون

 

سلام خدای شب نمی دونم چندم ماه رمضون

عُجب می دونی یعنی چی ؟؟ چه سوالیه حتما میدونی دیگه ؟ آخه تو که تجربه نکردی پس از کجا می دونی ؟ خودت آفریدیش پس می دونی ؟ خوب چرا آفریدیش . ؟؟ نمی گی ؟؟ نا محرمم !!! یعنی چی برام زوده .. پس چرا به خیاط سر کوچمون گفتی ؟ کجاش با من فرق داشت ؟ الکی بهونه نیار ؟ شبای آخر ماه رمضون شده گرسنه ای حالت خوش نیست می رم یه وقت دیگه میام . نرم . برای چی ؟ اینجا که تحویلم نمیگیری ؟ میگیری . خودت گفتیا ؟ اگه نگیری میرما . خب تحویلم بگیر . کن فیکون- اجی مجی لا ترجی خواست فاعل مطلق یعنی علت تامه ای برای ایجاد وجود بالذات   خداداده- چقدر تحویل گرفتی . چی ؟ برم ؟ برا چی ؟ قرارمون این نبود ؟


+ چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت0:7 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

چپ علیه چپ

در اینکه روشنفکران امروزی که در قالب اصلاح طلبی جای گرفته اند بیش از سوسیالیسم به لیبرالیسم گرایش دارند جای هیچ شک و شبهه ای نیست . زیرا معمولا اصول غیر بومی و صادرتی چشم به قدرتمند ترین صادر کنند دارد و آمریکا در حال حاضر قوی ترین صادر کننده تفکر غربی و لیبرالیستی است . به نظر من اگر کمونیسم شوروی رو به افول نمی رفت و کماکان به جنگ سرد با آمریکا ادامه می داد و به عنوان یک ابر قدرت باقی می ماند هنوز هم در روشنفکران طرفدارانی می یافت تا تفکر صادراتی تقلیدی در دستور کارشان قرار بگیرد و با تمسک به آن اندیشه ها کماکان در گروه اپوزیسیون قرار بگیرد . آنچه که من را به نگاشتن این مطلب واداشت هجوم های رسانه ای شکل گرفته از سوی مطبوعات اصلاحات علیه برنامه چه مثل چمران  بود . برنامه ای که اگر توسط انجمن اسلامی دانشگاه راه انداخته میشد مجله شهروند اینگونه تیتر می زد که ما را با چه بسیار کار است نه اینکه بگوید ما را چه به چه ؟! هر چند که این دست بازیهای سیاسی و ژورنالیستی زیاد دیده ایم که اصلاحاتیون به لطف روزنامه ها و مطبوعات گسترده و حرفه ای گری های رسانه ای به جای جانب داری از حق به دنبال تفکرات حزبی راه افتاده اند و بارها شده که مسئله ای را که در دانشگاه از سمت طیف بسیجی صورت گرفته به شدت مورد حمله قرار می دهند و همین امر را وقتی در سال های بعد توسط خود اعضای انجمن صورت میگیرد مانند بتی ستایشش میکنند . لازم به ذکر است که پس از همایش چه مثل چه روزنامه ای مانند کیهان بدون نگاه جبهه ای به انتقاد از عملکرد و دستاوردهای این همایش پرداخت و باز بر ما مشخص شد که در حقیقت کدام جبهه سیاسی در پی بازیهای سیاسی و کدام جبهه در پی جانب داری از حق است .

اما نکته ای که اصلاح طلبان بسیار از آن انتقاد میکردند این بود که اگر چنین همایشی توسط انجمن اسلامی برگزار میشد چه بلاها که بر سر ما در نمی آوردند .؟؟ یاد صحبت های جناب احمد رهدار افتادم که می گفت : هم محمد رضا حکیمی از این نظام انتقاد میکند و هم فلان اصلاح طلب اما حکیمی اگز انتقاد میکند در پس زمینه ذهنش نظام جایگزینی به نام عدالت علوی دارد در حالیکه فلان روشنفکر به دنبال نظامی لیبرالیستی در این کشور است و اینجاست که جایگاه این تفاوت معلوم میگردد . در مورد حوادث مشابه در دانشگاه تهران نیز چنین است مثلا اگر برنامه ای تحت عنوان علوم سیاسی اسلامی در دانشگاه تهران توسط انجمنی ها و بسیجی ها دایر شود انجمنی ها  به دنبال این هستند که از این همایش این موضوع را اثبات کنند که چنین موضوعی وجود ندارد و علم نمی تواند اسلامی باشد ولی بسیج دانشجویی به دنبال اثبات آن فرضیه می رود . دیدیم که در یک عنوان همایش دو نوع رویکرد تشکیلاتی شکل گرفت . همین امر نیز در همچنین همایش هایی مشهود است . بسیج دانشجویی با این مراسم در پی ایجاد جبهه مشترکی علیه امپریالیسم جهانی بود هر چند در موضع گیری های رسمی بسیج دانشجویی برائت ازشرق به همان اندازه برائت ازغرب وجود دارد اما کنار رفتن کمونیسم و اندیشه هایش از صحنه دولت های جهان و مشی نظامی و الحادی آن از کشورهای آمریکای لاتین می توان یکی از علل برگزاری این مراسم با عنوان چه مثل چمران دانست . اگر کمونیسم جهانی مانند قبل فعال و ملحدانه عمل میکرد هرگز بسیج دانشجویی چنین مراسمی را تشکیل نمی داد . امروزه کشورهای آمریکای لاتین دیگر مثل شوروی سابق به کمونیسم الحادی و ضد ادیان الهی  معتقد نیستند وتنها در زمینه اقتصادی به همان شعار سوسیالیسم پایبندد هر چند در کشوری مانند کوبا به تازگی موارد بسیاری در زمینه اقتصاد آزاد دیده میشود که این خود نشان تضعیف اندیشه سوسیالیستی است . حال که جمهوری اسلامی با آگاهی از این امر به ایجاد رابطه با این کشورها برای مواردی از قبیل صادرات کالا ، ایجاد جبهه ای قوی علیه تحرکات آمریکا در منطقه و ضربه متقابل دست زده است ایادی استکبار جهانی با فرمان ارباب آمریکایی نگرانشان ناگهان درد دینشان گل کرده و دم از گرفتار شدن دانشگاه به چپ گرایی میزدند . همانهایی که در دوران دیکتاتوری اصلاحات خود از تقویت کنند های گسترش تفکر چپ در دانشگاه بودند . افرادی چون حسین بشیریه که امروز امثال مجله شهروند و دوستان اصلاحات به دنبال بازگرداندنش به دانشگاه هستند  جز همان استادانی هستند که از مبلغان سوسیالیسم اجتماعی در دانشگاه هاست که با نگاهی سوسیالیستی به جامعه شناسی در دانشگاه تدریس میکنند . اگر سوسیالیسم بد است چرا از چنین استادانی حمایت میکنید ؟؟؟

ضمن اینکه بسیج دانشجویی در همایش چه مثل چمران قصد ترویج سوسیالیسم را نداشت بلکه به دنبال مطرح نمودن اندیشه جهاد جهانی و دعوت همه مردم جهان برای مبارزه با بی عدالتی بوده . جهادی که شاخصه اسلامیش چمران و شاخصه غیر دینی آن چه گوارا است ؟؟ اما لیبرال مسلکان که از این اتحاد علیه ظلم و تبعیض واهمه داردند روی به اعتراض آورده و مسلک فکری ما را به نزدیکی به کمونیسم متهم میکنند . در حالیکه اسلام عزیز هرگز با الحاد و بی دینی سر سازگاری ندارد . همچنین بسیج دانشجویی هرگز قصد مقایسه معنوی چمران و چه گوارا را ندارد که نتیجه این مقایسه بر همگان معلوم است . ضمن اینکه در بسیج هیچگاه چه گوارا الهام بخش مبارزه و عدالتخواهی ما نبوده و همه ما با بودن چمران ها و باکری ها از داشتن امثال چه گوارا احساس بی نیازی میکنیم . اما در بعد حرکت جهانی باید تمام مبارزان علیه ظلم را به عنوان نمادی برای مبارزه مطرح نمود کما اینکه در این جلسه از شیخ احمد یاسین ، ماندلا و گاندی نیز تقدیر شد اما چشم یک طرفه و حزبی بین اصلاحات هرگز اینها را نخواهد دید . اصلاحاتی که امروز به دنبال گسترش عشق و دوری از کینه است خود در صدر نگاه کینه توزانه به بسیج قرار دارد و هرگز نتوانسته این خشم را مخفی و پنهان نگاه دارد . آنها با مطرح نمودن تئوری خشونت در دانشگاه به دنبال آنند تا بسیجیان و مذهبی را بی غیرت مذهبی کنند تا در دانشگاه هر جولانی خواستند بدهند  غافل از آنکه خود در راس خشونت طلبی قرار دارند مانند روز ورود اجمدی نژاد به دانشگاه تهران که  دوستان و یاران دبستانی قصد حمله به سالن را داشتند و با وجود اینکه 20 کارت ورود به سالن بین اعضای انجمن تقسم شده بود و می توانستند راحت سخنانشان را در پایان مراسم به گوش احمدی نژاد برسانند اما با خشونت و حمله به بسیج دانشجویی وظیفه رسانه ای خود را در حد توانشان انجام دادند .

اگر انجمن اسلامی تحکیمی برنامه ای چون چه مثل چه چمران را انجام میداد مانند مثالی که عرض کردم صددرصد به دنبال اهداف رسانه ای غربی و اپوزیسیون خود بودند . خانم ابتکار ، مجله شهروند و دوستان اصلاح طلب که از اینکه چرا انجمن تحکیمی نمی تواند چنین مراسمی داشته باشد گله میکنید کافی است نگاهی به سیر رفتاریتان در برنامه ها داشته باشید که فقط به دنبال جنجال آفرینی هستید . غفلت تا کی کمی هم به دنبال حقیقت باشید


+ چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت3:38 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

دانشگاه و اغتشاش2

 

جنبش دانشجویی از عزت تا ذلت

آذر ماه 1341ورود نیکسون آمریکایی به ایران و در پی آن اعتراض دانشجویی و آخر سر کشته شدن سه دانشجو در مقابل رو به روی دانشکده فنی . مبارزه بر ضد تروریست ، ضد استعمارگری که تا خرخره ایران را وابسته کرده است و اختیار سرنوشت تعیین کردن را هم از این مملکت گرفته و دانشجویانی که علیه ظلم قیام کرده اند و الان هر کدامشان نمادی هستند برای پویاترین جنبش این مملکت یعنی جنبش دانشجویی .جنبشی که نماد عزت و سربلندی ایران بود

مهرماه 1386 ورود رییس جمهوری که با رای اکثریت مردم به کرسی نشسته است . اغتشاش طلبان که همواره اغتشاش را بر گفتمان ترجیح داده اند وعجیب آنکه خودرا داعیه دار دموکراسی می دانند سعی در بر هم زدن سخنان رییس جمهور را دارند تا به خیال خودشان جنبش دانشجویی را از نخوت در آورند اما غافل از آنکه عزت ایرانی را به ذلت وطن فروشی فروخته اید  وطن فروشی یعنی اینکه در مقابل دوربین خبرگزاری های بیگانه -که به جای حضور در جلسه سخنرانی و انعکاس سخنان احمدی نژاد سخنان مشتی از وطن فروشان را منعکس می کنند رییس جمهور منتخب هفده ملیون نفر را دیکتاتور بخوانی و آنگاه قصد اخلال در روند مراسمش داشته باشی و پس از تمام این مراسم ها که بیشتر به ختم جنبش دانشجویی می ماند ادعا کنید که ما جنبش دانشجویی را زنده کردیم و دانشگاه زنده است .دانشگاه از دست این حقارت ها و ذلت ها مرد و بر جنازه اش نماز گزاردند . دانشگاه تهران مادر دانشگاههای ایران و مبدا تحولات اخیر تاریخ معاصر هیچ گاه اینقدر تحقیر نشده بود که اغتشاش را جنبش  و دانشجونماها را دانشجو جا بزنند تحقیری که در بی احترامی به رای 17 ملیون انسان شکل گرفت تحقیری که وابسته بودن جنبش دانشجویی به غرب را نشان داد . آنگونه که تنها دقایقی پس از این ماجرا عکسهایش و فیلم هایش در روی سایت های خبری خارجی قرار بگیرد و تیتر شود که احمدی نژاد را دانشجویان دیکتاتور صدایش زدند . باز به معرفت آمریکایی ها که بدون اغتشاش و بلوا در دانشگاه کلمبیا بر سر سخنانش نشستند و فهمیدند دیکتاتور آن کسی است که عمر خود را صرف ایجاد اغتشاش و بلوا و غوغا سالاری کرده و با وجود تک صدایی خویش دیگران را متهم به نشنیدن صدای مخالف میکند. 8 سال دیکتاتوری اصلاحات که آثار آن هنوز در دانشگاه تهران از میان نرفته است که حاصلش اخراج اساتید مسلمان از دانشگاهها بود را کسی نمی بیند و امروز که سه دانشجو به جرم توهین به پیامبر بزرگترین شخصیت عالم و علت وجودی وجودها دستگیر شده که دو تن از آنها نیز آزاد گشته اند رییس جمهور دیکتاتور شده است . روزی را به یاد دارم که اصلاح طلبان و همین حضرات انجمن اسلامی میگفتند باید طبق قانون رفتار کرد . همه چیز طبق قانون باشد و حال که بشیریه وسمتی به خاطر غیبت غیر موجه و به طور قانونی اخراج شده اند قانون در نظرشان بد جلوه میکند و حق در کامشان تلخ جلوه میکند . جنبش دانشجویی که باید آرمان انقلابی ، آرمان مستضعفین ، آرمان عدالتخواهانه داشته باشد ، جنبش دانشجویی که باید در برابر ظلم وظالم و نمادش استکبار جهانی یعنی غرب لیبرال بایستد امروز به کجا دارد چنین شتابان قدم بر میدارد که می توان به این جنازه به فتوی من نماز کنید .

