تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

عرف بین الملل آش کشک خاله

 

عرف بین الملل آش کشک خاله

امروزه دیگر روش های غیر دموکراتیک برای کشورهایی که زور (پول فراوان صهیونیستی ) ندارند ، راه کار مناسبی برای پیبرد اهداف نیست . این شاید اولین قانون عرف بین الملل باشد که کشتن بد است اما برای آمریکا خوب است ، زندانی کردن بد است اما برای آمریکا خوب است . عرف بین الملل امروزه که بهتر است نامش را عرف واداده و خودفروخته به ثروت بدانیم صحنه ای است که در آن دولتها از ترس کم شدن رفاه فراوانشان عزتشان را به آمریکا می فروشند و چونان کفتاری که از شیری حمایت میکند ، ته مانده های غذای شیر این جنگل را که به شکل انواع تکنولوژی های مدرن بزک شده است را می خورند و قانون جنگل موجود در نظام عالم را بر پایه عدالت شیر محور و حقوق بشر آمریکا محور تفسیر میکنند . اینجاست که ذهن ما با واژگان و ادبیات جدیدی آشنا میشود که به کشتن میگوید عدالت ، به گوانتانامو میگوید آزادی و لابد همین ها به کسانی که در رو به روی کشتار سیری ناپذیر آمریکا بایستند میگویند ضد عرف .

 ضد عرف امروزه در کلاسهای دانشکده حقوق دانشگاه تهران و در دیدگاه روشنفکران دینی واژگان جدید است که به دیپلماسی دولتی اطلاق میشود که با قانون جنگل موجود در نظام دیپلماتیک دنیا به مبارزه بر خواسته است . که گفته است که آمریکا حق دارد که هر که را خواست دیکتاتور بنامد و با نام لیبرال دموکراسی کشورهای نفت خیز دنیا ، کشورهای بیچاره دنیا را اشغال کند  . حال چه ایرادی دارد که در آشفته بازار این آهن آباد دولتی نظام های بین المللی را بدون توسل به زور بدون ادعای دروغین دموکراسی به صلح حقیقی دعوت کند . این روزها شنیده میشود که عده ای نامه نگاری های رییس جمهور ایران به غربی ها را خارج از عرف دیپلماتیک قلمداد میکنند . سوال ما از این روشنفکران این است که به ما بگویید که عرف بین الملل که مترادف با تجاوز ، مترادف با جنگ ، بمب اتمی هیروشیما و ... است را آیا عقل سلیمتان می پذیرد ؟ چه کسی گفته است تجاوز عرف است ؟ این مسئله آنقدر واضح است که من را به فکر فرو میبرد که چه اتفاقی می افتد که کسانی اینگونه فکر میکنند که ما نیز باید از تعدی از این عرف ظالمانه عالم پیروی کنیم  چگونه میخواهند فردا در محضر خدای متعال در در رو به روی تمام جهانیان به خداوند پاسخ دهند . فرض کنید در شهری تعرض به زنان مردم عرف مدنی جامعه شود . به نظر شما در چنین جامعه ای باید برای زندگی در کنار سایرین به تعرض به همسران خودمان نیز تن در دهیم یا در ضمن مقاومت سعی در تغییر این عرف مدنی باشیم هر چند که در این راه خالی از توان مناسب هستیم  . آنچه که در سالهای پس از دولت نهم از سوی منتقدان دیپلماسی دولت شاهد بودیم نه عقلانیت که ترس و وحشتی بیش نیود . همان ترس و وحشتی که قاجارها را ذلیل عالم کرد همان قاجار که نصف مملکت را به بیگانگان می داد زیرا که میخواست در عرف بین الملل از قدرتمندان تبعیت کند و از باقی مانده شیر جنگل روابط بین الملل نوشخوار کند . قاجاری که همین روشنفکران امروزی او را به باد انتقاد بزدلی میگیرند و معتقدند که فراماسونهای قاجاری با کمک شاه غرب شیفته مملکت را به چند سفر به خارج فروختند همان روشنفکران یا در رویارویی مجدد با غرب چنان خودباخته شده اند که برق اسلحه یانکی های آمریکایی ایمانشان را ربوده و یا کشورشان را با چند سفر خارجه به فراماسونهای لژهای آمریکایی فروختند . در این عرف بین المللی که تعدی به حریم کشورها مانند آش کشک خاله بخوری به پایت است و نخوری هم به پایت موضع ما در مقابل آمریکا چه باید باشد ؟ آیا به قول برخی اساتید دانشکده حقوق باید در دهان این تمساح برویم و چونان گنجشکی دندانهایش را پاک کنیم تا هم ما سود ببریم هم او ؟ پس کجاست استقلال ؟ آیا احساس پوچی برای این انقلاب و خونهای شهدایش نمی کنید اگر که اینگونه بیاندیشید بدانید که پوچ ترین انقلاب دنیا را کرده اید زیرا که شاه و کابینه های بهایی و فراماسونرش بسیار بهتر قواعد بین الملل و تمیز کردن دندان این سوسمار را بلد بودند . سوسماری که هر وقت می خواست دندان خود را می بست و نصفی از ایران را میبلعید حالا دیگر نه میتواند کودتای 28 مرداد راه بیاندازد ، نه می تواند نفت به یغما ببرد و نه حتی میتواند یک مدیر جز را در این مملکت منصوب کند چه برسد به شاه کشور . آری ما در قواعد بین المللی خلاف قاعده عمل کردیم که آمریکا را ترساندیم ، ما خلاف عمل کردیم که دست آمریکا را نبوسیدیم و به جنایات اسراییل نمده بیست ندادیم ، ما خلاف قاعده عمل کردیم که رهبرمان مسلمان ومجتهد و سیاستمداری مستقل است ، ما خلاف قاعده عمل کردیم که بر خلاف همه دنیا که برای گفتن عقایدشان لشکر کشی میکنند نامه می نویسیم ، ما خلاف قاعده عمل کردیم که نام مولایمان را بر تریبون رسمی سازمان ملل عنوان کردیم تا آمریکا و کفتارهایش بدانند که این دنیا صاحب دارد و بداند ما استقلال کشورمان را به ترس از بمب های رنگی نمی فروشیم .


+ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت0:51 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

آقای قوطی و حقوق بشر بین الممدی

 

آقای قوطی و حقوق بشر بین الممدی

آقای قوطی را که یادتان هست ، همان آقایی که همه جا سینه سپر میکردوجلوه نمایی مینمود وهی میگفت اینجانب اینجانب  . از قضا همین آقای قوطی چندی پیش در آتشکده ببخشید در دانشکده نشسته بود و در حال چاقیدن سیگارش بود که دید اعلامیه ای را بر سر در بوفه آویخته اند که اند آن آمده بود ما طرفداران حقوق بشر حمله قلبی پتی سگ رکسانا سادات جزایری را محکوم و از قوه قضاییه میخواهیم که هر چه سریعتر از عاملین این فساد قضایی ببخشید ، این فساد غذایی بازجویی لازم به عمل آمده و در راستای این جنایت عذر کافی و وافی از ما بخواهند که کوروش تو بخواب بابا ما خودمون بودیم وقتی اولین اعلامیه حقوق تشر ببخشید حقوق بشر رو در سر در تخت جمشید نصبیدیم . آقای قوطی که فی الحال از این استبداد دلش گرفته بود نعره ای برآورد که آزادی کجایی که بیانت کنم . آقای قوطی که دید عده ای که خواستند نامشان فاش نشود دورش جمع شده اند خود را فرد کلفتی شمرد و جو او را بگرفت و ادامه بداد ما باید در عرصه جهانی مدافع حقوق بشریت باشیم . مثلا همین خانم ج چرا باید بشر ، حیوان خانگی بشر دیگری را بکشد . مگر انسان ها مرده اند که حیوانات را میکشید . چرا زورتان به حیوانات می رسد مگر آنها بشر نیستند . ناگهان یک فعال سیاسی یک نافرمانی مدنی انجام داد و برای آقای قوطی هورا کشید . جمعیت نیز که بسی از این سخن جناب قوطی کیفور بودند فریاد زدند بیبیب هورا بیبیب قوطا . قوطی در ادامه افزود : فرزندانم ، چرا نشسته اید در حالیکه زبانتان را در کامتان کرده اند زبان دانشجو این قشر فرهیخته باید دو متر بیرون تر از دهانش باشد تا بتواند در یک فضای آزادی ، پارکی ، کافی شاپی ، چیزی سماغ میک بزند . چه نشسته اید برابران برادر که یار دبستانی من الان به مدد یار راهنماییش و با حکم یار دبیرستانیش که تا پیش دانشگاهی با هم یار بودند در دانشگاهها بورس شدند . ناگهان یک فعال سیاسی که صورتش را پوشانده بود فریاد زد : نقد درون گفتمانی را بگذار بعدا قوطی . آقای قوطی که متوجه خبط خویش شده بود گفت : البته حقوق ممدی خودمان از حقوق بشری بالاتر است .مثلا آن آقازاده معلوم پرونده خارجی و مدفون الپرونده داخلی ، ماهی آنقدر تومان رشوه میگیرد الحق حقوق بشری بالاتر است یا حقوق ممدی . قوطی که دید کم کم حضور خبرنگاران فزونی می یابد کمی بیشتر خودش را قوطی کرد و گفت : من اینجا در حضور خبرسازان عزیز که جز صداقت همه چیز دارند میگویم ما نباید دراین نظام بین الکل کلی کشور ها با خاله خرسه دوست بشویم چون هم نا محرم است وهم به در عمه اش میخورد . به جایش عموی سام بچه با مرام و معرفتی است ، پولدار ، خوش تیپ . هر چند که مقداری به لحاظ اخلاقی در جاده خاکی است اما دهنش را آسفالت میکنیم ، البته جاده خاکی هم بد نیست و اصولا انسانها باید خاکی باشند و مدتی در جاده خاکی حالی به هولی . ناگهان نامزد آقای قوطی از پایین مراسم کفشی به سمت او پرتاب کرد و گفت ای نمک به حرام ، تو را چه به حقوق بشر ، ای مردک بی چشم و رو میخوای بری تو جاده خاکی با اون سام لعنتی چی کار کنید ؟ هان ؟ نکنه یه زوجه دیگه اختیار کردی ؟ این فعال سیاسی مدافع حقوق بشر در حالیکه از ترس به شدت می دوید بانگ می زد :