دین در دانشگاه چه جایگاهی دارد که اسباب دست انجمن بازی وسیاسی کاری شده است . حضراتی که داعیه اسلام انجمنی دارید ، اسلامتان را باور کنیم یا پک مکرر بر سیگارتان را در ماه رمضان که تجمع را محفل دود کرده بود نه سیاست و عدالت و آرمان.

امروز دانشجویان مسلمان همه می دانند که جنبش دانشجو کماکان زنده است و سینه بچه مسلمان چونان آتش زیر خاکستر است که بر وضع دانشگاه نگاه میکند و خون بر دلش میشود . کجا رفته غیرت دینیمان که عده ای برای جدا شدن سرویس دختران و پسران غوغا سالاری میکنند . جنبش دانشجویی مسلمان امروز به دنبال دانشگاهی است که از تمدن اسلامی و تفکر دینی بیرون بیاید نه یک مشت لیبرال و خودباخته و از این آرمان هود عقب نخواهد نشست


+ دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت7:46 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

دانشگاه و اغتشاش 1

 

غیرتی که از آمریکایی ها کمتر بود

ساعت حدود ساعت 9 است که وارد دانشگاه میشوم . در همان ابتدای ورود متوجه تجمع عده ای دانشجو در کنار نرده های کناری درب شانزدهم آذر شدم. جلوتر که می روم می بینم که هر کدام از افرادی که وارد دانشگاه می شوند کنار این نرده ها می روند و کارتهای دانشجویی خود را از طریق نرده ها به دیگران می دهند . قیافه های هیچ کدام آشنا نیست اینجور مواقع دانشگاه بوی خاصی می دهد بوی فتنه

سریع به جمع رفقای خودم در روبه روی کتابخانه مرکزی می پیوندم تا از آخرین اخبار مطلع شوم . در مسیر انواع بیانیه ها واعلامیه ها را می توان دید که رویش نوشته اعتراض . نوشته هایشان گوناگون است اما همشان فقط محور اعتراض است . از تفکیک سرویس های رفت و آمد گرفته تا سوراخ های دیوار فلان خوابگاه که گویی مسئول همه شان رییس جمهور است و خدا را شکر میکنم که فقط به تقکیک سرویس رفت و آمد اعتراض دارند و دنبال ادغام سرویس بهداشتی نیستند . ساعت حدود 9.45 دقیقه است . رو به روی دانشکده ادبیات عده ای جمع میشوند و با دست زدن و یار دبستانی من خواندن دنبال تحریک دوستانشان و اضافه شدن بقیه دانشجویان هستند . چند تن از دانشجویان را میشناسم . اکثرا مسئولان انجمن های اسلامی امیرکبیر و علامه هستن چندتاییشان هم میگویند که با اس ام اس آگاه شده اند و از دانشگاههای شهرستانهای دیگر آمده اند . عده ای هم که به اندازه قرنی از دانشجو شدنشان گذشته اما آمده اند که باید از حراست به خاطر این تیز بینی تشکر کرد .شعارها شروع میشود و پلاکاردها بالا میرود . دوربین فیلم برداری را می بینی که رویش نوشته bbc

و دارد می دود تا تمام صحنه ها را شکار کند و من متوجه میشوم که مقصود تویی ، سرویس و صنفیات بهانه

جمعیتشان که زیاد شد به سمت کتابخانه مرکزی حرکت میکنند تا جلسه سخنرانی را بر هم بزنند و می فهمی جمعیت و طرفدار هم ظرفیت میخواهد . طیف های مذهبی ، طرفدار دولت و بسیجی هایی که بیرون سالن منتظر شروع سخنرانی احمدی نژاد هستند وقتی با این صحنه مواجه می شوند دور هم جمع میشوند و با حلقه کردن دست ها به یکدیگر در روبه روی درب تالار می ایستند تا مانع ورود اغتشاش طلبان به سالن و بر هم زدن جلسه سخنرانی شوند . طیف طرفداران دولت قصد داشتند تا بدون اغتشاش طرف رو به رو را به آرامش و گفتمان علمی و انتقادی در فضای آکادمیک و دانشگاهی دعوت کنند اما متاسفانه سران طیف انجمن های اسلامی و دموکراسی خواه دانشگاه از عقب جمعیت رفقای خود را به ادامه درگیری ها تشویق میکردند و آنها نیز سعی میکردند تا با حملات مکرر سد دانشجویی ایستاده در مقابل در تالار را بشکنند که بعد از 30 دقیقه کشاکش  وعدم موفقیت مجبور به عقب نشینی شدندو میفهمی که چه کسانی پای آرمانهایشان تا آخر می ایستند

ساعت در حدود 11 است و در رو به وری مسجد و دانشکده ادبیات دو تریبون دانشجویی برگزار گردیده است یکی متعلق مخالفان که در فضای آزادی بیان دانشگاهی به راحتی و بدون مشکلات امنیتی که در حکوت های فاشیستی به ظاهر لیبرال غربی وجود دارد انتقادات و حتی اهانت های خود را آزادانه بیان کردند بدون اینکه گروهی یا ماموران انتظامی بخواهد سخنانشان را بر هم بزند و باز با این حال میگفتند ما خواستار آزادی بیان هسیتم . همچنین طیف لیبرال و دموکراسی خواه و انواع و اقسام طیف های دیگر که در رو به روی دانشکده ادبیات تریبون آزاد گذاشته بودند گاه با یکدیگر نیز درگیر می شدند و وحدت رویه خویش را به رخ همگان میکشیدند . در میان تجمع این انجمن به ظاهر اسلامی چیزی که بسیار خودنمایی میکرد دود سیگار تجمع کنندگان بود که ما فرض را بر این میگذاریم که حضرات نمی دانند دود سیگار روزه را باطل میکند . و تو می فهمی که چرا امام صادق فرمود اسم اسلام بازیچه دست مردم آخرالزمان است

در رو به روی مسجد نیز طرفداران دولت ، مذهبیون و تشکل های بسیج و جامعه اسلامی و... تریبون آزاد گذاشته اند و همه یک صدا معتقدند که آمریکایی ها میزبانان شایسته تری بودند تا دانشجویان انجمن اسلامی و نا خودآگاه در دلت میگویی غیرتی داشتند که از آمریکایی ها کمتر بود.

صدای اذان مسجد بلند میشود و نماز در صحن دانشگاه بر پا میشود . و این یعنی اینکه مسلمانان واقعی همیشه به آقایشان حسین اقتدا میکنند و در هیچ شرایطی نماز اول وقت را رها نمی کنند و این خود از الفبای مبارزه است . ساعت نزدیک 1 میشود .انجمنی ها در درب خروجی کنار سر در دانشگاه تجمع کرده اند و به قصد شکستن در و ورود به خیابان و بر هم زدن نظم عمومی را دارند که با اقدام منطقی پلیس در ایستادن کنار درب و عدم ورود به دانشگاه مواجه شدند تا سناریوشان تکمیل نشود . آنها ضمن پرتاب سنگ و بطری های آب به نیروی انتظامی قصد تحریک مردم خیابان را داشتند که این سناریو نیز با فهم و درک بالای مردم خنثی گردید . همچنین هنگام عبور وزرای علوم و بهداشت با بستن راه ماشین و سر دادن شعارهایی از وزرا نیز پذیرایی کردند تا کلکسیون برنامه های امروزشان کامل شده باشد و بتوانند تا ساعاتی دیگر خود را در صدر تصویر تلویزیونی شبکه های آمریکایی ببینند تا آنها آنجا بنشینند و به نیشمان بخندند که دیدی آن کاری که ما نتوانستیم اینجا در دانشگاه کلمبیا بکنیم یاران و اعوانمان آنجا در دانشگاه تهران کردند .تا آمدن به خانه قدمهایت سنگین است و با خود میگویی

گر مسلمانی (و غیرت) از این است که اینان دارند

وای اگر از پس امروز بود فردایی


+ دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت7:45 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

حافظ و سیاست

 

در پی آنچه امروزه میبینیم ...

لوضاع سیاست چنان آشفته گردید که لاجرم دست به دامان طبیعت بردیم تا پایی در آب رودخانه زده و دلی به دریا در همین حین بودیم که دیدیم حکیمی لب آب در کنار مه رویان نشسته و در وصف و گل و معشوق سخن سرایی میکند . از این فضاحت اخلاق لب گزیدم و ژاژ خاییدن و خواستم بگویم وای بر شما ای گمراهان .شما کیستید که ناگاه صدا آمد .؟ نمی شناسی مرا . من خواجه محمدم . حافظ شیرازی . نزدیک بود از این مقاربت و مصاحبت در این قرن عجوزه با شیخنا حافظ روح از بدن تهی کنم . رفتم کنارش نشستم وحالش جویا شدم .خواستم تا بیشتر از گفتارش مشعوف شوم طبعی در شعر آزمودم خواجه را خوش نیامد گفتم عجبا که خواجه دل گیر است .گفتم خواجه ها چونی ؟؟ ناخوش میزنی ؟ گفت چندی است از بس سیاسیون هر جا که نطقشان میخشکد از من مایه میگذارند ما نیز شعرمان خشکیده و در عوض چشمه سیاستمان جوشیده .خوشحال از این موضع مشترک مجال را مناسب دیدم تا از او من بابا سیاست بپرسم و گفتم شیخا دولت را چگونه میبینی؟ گفت :

خوش دولتی است خرم و خوش خسروی کریم   /   یا رب ز چشم زخم زمانش نگاهدار

اندیشیدم که شیخ را از اصول گرایی خوش آید و من باب دیباچه ای بر سوالات او را گفتم که ای شیخ شما چرا مانند دیگران انتقاد از خود در نمیکنید . مگر ندیده ای که نان در انتقاد است ؟ فرمود :

یا رب تو آن جوان دلاور نگاهدار  /  کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد

گفتمش شیخا ما که از انتقاد گریزی نداریم اما اینها انتقاد نمی کنند تخریب میکنند ؟ گفت :

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم   /   رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

فرموده باشم که حافظا آیا این رسم سیاست است که هر چه در دولتت رخ ننموده و در دولت دیگران انجام گرفته به باد استهزا بگیری و سخن پراکنی کنی که کاریست ناکارشناسی ؟ فرمودند :

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت  / که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش   /  هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

دیدم حافظ نیز دل پری دارد گفتمش شیخا سخنان رییس دولت را در مکتبخانه ی کلمبیا چگونه دیدی ؟ قرموده باشد :

حسد چه میبری ای سست نظم بر محمود  /  قبول خاطر و لطف سخن خدا دادست

شاعرا نظرت من باب انرژی هسته ای چیست ؟ فرمود :

وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگیر   /  که به هر حال همین است که بینی اوضاع

 

ادامه دارد


+ دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت0:17 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

قرائتهای دین در عصر جدید از روشنفکران معاصر- سنت گرایان هم عصر 1

 

قرائتهای دین در عصر جدید از روشنفکران معاصر- سنت گرایان هم عصر

عبدالکریم سروش :

"دین قوی ترین و مهم ترین عنصری است که از جهان گذشته برای ما باقی مانده و بهترین نماد عالم قدیم به شمار می آید "

سروش یکی از پر سر وصدا ترین فیلسوفان معاصر پس از انقلاب است که به علت پیشینه اش ، تحولاتی که در تفکرش رخ داده و همچنین به دلیل مسائل فلسفی که به طرح آن پرداخته  خود بر حواشی این فیلسوف دامن زده است به نظر من سروش را باید مخملباف فلسفه ایران نامید . جریانی رادیکال با سابقه ای انقلابی و تندرو که از تفکراتش گذر میکند و به جبهه ای دیگر میپیوند و به همان سرعت که طلوع میکند ، افول میکند و با اصرار جریانات سیاسی برای سواستفاده از او باز همچنان در همان غروب خویش باقی مانده است . اما سروش در سلسله مقالاتی تحت عنوان دین در دنیای جدید نشان داده است که دارد دوباره به آنچه در ابتدا می اندیشیده است به همان تفکر صدرایی و اعتقاد به قطعیت و کلیت دین در دنیای مدرن بازمیگردد آنچه که در روزهای پس از انقلاب پرچم دار آن شده بود . هر چند که هنوز تا رها شدهن از نسبیت راه زیادی دارد . سروش در این مقاله در باره دین در دنیای مدرن اینگونه میگوید :

 سه نوع تقسیم بندی در زمینه دین دارای داریم: 1)دین داری معیشت اندیش 2) دین داری معرفت اندیش 3)دین داری تجربت اندیش

1)دین داری معیشت اندیش :دین داری که دین را برای زندگی میخواهد ، یک محیط قابل تحمل میخواهد ایجاد کند ، دین داری که معتقد است با وجود دین بهتر میتوان زندگی کرد و در مقابل دین آخرت اندیش تا حدودی با سکولاریسم ، به معنای ملایم کلمه قابل سازگار شدن است ، سکولاریستی که نافی و نقیض دین نباشد.در این مکتب عمل به تکلیف مترادف با آباد کردن زندگی دنیوی ، زیاد شدن علم و مال و ... است .دین معیشت اندیش عامیانه همان است که تقریبا دست نخورده باقی ماند و هیچ کس نتوانست آن را بیرون کند همانکه در شوروی هشتاد سال با آن مبارزه کردند و نتوانستند از صحنه بیرونشان کنند  . خداوند برایشان چون چون یک قانونگذار سخت گیر مقرراتی جلوه میکند که از حلال و حرام و باید و نباید کوتاه نمی آید . برای او خدا نه ناز است و نه راز بلکه یک قانونگذار و سلطان جبار است .عمده سوالی که جهان جدید برای دین داری معیشت اندیش مطرح میکند سوال از حلال و حرام است .هر گونه پیشرفتی حلال است مگر اینکه مورد سواستفاده قرار بگیرد . اگر حاکمان ما معتقدند که میتوان حکومت دینی را در دنیای جدید برقرار کرد این اعتقاد به خاطر سطح دین داری معیشت اندیش آنهاست

 2)دین داری معرفت اندیش : دین یک مقوله معرفتی است و با کلام و فلسفه انطباق دارد . این نوع دین داری یک دین داری جزم اندیش است زیرا هرجا تقلید بود جزمیت هم هست .مشکل دین داری معرفت اندیش با دنیای مدرن کنار آمدن با مفاهیم و تبیین های تازه است مانند مشکل نسبت میان علم و دین . ما نباید بگوییم فقه اسلامی برای همیشه به همه مسائل و مشکلات علمی ما جواب می دهد زیرا به قول اقبال لاهوری انسان قبل رنسانس تک منبعی بود و دین تنها منبع او بود و بعد از رنسانس چند منبعی شد واین آغاز مشکلات بود

3)دین داری تجربت اندیش :پیامبر اسلام یک شخصیت خداجو بود ، باطن این عالم را کشف کرد و سپس کشف خود را با مردم در میان گذاشت .پیامبر رفته رفته و البته به الهام الهی ، حس کرد که این اکتشافات برهنه نمیتوانند به تنهایی بمانند و نیاز به دو پوسته و دو جامه دارند که هم پیام کانونی دین را حفاظت کنند و ثانیا راه را به کسانیکه میخواهند به آن هسته کانونی برسند نشان بدهند و این دو جامه احکام فقهی  واخلاق حسنه است .خلاصه اینکه دین یک هویت سه لایه است : یک کانون دارد که عبارت است از تجربه دینی ، یک حفاظ اخلاقی دارد ، یک حفاظ فقهی . مهم ترین عبادت در دین ورزی تجربت اندیش ، مراقبه و تامل است ، به خود بازگشتن است ، نه فقط عمل به احکام فقهی و نه فقط مجاهدت با نفس و تهذیب اخلاقی . ماکس وبر میگفت :باید از جهان معاصر اسطوره زدایی کرد و این خود مانیفست جهان معاصر گردید و سبب شد که در دنیای مدرن دیگر روح انسان تحمل و آمادگی تجربه دینی را ندارد .

نقدی بر آنچه خواندیم

قبل از نقد جمله به جمله سخنان سروش تذکر چند نکته را ضروری میبینم . شیوه نگاه سروش به عالم بسیار وام دار اندیشه های مولوی و فلاسفه ی نسبیت انگار غرب است . با این تفاوت که مولانا در محضر عرفایی چون شمس تبریزی زانو زده و سخنانی که بر بیان می آورد همه در جایگاه عرفانی خود بسیار نغز و پر برکت است و نقل محافل عرفا می باشد اما اگر بخواهیم همان نکات را از فضای عرفانی و دلی مولانا به عرصه ی عقل بکشانیم و با زبان فلسفی به گفتگو بنشینیم متوجه میشویم که اینجاست که تمام آن نکات ذوقی سروش شمس ندیده سفسطه و مغلطه ای بیش نیست و برای تمام جملاتش در قرآن کریم و سخنان و کردار ائمه جوابیه های کوبنده وجود دارد و سروش نیز که خود این را خوب می داند برای توجیه سخنانش به این متوسل میشود که آنچه میگوید کانون و هسته دین و اوج تجربه دینی است که در لایه فقه و اخلاق پوشیده شده است و ناخودآگاه سخنانش من را یاد حرف های الیاس در سریال اغما می اندازد که رساله برای عوام الناس نوشته شده نه شما که به کانون تجربه دینی رسیده اید و از خود می پرسم آیا در پیش دکتر ما نیز هم نشینی چون الیاس نشسته است . همگی بارها این بیت را شنیده ایم که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد و در سیر عملی عرفایمان هم دیده ایم که هر حرفی را هر جایی نمی زنند و متناسب با ظرفیت ها سخن میگویند اما سروش هرگز این نکته را رعایت نکرد و بیان آنچه در مجالس عرفا نکته ای نغز بود و کشاندن آن به عرصه علما و فقها خیانتی عظیم به مولانا و اندیشه هایش کرد . عرفای بزرگی چون آیت الله قاضی و یا انصاری همدانی نیز هیچگاه دم از ناکارآمدی فقه در رسیدن به عمق دین نزدند و همه این بزرگواران فرموده اند که برای رسیدن به عمق دین انجام واجبات و ترک محرمات لازم است اما سروش مدرسه نرفته که دوست دارد مسئله آموز صد نسبیت گرا باشد فقط بخش اول این گفتار عرفا و بزرگان را گرفته و دارد ره به ترکستان می رود . همچنین سروش در تفسیر دین در عصر جدید با نگاهی کاملا پوزیتیوستی و تجربه گرایانه به دنبال غایت و هدف برای دین داری میگردد. در حالیکه اصولا نگاه تجربه انگار توان فهم غایت غیر زمینی و غیر ملموس را ندارد و اینگونه است که تجربه انگاران از درک دین و عوالم آسمانیش محرومند و مانند ماکس وبر میگویند میخواهند از عالم اسطوره زدایی کنند در حالیکه خود به دام اسطوره ای به نام انسان همه فهم گرفتارند و این یعنی اینکه با عینک سروش نمی توان دین را دید و این امر ناشی از دین و حدیث و فقه نخواندن سروش میشود . چطور است که طبابت و مهندسی و حتی علوم انسانی چون سیاست و مدیریت در دنیای جدید علم و تخصص میخواهد اما دین ، مکتبی که میخواهد برای همه چیزت برنامه ریزی کند تخصص نمیخواهد .

آقای سروش در قسمتی عنوان میکند که "سکولاریستی که نافی دین نباشد" این جمله مانند این است که بگویی آب خوردن با اختیاری که روزه را باطل نکند ، هنگامیکه ما مدعی هستیم که کامل ترین دین الهی را داریم که در خاتم ادیان است و بعد از آن دینی نخواهد آمد و از طرفی در تفسیر این کامل بودن میگوییم که دین ما از کوچک ترین جزییات تا بیشترین کلیات را شامل میشود آنگاه چگونه میخواهیم ادعا کنیم این دین برای حکومت کردن مشکل ترین معضل بشری برنامه ای ندارد و هر جا که دین برنامه دارد یعنی حضور دارد وحال ممکن است این برنامه دینی شامل جزییاتی چون شورای نگهبان و یا ... نشود اما می دانیم که سخن لغو عبث در دین نیست و اگ برنامه ای هست پس عمل به آن نیز در آن هست  و همچنین اگر منظور سروش از سکولاریسم نه جدایی دین از حکومت که عرفی کردن اجتماع و جدایی دین از نهادهای اجتماعی باشد که باید گفت خردمندان عقل گرای بشری که در کانت به بن بست عقلی رسیده اند و دست آن را در رسیدن به ماورا کوتاه دانسته اند و فیلسوفان بعد از آنها نیز درباره تجربه چنین گفتند حال که ساحت تفکر آنقدر در رسیدن به غایت لنگ میزند نمی دانم که حضرات چه اصراری بر تکرار این تجربه تلخ دارند که ما را به این تفکر ارجاع می دهند و میهواهند تا عرف و عقل عرفی میزان اجتماعیات ما باشد و دین در خانه ها باقی بماند تا بپوسد .سروش در توصیف خدای دین داران معیشت اندیش خدای آنان را خدای حلال و حرام می داند . از سروشی که مدعی احترام به تمام ادیان است و همه را بر حق می داند تعجب میکنم که چرا آنقدر بی رحمانه ساحت فقه و زهد اسلامی را مورد حمله قرار میدهد .مگر آنها نیز به گفته سروش یکی از صراط های مستقیم نیستند . مگر سروش از ائمه بیشتر عمق دین را فهمیده که حال از حلال و حرام گذر کرده و دیگران را نیز به گذر از این احکام فرا میخواند و مگر نه اینکه بزرگان دین ما همه توصیه به انجام حلال ها و ترک حرام ها دارند و اگر واقعا کسی مقید به این احکام باشد  به آن زهد خشکی که مولانا وحافظ و یا سروش به آن می تازند دچار نمیشود و به عمق دین می رسد مشکل این است که که به احکام هم به خوبی عمل نمی کنند و نکفر ببعض و نومن ببعض هستند .سروش در جایی عنوان میکند اگر حاکمان می اندیشند که میتوان در دنیای مدرن می توان حکومت دینی ایجاد کرد از تفکر دینی معیشت اندیش آنهاست و در پاسخ باید عنوان کرد که اگر حاکمان ما اینگونه می اندیشیدند که حکومت لیبرالیستی پهلوی را ساقط نمی کردند که آن زمان در عین اینکه وابسته بودیم اما با کمک دلارهای صهیونیستی و آمریکایی شاید به مراتب بالاتری می رسیدیم اما نکته اینجاست که دین اسلام فقط مدعی آخرت اندیشی نیست و علما و بزرگان ما هم هیچکدام مانند سروش دید تک بعدی به دین ندارند و آن را آخرت اندیش و دنیا اندیش تقسیم نمیکنند و طبق این سفارش پیامبر که نه دنیا را برای آخرت خراب کنید و نه آخرت را برای دنیا خراب کنید زندگی میکنند . در ضمن آقای سروش از این نکته غافل است که دینی که مدعی کامل بودن است یعنی مدعی است که اگر در عرصه اقتصاد ، سیاست و اجتماع و پزشکی و... قرار گیرد بهترین شیوه زندگی دنیایی را تامین میکند که رضای خدا (غایت دین ) نیز در همین است مانند حکومت امیرالمومنین که حضرت فرمود هیچ فردی در بلاد اسلامی سر گرسنه بر زمین نگذاشت و این غایت هر روش اقتصادی است .آقای سروش در جایی عنوان میکند که هر جا تقلید هست جزمیت هم هست از ایشان به عنوان یک پزشک که پا در عرصه دین گذاشته اند می پرسم اگر مریضی به شما مراجعه کند و شما با تخصصتان برایش دارویی تجویز کنید و او تقلید کند آیا او نیز جزم اندیش است و شما نیز که تجویز این دارو را از کتب دیگر ، پزشکان دیگر و یا مکتشفین دیگر تقلید میکنید جزم اندیش هستید جزم اندیشی جایی است که نگذارند جز عده ای قلیل به یک اندیشه دست رسی داشته باشند نه در اسلام که میگوید بر مجتهد تقلید حرام است این عین آزاد اندیشی است نه جزم اندیشی که شما یا مجتهد باش یا مقلد  وکمال نیز در همین است که نادانسته کاری نکنی .سروش تعارض علم و دین در دنیای جدید را ناشی از چند منبعی شدن انسان معاصر می داند باید عنوان کنم عصیان بیش از چند منبعی مشکل انسان مدرن است عصیان در آنجا که معتقد باشیم هر چه می اندیشیم درست است ، عصیانی که احساس کنیم بیش از آنچه از بالا نازل شده عالمیم و این در حقیقت از تفکر غربی ناشی می شود که حق دارند علیه تورات و انجیل شورش کنند چون این دو کتاب که در دست تحریف افرادی چون پولس ، نهادی چون کلیسا و ... قرار گرفته مسلما پاسخ گوی انسان مدرن نیست و ما نیز می پذیریم علم امروزی با دین مسیحیت و یهودیت تحریف شده امروزی در تضاد است اما با اسلام چه ؟ اگر منظورتان علمی کردن اسلام است همان کاری که بازرگان میخواست انجام دهد کافی سری به آزمایشگاههای بزرگ دنیا بزنید و ببینید که دانشمندان جهان چگونه دنبال کشف آیات قرآن و رازهای آن در طبیعتند که از این دست مثال ها همگان به خوبی می دانند . اگر منظورتان تفسیر اسلام با علم جدید است که باز نیز ره به ترکستان رفتید .شما اسلام خدامحور را دارید با عینک علوم رنسانسی اومانیست و انسان محور مشاهده میکنید و این دقیقا یعنی خطای در منطق و خطای در قیاس . چگونه علم انسان محوری  که آزادی را ولنگاری و کنار زدن تمام موانع تعریف میکند با اسلام خدا محور که آزادی را کنار زدن مانع های کمال تعریف میکند برابر میدانید و با این دید میخواهید به اسلام بنگرید . سروش در قسمتی از متن میگوید پیامبر باطن عالم را کشف کرد و این کشف را با مردم در میان گذاشت و اینگونه با تفکری ماکس وبری از معصومین اسطوره زدایی میکنی تا شخصیت آنها را از سبب پیدایش خلقت به یک انسان نخبه که تنها هنرش کشف عالم بود تنزل دهیم و سروش همین کشف را آنقدر ساده تلقی میکند که گویی خودش توانسته چندین عالم را کشف کند و غافل است از آنکه حتی اگر پیامبر یک کاشف هم بیش نبود باز این کشف را به خاطر پیامبر بودنش کرده یعنی برگزیده به خواست خدا که مقدرات عالم عصرش در دست اوست و این اسطوره زدایی ها که خود گرفتار اسطوره عصیان و غرورند پیامبران را از مقام الهی به مقام یک کاشف تنزل میدهند که جای بسی تاسف دارد . و در پایان حرفم را با کلام حق الهی به پایان برسانم که می فرماید : "ما در قرآن چیزی را فروگذار نکردیم ."