شاید که از حقوق بشر پولمان دهند

هر چند در حقوق زنان باز پس دهیم                       


+ دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت0:50 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

عقیده ی هر کس محترم است جز ما

 
به نام خدا

ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی:

هر کس به مقدسات اسلام و یا هریک از انبیا ی عظام یا ائمه طاهرین یا حضرت صدیقه طاهره ( س ) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشد اعدام می شود و در غیر اینصورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.

ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی:

هرکس به حضرت امام خمینی بنیانگذار جمهوری ااسلامی رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحاء اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد

قانون مطبوعات:

ماده 26 ـ هركس بوسيله مطبوعات به دين مبين اسلام ومقدسات آن اهانت كند، درصورتي كه به ارتداد منجر شود، حكم ارتداد درحق وي صادرواجرا و اگر به ارتداد نينجامد، طبق نظر حاكم شرع بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد.
ماده 27 ـ هرگاه در نشريه اي به رهبر جمهوري اسلامي ايران ويا مراجع مسلم تقليد اهانت شود،پروانه آن نشريه لغو و مدير مسئول و نويسنده مطلب به محاكم صالحه معرفي ومجازات خواهند شد

نمی گویم کسانی که به مقدسات توهین کردند مرتد هستند اما هنگامی که به دلیل توهین به مقدسات اسلام و اصول مسلم مذهب جعفری آن ها را دستگیر و محاکمه می کنند و برای آنها و مجازات در نظر می گیرند عده ای جار و جنجال راه می اندازند که این عمل غیر قانونی است و از این جور حرف ها.

این آقایان که نعره ی احترام به عقیده ی آنها گوش عالم را کر کرده است به این اصل معتقدند اما فقط برای خودشان. اصلا مهم نیست که چند ده میلیون شیعه به این اصول معتقدند و حتی به چیزی مانند مهدویت برخی از اهل تسنن نیز اعتقاد دارند.

شخصیت مقام معظم رهبری شخصیت محترم طیف مذهبی جامعه است و ایشان را به عنوان بالاترین مقام سیاسی و مذهبی حال حاضر جامعه ی اسلامی میدانند و به همین دلیل از بالاترین حد مقبولیت و احترام برخوردار هستند اما این داعیه داران پیشرویی در گفتگو و آزادی و احترام به عقاید به این صورت به مقابله برخاسته و در این راه منطق را به پشیزی نمی خرند و تنها به نعره ی درماندگی خود با الفاظ غیر مودبانه و بی اساس ادامه می دهند

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند

جمال چهره ی تو حجت موجه ماست

والسلام

 

 


+ شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت11:26 بعد از ظهر | محمد علی علیزاده |
 
 

گر مسلمانی ازین است که حافظ دارد...