 

 


+ شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت4:16 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

اندر احوالات سیاست و شلوار

من فهم نمیکنم که چرا شما مسئله ای به این مهمی را ول کرده اید و دنبال هسته و غیره و ذلک راه افتاده اید و اصلا متوجه نیستید که شلوار مهم تر است یا انرژی . آخر اگر انسان شلولر نداشته باشد آبرویی ندارد که بخواهد دنبال انرژی راه بیوفتد . اصلا به نظر بنده باید شلوار را جز برنامه بیست ساله نظام بگذارند ، اصلا باید در برنامه پنچم ، ششم و چه بسا هفتم وهشتم توسعه آنرا جز اهم واجبات قرار دهند در همین سند چشم انداز ایران 1404 در کجای آن به شلوار اهمیت داده شده مگر نه آنکه انسانهای اولیه یکی از دلایلی که نمی توانستند با هم گفتمان تمدنی بکنند همین نداشتن شلوار بود ، فکر کردید این جنگ ها برای چیست ؟ بله برای شلوار . برای چیست که میدان آزادی شبیه شلوار است . نکته ای نغز در این معماری نهفته است که انسانی که شلوار ندارد آزادی ندارد و چه بسا رسیدن به آزادی بی شلوار ممکن نباشد . حتما می پرسید ربطش چیست عرض میکنم :

*دو شلواره شدن اهل سیاست 

فکر میکنید این آقایان اهل سیاست با یک شلوار میتوانند زندگی کنند . اصلا خود شما اگر هر روز عمرتان در سخنرانی و سفر خارجه بگذرد نمی روید دنبال اینکه شلوارهایتان را دو تا کنید شما به آدم های موفق در سیاست نگاه کنید چقدر شلوارهایشان زیاد است مثلا همین فیدل خودمان چند تا زن و بچه داره . اون بنده خدا دید نتونست در رژیم سوسیالیستی شلوارهایش را زیاد کند رفت چند تا زن گرفت که حداقل به اصطلاحش عمل کرده باشه و در محافل بین المللی نگویند  اون بی شلوار یا اون کم شلوار اومد و خدایی نکرده حق وتو بهش ندهند .همچنین است که مرحوم مغفور جنت مکان خلد آشیان خواجه نظام الملک در کتابی که من باب اخلاق سیاسی تحت عنوان اخلاق ناصری نوشته عنوان کرده که هر که شلوارش بیش بامش بیش برفش بیش

اصلا این کار در راستای ایجاد چند صدایی است فقط به جای صدا شلوار دارد خب شلوار هم می تواند صدا دار باشد مثلا شما جسارتا زیپتان را که بالا میکشید صدا تولید میکنید و وقتی چند شلوار داشته باشید که زیپهای هر کدام را بالا بکشید چند صدا تولید میشود و این چند صدایی خود از شروط جامعه مدنی است .

*نظریه قبض و بسط تئوریک شلوار

فکر کردید این اندیشمندان ما از کجا اندیشمند شده اند . فکر کردین خدایی نکرده این نظریه ها رو از یک شلوار در آوردن نخیر عزیز من این نظریه رو همونجور که در تیتر اشاره کردم از شلوار های مختلف درآوردن ، پس تو فکر کردی شلوارهای مختلف راه حقیقت رو نمی پیمایند ، حتما باید یه شلوار بپوشی نخیر تمام شلوارهای عالم راه حقیقت رو میپیمایند اصلا آدم هر شلواری که خوشش اومد باید بپوشه باید همه شلوارها رو تجربه کنی در شلوار قبض و بسط داشته باشی تا با تجربه خودت یه شلوار رو انتخاب کنی وشما تجربه این قبض و بسط رو نمیتونی به دیگران منتقل کنی .

*نظریه محتویات جیب شلوار و دولت

 توضیح این نظریه واقعا ساده است . یعنی اگه شما جیب شلوار مردم رو پر اسکن کردی که کردی وگرنه شلوارت رو میکشن رو سرت

*نکته آخر

آخرین مطلبی که هر سیاستمداری باید در زمینه شلوارش رعایت کنه اینه که هر دولت و یا سیاستمداری باید خودش شلوار خودش رو بالا بکشه و اصلا به خاطر همین نظریه است که سخنگو به آقای ایمنی اعتماد نداره چون می دونه که فقط خودش میتونه شلوارش رو بالا بکشه و اگه یه روزی یه کسی اومد خواست شلوار شما رو بالا بکشه بدون که یه سنگ یاد بود بزرگ می زنه وسط شلوارت که این شلوار توسط اینجانب بالا کشیده شده است و اونوقت مجبوری هر جا بری زیر تابلوی اون شلوارت رو بالا بکشی

 

 


+ جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت5:17 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

سربازان آقا (2)

فی مقامات سیدنا و فرماندنا مرتضی کیا (اعزامی به کمیته انظباطی)

آرمانی به اسم عدالت علوی

الو آقای .....

شما مسئول خوابگاه دختران شهدا هستین

بله بفرمایید

یه سوال دارم

بفرمایید عزیزم

میخواستم بدونم شما خوار مادر دارین یا نه

بله آقا ؟شما؟

من مسئول بسیج دانشکده حقوقم . شما اگه اگه خوار و مادر داشتی نمی ذاشتی یه دختر شهیدو چند شب بدون خوابگاه بذارن تا بره حرم امام بخوابه . از نظر من شما دیگه مسئول خوابگاه نیستی .

(فردایش از طرف کمیته انظباطی زنگ زدن )

افطاری دانشکده حقوق و بریز و بپاش آقای مصلی نژاد

حجاقا ... (رییس دانشگاه تهران )

سر افطار . بفرمایید .

از شما که 10 سال شاگرد امام بودید بعیده توی یه همچین سفره ای شرکت کنید . (در حالیکه معاونت دانشجویی دانشگاه در دادن خوابگاه به 10 دختر شهید در مقطع ارشد تعلل میکند ) . و .....

و حرفهایی از جنس عدالت که فردایش با عنایات رییس دانشکده عباس کریمی دوباره به کمیته انظباطی فرا خوانده شد .

باید برای عدالت داد زد و تو می دانی که سربازان آقا اینگونه اند و تو داری میبینی که چگونه برای آنچه آرمانش است داد می زند بدون آنکه از فردایش و آینده اش واهمه ای داشته باشد ، بدون اینکه بداند فردا رییس دانشکده و جیره خواران جناب مصلی نژاد درباره اش چه خواهند گفت . گویند سربازان آقا در شجاعت بی همتایند .

رحما بینهم و اشدا علی کفار . (هر چند سر ما زیاد داد زده اما این خصلت رو داره ) .

و خداوند از عالمان بیعت گرفت که در برابر شکم بارگی ستمگران سکوت ننمایند و می دانی که این گونه است .

و من به شخصه بسیاری از دغدغه هایم را از او دارم و آرمانهایی که حاضرم به خاطر آنها داد بزنم و می دانم که حق تمام صفاتش را ادا نکردم ولی در نهایت به خودت میگویی  تو او را اینگونه میبینی مانند یک سرباز

  


+ پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت11:42 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

القدس لنا

 

تمام مسلمين توجه داشته باشند،مسئله ي قدس مسئله ي اسلام است.

روز قدس روزي است كه بايد تمام ملت هاي اسلام تلاش كنند و اين روز را زنده نگهدارند.

فرازي از فرمايشات حضرت امام خميني (ره) در12/5/58

      در تاريخ 12/5/58  براي نخستين بار مسئله ي روز قدس و راهپيمايي در اين روز از سوي حضرت امام مطرح شد و در همان سال ودر تاريخ 22/5/58 اولين راهپيمايي روز قدس در سرتاسر ملل اسلامي بسيار با شكوه انجام شد.

از همان سال تا كنون مسئله ي قدس و فلسطين به اهم مسائل مسلمانان تبديل شده و هر سال اين راهپيمايي با شكوه تر از سال هاي پيش در سرتاسر ملل اسلامي انجام مي شود،آنچه در اين زمينه نياز به تشريح بيشتر دارد آن است كه  درسالهاي اخير و با انجام تبليغات گسترده از سوي برخي از ملت هاي اسلامي در خصوص مسئله ي فلسطين وهمچنين روشنگريهاي برخي از رسانه ها ي خارجي  موضوع راهپيمايي روز قدس از مسئله اي مختص مسلمانان خارج شده و به مسئله اي جهاني تبديل شده است ،ودر چند سال گذشته شاهد حضور مردم بسياري از ملل  غير مسلمان در راهپيميايي اين روز هستيم .

      مطمئنا برپايي اين راهپيمايي و بزرگداشت اين روز به همين جا ختم نشده و روشنگريهايي را در ميان آن ملل به همراه داشته و دارد.

      نكته اي كه دراين ميان لارم به نظر مي آيد نوع نگاه ما به اين موضوع (فراگير شدن راهپيمايي روز قدس) ونحوه ي  استفاده ي از اين مسئله در مسير روشنگري و مشخص كردن ماهيت رژيم صهيونيستي و ظلمهاي وارده از سوي اين رژيم غاصب  به ملت مظلوم فلسطين است.

فردا قدسي ديگر است و فرصت حضوري ديگر،با حضور فعالانه و پررنگ خود  در اين راهپيمايي اولين قدم در مسير روشنگري را از دست ندهيم.

     ظالمان امروز را بشناسيم و به دادخواهي مظلوم به پا خيزيم!

     اگر حسین بن علی (ع) امروز بود ، می گفت اگر می خواهید برای من عزاداری كنید باید شعار امروز شما فلسطین باشد شمر امروز شما موشه دایان است . شمر 1300 سال پیش مرد و رفت شمر امروزت را بشناس!(شهيد مطهري)

 

 


+ پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت10:19 بعد از ظهر | محسن رحیمی |
 
 

سربازان آقا

 

سربازان آقا (1)

فی مقامات جناب محمد علی علیزاده ملقب به حاجی

یوسفا عریان شو پیراهن نمی آید به تو

یا نماد مرگ میگردد و یا بی عصمتی

گاهی به این فکر میکنم که کسانیکه می توانند اینگونه شعر بسرایند در دل خود و ذهن خود چه می پرورانند . همیشه مدتها میگذاریم تا آدم ها بزرگ بشوند ، پیر شوند و بمیرند و بعد از آنها بگوییم . اما گفتن از دیگرانی چون حاجی نه نون قرض دادن است و نه این آخرین باری است که از سربازان فردای آقایمان می نویسم و نوبت های بعدی نوبت سربازانی است که از نزدیک دیدمشان و می دانم که باید ستایششان کنم .

سید خندان . منتظر تاکسی

میر داماد میرداماد .

هنوز با هم سوار تاکسی نشده ایم که سریع دست در جیب می برد  تا رسیدن تا مقصد را هم مهمانش باشیم و گفته اند که یاران آقا کریمند و خودش نعم الکریم در جمع کریمان .

راننده باب داد و بیداد را آغاز میکند و میبینم که خشم نمیگیرد برای نفسش اما در باب آنچه می داند با علاقه ای وافر صحبت میکند که مشتاقم میکند به شنیدن تمام آنچه بین او و راننده میگذرد . از کتابهایی نکته میگوید که روزگاری دلم میخواست میخواندمشان و می فهمی که از روی شکمش نکته نمی گوید و باری جملاتش آنقدر به کتاب و سخنرانی رجوعت میدهد که ناخواسته دست و پایت را جمع میکنی تا به سوادش احترام بگذاری اما آنقدر تواضع میکند تا دوباره احساس کنی که میشود از سر و کولش بالا رفت و مثل امیرحسین شکمش را گاز بگیری که هنوز فیلمهایش در آرشیو خاطرات جنوبیمان خنده بر لبهایمان مینشیند  و گاهی در لا به لای این شوخی ها نکاتی از سالهای گذشته مان تحویلت می دهد که از این همه حافظه تعجب کنی و ناخودآگاه آرشیو ذهنیت را در مقابل آنچیزهایی که میبیند و مدتها به خاطر می سپارد فقیر احساس کنی .

در اواسط مسیر هستیم و راننده از بحث خسته شده هم در مقابل استدلالهایش کم آورده و هم تا حدودی خودش را روی این دو مسافر جدید خالی کرده و ما با هم وارد مشاعره همیشگیمان میشویم . و گاه چه زیبا میشد وقتی که هم سیاست بدانی وهم شعر بخوانی و از آن زمختی به این لطافت برسی و اینجاست که میگویی مومن در هیچ چارچوبی نمگنجد و از دانستن ها یش و انعطافش لذت میبری و اینها را میگویی تا هم به دیگران بگویی از چه کسانی چه ها آموخته ای و بگویی سربازان آینده آقا که فکر میکنی شاخ و دم دارند را ساده ساده نشان دهی .

از هر دری سخن میگویی تا نظرش را درباره همگان بدانی و شاید غیبتی از زیر زبانش بیرون بکشی تا دل خوش کنی که با هم هم عقیده ای اما هر چقدر سعی میکنی تا از گوشت مردگان به او هم بخورانی نه میخورد و نه میگذارد تو بخوری و تو تعجب میکنی پس حاجی به این کم خوراکی چگونه از هر دری به راحتی تو نمی رود ؟؟

از وبلاگش با هم صحبت میکنیم و از شعرهایی که گفته اما از او صدای من نمی شنوی و فقط میگوید حقیر و یا خواست خدا . واین خود به تو میفهماند که چگونه همه چیز را از توحید ببینی و منیت را حداقل در لفظ به کار نبری .

و به عرفان میرسی و حرفهایش در باب فقه و مسلمات قال باقر و قال صادق که میفهمی چقدر حرف و حدیث گوش داده است و راه را خوب میبیند و گاه میتوان تکیه گاه مناسبی برای سوالات بی پایان دینت باشد .

میگوید که در دانشگاه به او چه میگذرد و به عنوان یک مذهبی سعی میکند که چگونه رفتار کند و میبینی که در هر دانشگاه وجود یک مذهبی چقدر میتواند در محیط تاثیر گذار باشد و از بی تاثیری خودت در آن ام الفسادی که درس میخوانی خجل باشی .

سر  میرداماد می رسیم و باید خداحافظی کنیم و تو در یک روز از یک سرباز این همه آموخته ای و می دانی که این سربازان در اطرافت زیادن که فردا ها اگر آقا خواست از آنها خواهی نوشت تا بگویی از هر که چه آموخته ای و اینگونه دینت را ذره ای به گردنشان ادا کنی و از خدا میخواهی که هیچ وقت تو و این جمع دوستانت که هر کدام مانند یک مرغ از این سی مرغ نکاتی دارند که باید بیاموزی به درد عجب گرفتار نشویم و بدانیم که ما فقط یک سربازیم و بس

 


+ پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت3:25 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

مولای یا مولا

 

امشب آسمان هم از داغ علي مي گيرد و مي گريد:

 

 

 آن شب اندر بيت مولا غير درد و غم نبود                هيچ كس مظلوم‏تر از او در اين عالم نبود

 اشك بود و آه بود و سوز بود و شور بود                بود بيمار و طبيب، اما كمي مرهم نبود

 وقت گفتار وصايا بود و هنگام وداع                      حال فرزند بزرگش ظاهراً درهم نبود

 عمر او رفت و به رغم آخر عمر نبي                      آخرين حرف علي را هيچ نامحرم نبود

 غير عباس و حسين و زينبين و مجتبي                     آشنا و محرمي در حلقه ماتم نبود

 صحبت از دشت بلا بود و غريبي حسين                  غير سقّاي حرم كس بر عطش ملزم نبود

كي توان گفتا كه در اين‏محفل پر شور و شين             دختر يكدانه پيغمبر اكرم نبود

 در ميان سطرهاي آخر درس علي                         غير اكرام و سفارش بر بني آدم نبود

 گفت كن با قاتلم اينك مدارا يا بُني                      گرچه پيمان بست با ما عهد او محكم نبود

 چون سوي ديدار زهرا بود نائل زين سبب                از علي خوشحال‏تر آن‏شب در اين عالم نبود

اگر يادتان بود و باران گرفت دعايي به حال بيابان كنيد.

التماس دعا


+ سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت2:11 بعد از ظهر | محسن رحیمی |
 
 

من ها رسالتشان را میدانند اما انجام نمی دهند

 

درد ما از اوست و درمان نیز هم

آنچه اول دید :

یک دور تو هم بچرخ ، در میان تمام کثرات هیئت عشاق الحسین ، حالا نوبت توست ، یکی از یکان ، بیا به وحدت بپیوند ، بیا در این دوری که همه مستند شادی کن ، که عزای ماست که هر سال میشود تکرار / وگرنه حیف محرم که خرج غم گردد . و در این میان فارغ از اینکه کیستی ، چیستی ، از کجا آمده ای ، کوله بارت گناه است یا نماز شب ، غم داری یا شاد نان داری یا گرسنه رهبری یا رهجو فقط میچرخی به دور ستونهایی که رویش نوشته اند اینجا جنه الحسین است . فقط چرخ است و حسین ، حیدر و اگر آقا اجازه دهند زهرا . عین همین دنیای چراّخ خودمان که به دورتان میچرخد و هر گاه خسته شد لولاهای زنگ زده و پر سر وصدایش را که درش فقط روی یک پاشنه میچرخد با می با شراب با همان عرق سگی خودمان روغن کاری میکند تا دیگر هیچ مادری گریه نکند وهیچ پدری دستانش بسته نشود آخر این همه چرخنده و علی تنها

آنچه دوم دیداندند :

در این موج چرخشها ، جایی که فقط صداسا و حسین و گاهی چشمانت اگر ببیند یک پرچم سرخ که رویش نوشته عزیز دردانه ی خدا و ما هر رزو عزیز دردانه های خدا را تکه تکه میکنیم و هر شب برایش اشک می ریزیم و چه خوب گفت جناب چپ مسلک خدا بعید که در این تضاد دیالکتیکی است که خدا لذت می برد از آفرینشش و مدام هر سحر که روح بی چاره مرا از من میگیرد به من یاد آور میشود که الست بربکم و هر گاه که به او متذکر میشوم که آخر ای آدم مومن چند بار میگویی ؟ هر شب هر شب هر شب . دیگر خسته شدم از بس گفته تو که نه شما خدای منی یک بار شما به من بگو شما که نه تو بنده ی منی . و اینجا بود که کفن پوشان حریم کبرییاییت داد زدند دیگران راست میگویند که تو فاسد شده ای . و عجیب بود که من، که هر شب پیش تو ام - مانند تمام من های دیگر حتی یک بار هم به من نگفته ای که تو فاسد که نه کمی از من دور شده ای و من که می دانم چقدر گنهکارم همیشه تعجب میکنم از این عجب و حیایت نسبت به مخلوقاتت و از این دریدگی مخلوقاتت نسبت به شما و آنچه آفریده ای . و من در این چرخشها دیدادندی که جز حسین چیزی برای آوردن به نزدت ندارم ، نه نمازی ، نه روزه ای ، نه مکه ای ، نه جهادی و نه حتی گناهی در خور قامت تو که با آن مواخده ام کنی و فقط حسین بود و عاشورا .

آنچه ندیدادندی :

مدعی خواست بیاید به تماشگه رازت ، به آنجا که خلوت شما بود من ها ، اما هر منی دست غیبی دارد که نمی گذاری خلوت شما و آن من را بر هم زند و اینجا چقدر شبان زیاد است که می خواهد موهایت را شانه کند و گوسفندان فربه اش را بدوشد تا صبح که برای نماز از خواب خداییت بیدار میشوی سر کاسه سجاده بشریتت کره محلی بگذارد و .......

دیگر از سخن سودی نیست . کمرم خم ، قلمم سست و جانم آزاد ، این بود مهریه من از شما


+ سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت0:22 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

ارزیابی مراسم استقبال از رییس جمهور

 

پس از سفر 3 روزه ي رييس جمهور كشورمان به نيويورك  و پيروزي هاي پي در پي ايشان (ملت ايران) در عرصه هاي مختلف خارجي و همچنين دستاوردهاي بسيار اين سفر برگزاري چنين مراسم استقبالي از سوي مسوولين بلند پايه ي كشوري ولشگري و مردم قدرشناس كشورمان دور از انتظار نبود.

ديشب وقتي مجري شبكه خبراعلام كرد كه مراسم استقبال رييس جمهور به طور مستقيم  از اين شبكه پخش مي شه يه كمي از عذاب وجداني كه به علت عدم حضور در اين مراسم بهم دست داده بود كم شد و خيالم راحت شد كه خيلي چيزي رو از دست ندادم.

اما ديشب وقتي اين مراسم رو از شبكه خبر ديدم مطمئن شدم كه بالاخره فرمايشات حضرت آقا اثر خودشو گذاشته و مسوولين ما هم البته يه كمي حرف شنوتر از قبل!مسئله ي اتحاد رو جدي گرفته و خيلي زيبا در اين مراسم حاضر شدند.و البته با اين كارشون غروري رو كه در جريان سفر رييس جمهور به عنوان يك مسلمان ايراني احساس مي كردم تكميل كردند.

با اين وجود مسئله اي كه حيلي منو رو نگران كرد والبته  ناراحت،عدم حضور برخي از مسوولين !بود كه متأسفانه در چنين مسئله ي مهمي كه مسئله ي ملي هم به حساب مي آيد،مسائل جناحي رو كنار نگذاشته و در مراسم  استقبال از نماينده ي ملت ايران حضور نيافتند.

خلاصه اينكه از اون همه اقندار آفريني رييس جمهور و البته حضور به موقع و مناسب بسياري از مسوولين در مراسم استقبال كلي حال كرديم و از غيبت بعضي ديگه اشون در مراسم استقبال دپرس.

 

  


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت10:46 بعد از ظهر | محسن رحیمی |
 
 

...

 
...اجتماعی که میدانها و معابرش همچون گورستانهای

کهنه پر از پیکرهای بی صداست قابل سکونت نیست.


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت4:17 بعد از ظهر | |
 
 

 
خورشید شامگاهی گفت :

کیست که کار مرا به عهده بگیرد؟             

                                                            تاگور


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت4:16 بعد از ظهر | |
 
 

 

اسلام

 

نمی توان پذیرفت اسلامی که به

 

 صورت آرمان بزرگ رهایی از آن سخن

 

 گفته شده است و می شود اسلام

 

 ارتجاع باشد.در این جنجال اسلام-

 

 ها اسلامی که منظور است و عامل

 

 سعادت انسان و رهایی جامعه چنین

 

 است:

 

-  اسلامی که نظام حکومتی آن از

 

 کوخ محقر علی-علیه السلام-در

 

 کوفه سرآغاز می گیرد نه از کاخ

 

 مجلل(کاخ سبز) معاویه در دمشق.

 

-  اسلامی که بی عدالتی با دشمن را

 

 نیز روا نمی دارد ( و لا یجرمنکم

 

 شنآن قوم علی ان لا تعدلوا )

 

 

-  اسلامی که عدالت را به آن می داند

 

 که در میان مردم محتاجی و

 

 نیازمندی پیدا نشود ( لو عدل فی

 

 الناس ان لا تعدلوا )

 

 

-   اسلامی که سرانجام در برابر همه

 

 ی ستمها و تبعیضها و نارواییها و

 

گرسنگیها و محرومیتها عالمان دین را

 

 مسئول می شناسد ( و ما اخذ الله

 

 علی العلماء ان لایقاروا علی کظة

 

 الظالم و لا سغب مظلوم )

 

-  این اسلام

 

 

-  اسلام عدالت و عدالت و عدالت

 

 

-  عدالت اقتصادی

 

 

-  عدالت اجتماعی

 

 

-  عدالت قضایی

 

 

-  عدالت سیاسی

 

 

-  عدالت فرهنگی...

 

 


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت4:16 بعد از ظهر | |
 
 

 

شیعه

 

 

 

-  تاریخ ما را در کنار کاخها و

 

 تفرجگاهها ننوشته اند حتی فقط در

 

 مساجد و مدارس نیز ننوشته

 

 اند.هنگامی که هزار و یک شب به

 

وجود آمد ما در سیاه چالها بودیم...

 

 

-  ... و در اثر تعلیمات عملی پیشوایان

 

 شیعه شهادت و جانبازی در راه دین

 

 خدا و نجات جامعه های انسانی

 

 رسمیت یافت و حفظ ناموس عدالت

 

 و دین بر حفظ جان عاریت مقدم

 

 شناخته شد...

 

 

-  آزادی و مساوات ... تعلیمی نیست

 

 که از اصالت تشیع جدایی پذیر

 

باشد.

 

 

-  الفبای مکتب این است که باید هیچ

 

 نقص و تعدی هیچ تاریکی و ناروایی

 

 و هیچ ستم و ناهمسانی در میان

 

 توده ها نباشد انسانها آزاد باشند

 

 آزاد بیاندیشند به خدای خود برسند و

 

 با محبت و صمیمیت به پدیده های

 

 عالی خلقت دست یابند ... تا اندک

 

 اندک همه جا را روشنی بگیرد

 

 روشنی ای برخواسته از عدالت.

 

 

-  آفتاب رنگ زرینی دارد. برای اینکه

 

 این رنگ خواب آلود و خواب آور نباشد

 

 بلکه تند و حرکت آفرین باشد شیعه

 

 همواره خون خود را با دست فجر و

 

 شفق به خورشید وام داده است و

 

خورشید را تند رنگ و حماسه خیز

 

 ساخته است. مانند خورشید عصر

 

 عاشورا...

 

 

-  ابن خلدون :

 

طلت دماء اهل البیت فی کل ناحیة

                                

خون فرزندان پیامبر بر جای جای سرزمینها بر

 

زمین ریخت.

 

 

-  دکتر علی سامی النشار :

 

 

 

بدأ ابناء فاطمة یکتبون بدمائهم اکبر الملاهم

       

فرزندان فاطمه بپاخاستند تا با خون خویش

 

بزرگترین حماسه ها را رقم زنند.

 

 

 

  ابوسعیدابوالخیر: 

 

 

سرتاسردشت خاوران سنگی نیست 

 

                                           

 کزخون دل و دیده بر آن رنگی نیست

 

 

 

-روی سطح برکه ای آرام                                

از کران دور دست دشت

از میان شاخه های بید

از کنار دامن افسرده ی نیها...

رنگ خونین شفق پیداست...

رنگ این خون

از چه از این برکه می جوشد‍؟

از چه این دشت غروب

این گونه خون آلود می باشد؟...

این همه از چشمه ی نورانی خورشید می جوشد

باز هم در جام زرین و سراسر حشمت خورشید می ریزد

این همان آشوبزا

هنگامه ی جاوید خورشید است.

 


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت4:8 بعد از ظهر | |
 
 

 

شعار

 

به نظر می رسد هنگامه ی شعار مرگ بر

 

 

 آمریکا به پاین رسیده باشد امروز باید آغازگر

 

 

 فریاد مرگ بر منش آمریکایی مرگ بر نظام

 

 

 لیبرال سرمایه داری مرگ بر اقتصاد فرهنگ

 

 

 و سیاست آمریکایی و شاید مرگ بر نظام

 

 

 موجود در ایران باشیم شاید در پی این شعار

 

 

 شعوری پیدا شود که در جستجوی اسلام حقیقی

 

 

 بگردد... اصل اساسی در اسلام بر طبق قرآن

 

 

 و سنت رسول الله و اهل بیت پس از توحید

 

 

عدالت است نه حجاب و دیپلماسی و... نه اینکه

 

 

 اینها مهم نیستند ولی خردمند اگر بینیشد میفهمد

 

 

 که اگر حرف قرآن را گوش کند پس از اجرای

 

 

 عدالت مسائل دیگر خودش حل شده است...

 

 

 


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت4:2 بعد از ظهر | |
 
 

 

لاحول و لا قوة الا بالله

حول یعنی هیئت ظاهری و قوه یعنی انرژی و نیروی درونی.هیئت ظاهری و نیروی درونیمان مال خداست پس در عملمان چه چیزی مال ماست؟ عبد را در این عمل کجا می شود پیدا کرد؟ عبد مخفی ای که هرگز پیدا نمی شود.


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت3:52 بعد از ظهر | |
 
 

 

 

الذین امنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم

 

اولئک لهم الامن و هم مهتدون

 

ظلم بزرگی که به آن توجه نداریم پوشاندن پیدا و پیدا

 

نمودن پوشیده است.رب پیدایی است که هرگز پوشیده

 

 نشود و عبد پنهانی است که هرگز پیدا نشود. عبد گم

 

 شده ای است که هرگز پیدا نخواهد شد.

 

 

 

غیبتی که در احادیث و روایات آن همه گناه بزرگی ذکر

 

شده است-هفتاد بار زنا مع المحارم فی البیت الحرام-

 

عمل کسی است که خدا را که ظاهر است و هرگز

 

 مخفی نشده است غایب کند وبپوشاند.


+ شنبه هفتم مهر 1386 ساعت3:41 بعد از ظهر | |
 
 

ایران 1404

 


+ جمعه ششم مهر 1386 ساعت5:2 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

ایران 1404

 

+ جمعه ششم مهر 1386 ساعت4:36 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

ایران 1404

 

+ جمعه ششم مهر 1386 ساعت4:15 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

سفر اخیر رییس جمهور کشورمان به نیویورک و به تبع آن حضور در دانشگاه کلمبیای آمریکا و حواشی آن، ایراد سخنرانی در سازمان ملل و هم چنین برگزاری نشست ها و مصاحبه های مطبوعاتی و خبری دیگر با رسانه ها و شبکه های مختلف خبری، این روزها در سرتا سر جهان  بازتاب گسترده ای داشته است. آنچه در پی می آید نظرات برخی از کارشناسان و صاحب نظران سیاسی است که در گفتگوی اختصاصی با ایران 1404 عنوان گشته است :

 

 

مشاور مطبوعاتی رییس جمهوری در گفتگو با ایران 1404 هر سه سفر احمدی نژاد به نیویرک را کاملا برنامه ریزی شده دانست.

علی اکبر جوانفکر ادامه داد :احمدی نژاد در این سفرها توانست به نمايندگى از سوى ملت ايران، خود را به مردم آمريكا نزديك تر كند و به رغم خواست سردمداران این کشور، گفتمانی جديد را در محافل مردمى و دانشگاهی آمريكا رقم زند. وی افزود: احمدی نژاد با استعانت از خداوند متعال و به مدد هوش و ذكاوت و تدبير خود توانسته است دولت آمريكا را در داخل اين كشور به چالش بكشد و با جرأت مى توان ادعا كرد كه سران نظام سلطه هيچ گاه تا اين اندازه دچار سردرگمى و آشفتگى نبوده اند وی در ادامه پایان تاکدی کرد: به تدريج شاهد تأثير روشنگرى هاى دكتر احمدى نژاد در جامعه آمريكايى خواهیم بود.

 

 

عطالله مهاجرانی نیز در این رابطه در سایت شخصی خود نوشت:

سخنان رييس دانشگاه كلمبيا پيش از سخنراني آقاي احمدي نژاد انصافا حيرت انگيز بود. با مهمان كه كسي اينگونه سخن نمي گويد.
وي با اشاره به كلمات توهين اميزي كه رئيس دانشگاه كلمبيا عليه رئيس جمهور ايران به كار برد، افزود: اين كلمات ديگر بحث و موضوع بحث نيست.فحاشي ست، تيتر براي روزنامه هاست. در همین رابطه حتی روزنامه اسراییلی ها آرتص نوشته: در ماجراي سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا بازنده اصلي اسراييل بود.
مهاجراني تصريح كرد: به گمانم رقابت هاي سياسي در داخل و نقد ونظر هايي كه به جاي خود درست و به هنگام است، نبايد موجب شود كه در داوري منصف نباشيم.اين سخنراني رييس جمهور و ايران را در موضع مظلوميت و حقانيت قرار داد.
مهاجراني در پايان تاكيد كرد: خداوند خواست برغم همه اين تدبير ها و تفتين ها، سخنراني رييس جمهور فرصت تازه اي براي ايران باشد.علاوه بر بازندگي اسراييل، رييس دانشگاه كلمبيا هم باخت.

 

 

اما یک عضو مشترک شورای مرکزی جبهه ی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در رابطه با سفر اخیر دکتر احمدی نژاد به آمریکا اظهاراتی عجیب را ابراز داشت.

دکتر مصطفی تاج زاده ضمن محکوم کردن سخنان توهین آمیز بالینگر، رییس دانشگاه کلمبیا اظهار داشت : به نظر من در این سفر فرصت سوزی شد! و ما باید از این موقعیت بیشتر استفاده می کردیم چرا که الان وضعیت کشور بحرانی تر گشته است! وی در ادامه به سوال خبرنگار ایران 1404 مبنی بر توضیح بیشتر از بحران، خودداری نمود!

 

حسین مرعشی ، سخنگوی حزب کارگزاران نیز در این رابطه به ایران 1404 گفت: احمدی نژاد به لحاظ توانایی شخصی خود به خوبی ایستادگی کرد و توانست بحران دانشگاه کلمبیا را به بهترین شکل مدیریت کند.

وی در ادامه بین داشت وقتی به رئیس جمهوری کشورمان توهین شود، در واقع به ملت ایران توهین شده و این چیزی جز  نشانه ضعف فرهنگ و تمدن آمریکا نیست

 

در همین رابطه مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردم سالاری نیز به خبرنگار ما گفت : سخنان رییس دانشگاه کلمبیا بسیار شرم آور بود و از طرف من شدیدا محکوم می گردد.

البته وی در ادامه از سفر احمدی نژاد به آمریکا به کلی انتقاد کرد ! و نظر داد : به نظر من بهتر بود تا در این سفر معاون وزیر خارجه شرکت می کرد نه رییس جمهور!!! زیرا آقای هاشمی اصلا به آمریکا سفر نکرده است و آقای خاتمی نیز تنها 2 بار به نیویورک رفت ولی آقای احمدی نژاد تا کنون سه بار به آمریکا رفته است !!!

 

 

 

اما دکتر احمد توکلی  در این رابطه به ما گفت : استراتژی ضد استکبار رییس جمهور و هم چنین متانت و صلابت و شجاعت وی در دانشگاه کلمبیا منجر به خنثی شدن توطئه ای از قبل طراحی شده علیه کشورمان گشت و مکر آمریکا و دشمنان ایران را به خودشان بازگرداند. رییس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در ادامه موضع گیری های دکتر احمدی نژاد را موجب سربلندی و هم چنین تقویت جایگاه جمهوری اسلامی ایران در عرصه ی بین الملل دانست.وی در پایان و در پاسخ به برخی از اظهارات نیز گفت: مجمع عمومی سازمان ملل محل گرد هم آمدن سران کشورهاست (رهبران و یا روسای جمهور کشورها) و تمام کشورهای بزرگ و صنعتی جهان نیز از این فرصت نهایت بهره را می برند و سران خود را به این نشست می فرستند و دلیلی ندارد که بخواهیم معاون وزیر امور خارجه را به جای رییس جمهور راهی این مجمع کنیم و این کاملا بدیهی است.

 

 

 

 

از سوی دیگر دبیر سیاسی حزب کارگزاران نیز در گفتگو با ایران 1404 اظهار داشت :

اصول سیاست خارجی کشور بر محوریت 3 معیار کلی به نام عزت، حکمت و مصلحت است که باید طبق این سه محور مورد ارزیابی قرار بگیرد.

محمد هاشمی رفسنجانی ادامه داد : به نظر من در حال حاضر و با توجه اطلاعات موجود نمی توان به طور دقیق به ارزیابی دستاوردهای این سفر پردخت! و برای ارزیابی دقیق باید منتظر گذشت زمان بود. هاشمی رفسنجانی در ادامه دشمنی فرهنگی و رسانه ای آمریکا را مورد تاکید قرار داد و افزود : به نظر من اتفاقات دانشگاه کلمبیا منجر به رسوایی بزرگی برای آمریکایی ها گشت چرا که آنان دائما مدعی دموکراسی و آزادی بیان هستند و این در حالی است که توهین به رییس جمهور ایران آن هم در یک محیط علمی و فرهنگی چیز دیگری را نشان می دهد. وی در پایان بر ضعف رسانه ای ما در زمینه ی پوشش مثبت و تبلیغات و دستاوردهای دیگر آن تاکید نمود و خواستار قوی تر شدن تبلیغات و کارهای رسانه ای برای پوشش بهتر سفر رییس جمهور به نیویورک گشت.

 

 

 

 

 

دکترصادق زيباكلام هم رفتار و سخنان رئيس دانشگاه كلمبيا پيش از سخنان رئيس جمهور ايران را نادرست و به دور از شأن يك مقام دانشگاهى دانست. زيباكلام اظهار داشت: انسانيت و عرف حكم مى كند وقتى ميهمانى به دانشگاه دعوت مى شود، اين گونه صحبت نشود، اگر آن رئيس دانشگاه احمدى نژاد را تا اين حد نمى پسندد، چرا او را دعوت كرده است؟ استاد علوم سياسى دانشگاه تهران تصريح كرد: دعوت ميهمان به معناى آن است كه نقطه نظرات او بايد مطرح شود نه اين كه كيفرخواست عليه وى صادر و قرائت شود. زيباكلام افزود: البته قرص و محكم بودن احمدى نژاد و دفاع محكم او از آنچه باور داشته و حقيقت و حق ملت ايران مى داند جالب و مهم  است. زيباكلام در ادامه دو سخنرانى رئيس جمهور در نيويورك را از منظر آرمانگرايانه دانست و معتقد است که لحن احمدى نژاد قاطع و محكم است .

 

 

 

اعلام انزجار 25 نماینده از اظهارات سخیف بالینگر

علاوه بر بیانیه ی 200 نماینده ی مجلس شورای اسلامی که در دفاع از اظهارات رییس جمهوری در نیویورک منتشر شد ، 25 نماینده از فراکسیون های مختلف مجلس نیز در بیانیه ی جداگانه ای از اظهارات موهن رییس دانشگاه کلمبیا اعلام انزجار نمودند. درقسمتی از این بیانیه آمده است: رئیس جمهوری هر کشوری نماد و نماینده غرور و حیثیت ملی آن کشور است و هر گونه تسخیف و توهین به رئیس جمهوری ایران می تواند به منزله توهین و تحقیر علیه یک ملت به شمار رود.

اکبر اعلمی و داریوش قنبری (از اعضای  بنام فراکسیون اقلیت)، محمد خوش چهره، عماد افروغ و سعید ابوطالب (از اعضای ارشد اصولگرایان مستقل)، علی عسگری (عضو فراکسیون حزب الله)، ، و اسماعیل گرامی مقدم (سخنگوی حزب اعتماد ملی) از چهره های شاخص امضا کننده ی این بیانیه بودند که با توجه به مشی انتقادی آنها به دولت در بسیاری از امور، حمایت آنان در این زمینه و در حالیکه بسیاری دیگر از چهره ها سکوت کرده اند، قابل توجه به نظر می رسد.

 

رؤسای دانشگاههای کل کشور سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا را تقبیح کردند

 

روسای دانشگاههای کل کشور وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با صدور بیانیه سخنان توهین آمیز رئیس دانشگاه کلمبیا علیه ملت و رئیس جمهور اسلامی ایران را تقبیح کردند.

 همچنین روسای 6 دانشگاه و مراکز پژوهشی تهران در نامه ای خطاب به "لی بالینگر" رئیس دانشگاه کلمبیای آمریکا با تقبیح سخنان توهین آمیز وی علیه محمود احمدی نژاد و ملت ایران پاسخ به 10 سئوال را از وی خواستار شدند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ جمعه ششم مهر 1386 ساعت3:21 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

 
نیو یورک تایمز

 

ایندیپندنت

 

واشنگتن پست

 


+ جمعه ششم مهر 1386 ساعت6:6 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

نامه ای به آقا خامنه ای

 

نامه ای به آقا خامنه ای

سلام بر شما ای سید و مولا

یادش به خیر آن روزی که فرمودید بسیج در این مملکت ، در این دانشگاه و در این دانشکده هاصاحب خانه است .اما ای آقای من میخواهم با شما بگویم که با این صاحب خانه چه ها که نمی کنند ؟

آنروزی که به فرمایشات شما عمل میکنیم ، آن هنگامیکه به دنبال آرمانخواهی می رویم ، آن زمانیکه میرویم تا برای تبعیضات دانشگاه فریاد بزنیم ، غربتی های حاشیه نشین که در حاشیه کاخ نیاوران برای خود حکومت فئودالی راه انداخته اند فریادمان را بی ادبی تلقی میکنند و به تمام ارزشهایمان توهین میکنند . غربی مسلکان خرقه شرقی پوشیده که آرمانشان پول است و ثروت اندوزی دوستانمان را تهدید به اخراج از دانشگاه میکنند .فقط و فقط به خاطر اینکه چرا سر جناب آیت الله العظمی فخر جهان اسلام و نماد علم ایران داد عدالت زده اید . توف به این روزگار که امثال این آقایان صدقه سر بیسج و نیروهای مذهبی روی کار آمده اند و حال برای اینکه روشنفکران ستایششان کنند و عکسشان را روی جلد نشریات زرد سیاسیشان بیاویزند نیروهای مذهبی را ریش و پشم داران دافعه دار میخوانند .

آقای من ما در دانشگاهی درس میخوانیم که شهید باقری ، چمران ، شهید موسی صدر و پابرهنه های بودند که دنبال عدالتخواهی برای مستضعفین بودند در آن درس میخوانند اما هرگاه به صفحات تاریخ زندگیشان نگاه می اندازیم میبینیم آنقدر که خودی ها آنها که ادعا ادعا و ادعای دین دارند -خون به دل ما میکنند رژیم منحوس پهلوی خون به دل این مبارزان نکرده است .

آقای من میخواهم با تو بگویم که معاونت دانشجویی دانشگاهمان که از اسلام فقط نمازش را فهمیده و از سیاست فقط اصلاحاتش را در کار بچه های شهدا تعلل میکند تا دختران شهید شبها را به جای خوابگاه هایشان در حرم امام بخوابند و آنگاه که سر رییس این دانشگاه داد از بی عدالتی می زنی حواله به انتظاماتت می دهند و پوچ مغزان نمی دانند که خون همان شهدایی که شما روی استخوانهایشان ایستاده اید انتظامات این مملکت است .

آقای من بغض گلویمان را گرفته . میخواهیم بنالیم از اینکه اساتید مذهبی جرات حرف زدن از مذهب را در دانشگاه ما ندارند و آنوقت حضرات به دنبال منت کشی برای باز گرداندن آقایانی هستند که پلو و مرغشان را در سیا آمریکا میخورند و نوشخوارش را در سر کلاسهای ما میکنند .

سید من میخواهم به شما بگویم از اینکه نمایشگاه شهدایمان را پاره میکنند ، عکس رییس جمهورمان را آتش می زنند ، به دینمان اهانت میکنند و تمام آقایان با دغدغه اسلام !!!!!!! از ترس شلوغی دانشگاه ، فشار روزنامه های غربی و از ترس چماق مستبدی به اسم آزادی بیان نه تنها به آنها هیچ نمی گویند بلکه با عزت و احترام تا سر کلاسها بدرقه شان میکنند ولی تا دادمان در می آید میگویند اخراج ، کمیته انظباطی و .... هر چند که ما ترسی از این مسائل نداریم که اخراج فخرنا . زیر در پرونده قیامتمان در نزد شهدا و امام شهدا وخدا رو سفیدیم که آری ما را از این ام الفسادی که نامش را دانشگاه نهاده اند اخراج کرده اند .

سید و مولای من امروز آقایان به ما میگویند ما به این خاطر از شما بدمان می آید که شما به نام اسلام بی ادبی می کنید . می گویند شما دافعه دارید چون دختر بازی بلد نیستید ، بلد نیستید که در دفترتان با نوامیس مردم لاس بزنید و از خاطرات دورانتان برای هم بگویید و دست در دست هم به پارک های اطراف دانشگاه بروید ، آری ما دافعه داریم اگر منظورتان همان دافعه ای است که اماممان امیرالمومنین داشت همان دافعه ای که طلحه قدرت طلب  را دفع کرد ، عایشه سهم خواه را دفع کرد ، خوارج را دفع کرد آری با صدای بلند میگوییم ما برای اینها دافعه داریم . هر چند چون مولایمان علی هر که از خوارج بودنش توبه کرد مانند "رحمابینهم" دوستش  می داریم و هر که خوارج این انقلاب شد و خواست برای آنچه بابتش خون دادیم سهم خواهی کند چون امیرالمومنین ابتدا با مهر ورزی نصیحتش میکنیم و اگر نشد "اشدا الکفار"  میشویم که تمام این درس ها را از اماممان وشهدامان و از شخص شما آموخته ایم .

آقای من ، بیش از این خون به دل شما نمی کنم .فقط باید بگویم شرمنده ایم از اینکه زبان صبر نداریم شرمنده ایم از اینکه میبینیم که هر کس مانند کفتاری بر تن این انقلاب افتاده و سهمی را برای خود و خانوادش میبرد .

 


+ پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت1:4 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

آن لاینم داریم

 

نشریه ایران 1404 به صورت آن لاین (کاری از گروه قوطی گ..)

روی جلد

http://i24.tinypic.com/r10xmd.jpg

صفحه2

http://i23.tinypic.com/veupep

صفحه3

http://i23.tinypic.com/immrfo.jpg

صفحه4

http://i20.tinypic.com/o09b2u.jpg

صفحه5

http://i23.tinypic.com/svmm34.gif

صفحه6

http://i23.tinypic.com/s2wrk4

صفحه7

http://i22.tinypic.com/4qn81j

پشت جلد

http://i23.tinypic.com/m8gshf.jpg


+ سه شنبه سوم مهر 1386 ساعت1:15 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

برای آنانی که میگویند

                             فرهنگ پایگاه حجتیه !

خبرگزاری فردا نیوز:

(دور جدید عضو گیری انجمن حجتیه آغاز شده است.بنا بر شنیده های خبرنگار « فردا »، اخیرا انجمن حجتیه دور جدیدی از عضو گیری و جذب نیرو را در مدارس مذهبی شهر تهران آغاز کرده است.بنا بر این گزارش، مدرسه "فرهنگ" که زیر نظر دکتر غلامعلی حدادعادل اداره می شود از جمله این مدارس است که گروه مذکور برای آن برنامه ریزی کرده است .)

خدا را شاکریم که آنان که نمی دانند وارد عرصه ی دشمنی ها شده اند که دشمن نادان را سبب طولانی بودن عمر و خنده ی فراوان و سلامت تن نامیده اند . جناب عالی مرتبه فردا که امیدوارم اسم با مسمایش را خودش انتخاب کرده باشد و مانند سایر دوستانشان اسم و هزینه هایشان از آمریکا نرسیده باشد ، یا نمی دانند حجتیه چیست یا نمی دانند فرهنگ کیست ؟ فرموده اند که تا به حال دهها نفر از اعضای انجمن حجتیه وارد دبیرستان شده اند و توسط دبیرستان اخراج شده اند . ضمن تبریک به دوستان به خاطر این تبلیغ گسترده برای انجمن حجتیه امیدوارم که قادر باشند به سوالات پاسخ گو باشند !

1)شما تا به حال چند بار از سیدخندان رد شده اید ؟ اصلا تا به حال ساختمان دبیرستان فرهنگ به چشمان شریفتان خطور کرده است ؟

2) رد یاب های حجتیه یابتان را چگونه طراحی کرده اید ؟

3)خب حالا این خبر رو زدی ؟ اصلا هدفت از زدن این خبر چی بوده ؟

نصیحتی برادرانه خدمت حضراتتان باید عرض کنم که حنایتان مدت هاست رنگش را از دست داده است . پروژه تخریب پایگاههای فرهنگی مذهبی که سالها پیش با بایکوت استادان مذهبی از دانشگاه آغاز شد و جنبش دوم خرداد و روشنفکران زوری دینیتان آنرا طراحی کردند امروز دیگر برای ما آشناست . ایجاد این فضای مسموم برای عدم اطمینان مذهبی ها به اینگونه مدارس نه تنها سودی برایتان ندارد بلکه مانند همیشه آبی به آسیاب ما می ریزید و سبب تبلیغات رایگان مراکز فرهنگی ما میگردید که از این لحاظ اجرتان با ابا عبدالله .

دبیرستان فرهنگ که حال به کانونی برای فروپاشی افکارتان و حکومتتان در دانشگاهها تبدیل شده است (هر چند که وظیفه خطیر تربیت نیرو برایتان را نیز در مواردی عهده دارشده) طبیعی است که مورد حمله این تفکرات و تبلیغات مسموم قرار بگیرد و به خصوص در نزدیکی انتخابات مجلس و نیازتان به تخریب یکی از چهره های شاخص اصولگرا ( جناب غلامعلی حدادعادل) .به هر حال امیدوارم خدا همه ما را هدایت کند .

 


+ سه شنبه سوم مهر 1386 ساعت0:30 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

آنچه اخراجش نامیده اند

 

آنچه اخراجش نامیده اند ...

ماجرا این است

بر اساس قانون وزارت علوم که در تمام دانشگاههای کشور اعمال میشود هیچ یک از اعضای هیئت علمی و کارمندان اجازه غیبت غیر موجه بیش از دو ماه را ندارند و در صورتی که هر یک از اعضای هیئت علمی بیش از دو ماه غیبت غیر موجه داشته باشند دانشگاه موظف است که آنها را از دانشگاه اخراج کند . حسین بشیریه پس از انتخابات 84 و پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات از کشور خارج شده و اعلام می دارد که دیگر به کشور باز نخواهد گشت . اما دوستان ایشان در دانشگاه تهران این خروج از کشور را با نام فرصت مطالعاتی نام گذاری میکنند تا در فرصت مناسب و در شرایطی که حضورش را نیاز دارند او را دوباره به دانشگاه بازگردانند اما غافل از اینکه فرصت مطالعه برای هر یک از اساتید حداکثر یک سال است و درحالیکه حسین بشیریه یک سال و شش ماه است که در خارج از کشور به سر می برد و  یعنی اینکه ایشان 6 ماه بیش از سهمیه خود غیبت داشته اند و این در صورتی است که ما فرضیه غیبت ایشان  به علت فرصت مطالعاتی را پذیرفته باشیم . هادی سمتی نیز که از دیگر اساتید اخراجی می باشد سرنوشتی این چنینی دارد با این تفاوت که غیبت غیر موجه ایشان 4 ماه می باشد که ایشان آنرا در لندن به سر می بردند .

اخراج کسانیکه خود اخراج کننده بودند

روزنامه های سال 76 را ورق میزنم . چشمانم در روبه روی این تیتر  توقف میکند . اخراج اساتید مذهبی از دانشگاه تهران . دانشکده حقوق و علوم سیاسی و جناب هادی سمتی به عنوان معاونت آموزشی نظرم را جلب میکند . آن روزی که به یکی از اساتید مذهبی گفته بود تو در این دانشکده جریان ساز هستی و بچه های مذهبی را خط میدهی و این برای ما قابل تحمل نیست. ایشان برای اساتید مذهبی دو راه را انتخاب میکردند یا اینکه از او می خواستند  که در مقابل جریان سکولار دانشکده ایستادگی نکنند  (که در این صورت کاری با او نداشتند ) و یا اینکه دیگر اجازه تدریس نخواهند داشت و باید از دانشگاه بروند . چرا آنروز کسی نگفت اخراج بد است ؟ چرا آنروز کسی علم دفاع از حقوق و عدالت را بلند نکرد . جطور آنروز اخراجها قانونی بود ولی امروز اخراج آقایان که بر اساس قانون نوشته شده ای بوده غیر قانونی شده . به یاد می آورم روزهایی که حضرات می گفتند به امید روزیکه قانون در این مملکت حکومت کند و حالا که قانون در مقابلشان قرار گرفته حرفهای دیروزشان را فراموش کرده اند  و می فهمم که منظور شان حکومت  قانون نبوده بلکه حکومت خودشان و آرایشان بوده است . کسانیکه امروز خود را طرفدار چندصدایی ، دموکراسی ، آزادی اندیشی و حقوق بشر می دانند آنروز که مذهبی ها را از دانشگاه اخراج می کردند نیز بر این شعارها پایبند بودند یا نه ؟حکایت این سخنان متناقض آقایان سری دراز دارد . آنان که میگویند تک صدایی بد است اما به مخالفینشان اجازه حرف زدن نمی دهند آنان که میگویند زنده باد مخالف من و مخالفینشان را از دانشگاه اخراج میکنند آنان که در مقابل قانون می ایستند و هر گاه که با آنان قانونی برخورد می کنند با هوچی گری مطبوعاتی حقیقت را کتمان میکنند دیگر حنایشان برای ما رنگی ندارد . هم چنین اسنادی موجود است که از عضویت برخی اساتید در سازمانی موسوم به سیرا که سازمانی جاسوسی است خبر می دهد که به زودی آنان را منتشر خواهیم نمود

 

 


+ دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت11:47 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

واکنش

                                واکنش بسیج دانشجویی دانشگاه تهران نسبت به چاپ مطالب موهن در چند نشریه ی دانشجویی دانشگاه امیر کبیر

 

                   دهم اردیبهشت ماه سال جاری بود که در یک اقدام از پیش هماهنگ شده چهار نشریه ی دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر به صورت هم زمان پخش شده که هر چهار نشریه حاوی مطالب کم وبیش مشترکی در توهین به رسول اکرم (ص)، ائمه معصومین (ع)، مقام معظم رهبری، حجاب و بسیاری دیگر از مقدسات بودند.

                     پس از این واقعه و به دلیل تشنجات برخی از سو استفاده کنندگان از این شرایط، کلاس های این دانشگاه به  مدت یک هفته در تعطیلی به سربرد و در داخل و خارج از این دانشگاه  دانشجویان مسلمان با تجمعات خودجوش دانشجویی انزجار و نفرت خود را نسبت به مطالب منتشر شده و هم چنین عوامل چاپ و پخش آن اعلام کرده و  با نصب پارچه ی مشکی بر روی تابلوی این دانشگاه، اعلام عزا نمودند ولی نکته ی جالب توجه در آن برهه از زمان سکوت معنادار مدعیان روشنفکری دینی در دانشگاه های مختلف بود  که ناخواسته منجر به اثبات حقایق بیشتری گشت . شرح و تفصیل این ماجرا به همراه اتفاقات بعد از آن در این مجال نمی گنجد و تصاویر فوق نیز تنها گوشه ای از خشم دانشجویان مسلمان در اعتراض به وقایع آن روز هاست ...

 

 

                                  تجمع اعتراض آمیز بسیج دانشجویی دانشگاه تهران

                                          در اعتراض به رفتار وقیحانه ی استاد هتاک

 

                     بیشتر از دو روز از اتفاقات تلخ دانشگاه امیرکبیر نگذشته بود که مجددا قلب تمامی  دانشجویان مسلمان واقعی جریحه دار شد. ماجرا از آنجا شروع شد که در یکی از کلاس های دانشکده ی هنر های زیبای دانشگاه تهران، استادی به نام ن.ز در کمال وقاحت  و در توهینی آشکار در مقابل چشمان دیگر دانشجویان، حجاب یک دختر محجبه را با گفتار و سپس حرکت زشت خویش(!) به تمسخر می گیرد ولی باز هم آنچه که بیش از هر چیز دل هر دانشجوی مسلمانی را آزرد، سکوت و حتی (تشویق) این استاد هتاک توسط مدعیان روشنفکری دینی در دانشگاه ها بود!

                    تصاویر ذیل گوشه ای از اعتراض و اعلام انزجار دانشجویان مسلمان نسبت به حرکت استاد مذکور را پس از اقامه ی نماز وحدت نشان می دهد

 

 

         حضور دانیل اورتگا در دانشگاه تهران

 

                         بیستم خرداد ماه سال هشتاد و شش شاهد حضور دانیل اورتگا، رییس جمهور و رهبر جبهه ملی آزادیبخش ساندنیست نیکاراگوئه در دانشگاه تهران بودیم. وی که به دعوت رسمی رییس جمهور کشورمان به تهران سفر کرده بود دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران را نیز برای حضور در دانشگاه تهران بی پاسخ نگذاشت و با حضور خود به همراه خانواده ی خویش، پس از سخنان حسن رحیم پور ازغدی در جمع پرشور دانشجویان مسلمان به ایراد سخنرانی پرداخت و مورد استقبال و تشویق کم نظیر دانشجویان قرار گرفت.

                       حضور سردار سعید قاسمی، معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه، وزیر علوم و وزیر نیرو، و تمامی اعضای خانواده ی اورتگا (همسر، پسر و دو دخترش) در تصاویر فوق قابل توجه است.

                     اورتگا پس از سخنرانی خود و تشویق دانشجویان حاضر در مراسم، مورد استقبال رسمی مسئولین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران قرار گرفت.

 

            همایش ها و عملکردهای علمی-سیاسی بسیج دانشجویی

 

                       در سال تحصیلی گذشته شاهد برگزاری بسیاری از برنامه ها و همایش های علمی-سیاسی بسیج دانشجویی بودیم.

                      سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی در جمع دانشجویان بسیجی به مناسبت روز دانشجو، سخنرانی استاد حسن عباسی در دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی که با حضور سفیر و رایزن فرهنگی کشور کوبا و به دعوت بسیج دانشجویی برگزار شد و میز گردی با موضوعیت ضرورت تکرار انقلاب فرهنگی با حضور دکتر کچوییان و حجت الاسلام و المسلمین نبوی تنها گوشه ای از فعالیت های علمی-سیاسی بسیج دانشجویی در سال گذشته بود که تصاویری از آن ها را مشاهده می فرمایید. هم چنین انتشار و چاپ نشریات دانشجویی و دیگر مناظره ها همایش های علمی-سیاسی نیز از عملکردهای سال گذشته ی بسیج دانشجویی به شمار می رود که به دلیل ضیق مکان برای الصاق تصاویر و عدم مشاهده ی آنها توسط شما، پیشاپیش پوزش می طلبیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت3:7 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

دیر آمدم مثل همیشه

 
به نام خدا

دیر اومدم

ولی یه سوال داشتم

شاید فکر کنین که سوال من زمان خاص خودشو داره

یعنی الان نباید مطرح شه

ولی من این موضوع تو گلوم گیر کرده

سوال:

تا به حال شده که آب ( آب گوارا ، آب نوشیدنی ) بسوزونتتون؟

جان امام حسین ( ع ) به من بگین جواب کسی که اینو از من پرسیده چی بدم

یا حق...


+ دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت0:53 قبل از ظهر | محمد علی علیزاده |
 
 

ایران 1404دوباره اومد

 

ایران 1404دوباره اومد


+ دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت0:8 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

نامه ها بر نامه ها

عاشورای 88

عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم...

هشدار هشدار همه به سوی خدا بر میگردیم

هنوز پرچم بالای گنبد ارباب سیاه است

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