 

 اسلام چقدر مظلوم است و چقدر غریب

من از کسانی که از مستحبّات فقط خواب قیلوله را می پسندند بدم می آید.من از کسانی که در میان واجبات فقط صله رحم را دوست دارند بدم می آید.

من از بقیّه هم بدم می آید.از آنهایی که از یاد خدا فقط ذکر گفتن را بلدند،آن هم با ذکر «صاد» از مخرج اصلی،آنهایی که هر نمازشان را ده بار می خوانند،آنهایی که خمس و زکات دزدی هایشان را کامل پرداخت می کنند،آنهایی که غذای ته مانده خود را به فقرا می بخشند،آنهایی که ده بار والضّالین را تکرار می کنند و... .

من از اسلام مدل لطیفش را دوست دارم،اسلام من در میان پیرمردهای نود ساله رو به مرگ نیست،من اسلام گریه را دوست دارم،اسلام پیرمرد بودن جوان ها را،اسلام بخشش تمام مال نداشته را.

من از اسلام مرفهین بدم می آید.همان ها که از میان احادیث فقط استحباب خانه خوب، مرکب خوب و زن خوب را دوست دارند.

من از خودم هم بدم می آید. من خودم را هم دوست ندارم،من آتش را کمترین مزد خود در آخرت میدانم .  همین...

  

 


+ جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت2:57 بعد از ظهر | |
 
 

اومانیسم دروغ عالم مدرن ، اومانیسم یعنی مدافع حقوق شیطانها

 

اومانیسم دروغ عالم مدرن  ، اومانیسم  یعنی مدافع حقوق شیطانها

شیطان : هیچ کس به اندازه من مدافع حقوق انسانها نبوده است

نمی دانم فیلم وکیل مدافع شیطان را دیده اید یا نه ، آنجا که شیطان در انتهای فیلم بلند فریاد میزند قرن 21 قرن من است ، هیچ کس به اندازه من حقوق مدافع انسانها نبوده است . کمی مکس میکنم دوباره باید این جمله را گوش بدهم . از زبان شیطان که فریاد می زند هیچ کس به اندازه من مدافع حقوق انسانها نبوده است . چقدر این صدا شبیه پچ پچ ها و فریادهایی است که از زبان انسانهای مدرن امروزی و فرزندان خلفشان یعنی روشنفکران  عصر روشنگری میشنویم صدایی که گاه در زبان حقوق بشر می آید ، گاه در صدای مدافع حقوق زنان و گاه در حنجره مخالفانی که احساس میکنند دین و حکومت دینی به انسانیتشان فشار آورده است و میگویند که ما انسان دوستان ، ما انسان گرایان که مدافع حقوق انسانها هستیم میخواهیم انسان را خدای روی زمین کنیم . اینجاست که آژیر نزدیکی به خطوط قرمز که در فطرت انسانهاست به صدا در می آید که اگر قرار بود خدا باشیم همان بالا می ماندیم ، اگر قرار بود خدا باشیم خلق نمی شدیم و با اراده خویش ازلی می بودیم . اصلا انسان خدا شدن به نفع تو نیست چه در زمین و چه در افلاک چون در این قد و قواره ها نیستی . چون ذاتت این توانایی را ندارد و آنانی که میخواهند تو را خدای زمینی کنند ، همانها که نامشان حقوق بشر است نمی دانند که انسان گرایی یعنی رساندن انسان به خدا ، نه خدا کردن انسان . اومانیست یعنی دوست داشتن نوع انسان . یعنی به فکر سعادت او بودن . بینی و بین الله کیست که بیشتر به فکر سعادت و خوشبختی انسان بوده . مگر از خدا انسان دوست تر کسی بوده . کسی که فرشتگان مقرب را به سجده بر این موجود خاکی وادار کرده چگونه می تواند دشمن این انسان باشد و تنها موجودی که در آفرینش الهی بر انسان این جانشین خدا سجده نکرد کیست جز شیطان پس چگونه شیطان و یارانش می توانند انسان گرا باشند ،  چگونه می توانند مدافع حقوق انسانها باشند در حالیکه شیطان به عزت خدا قسم خورد که من انسان را می فریبم ، من انسان را بیچاره میکنم. به نظر شما با چنین حسادتی می توان انسان گرا بود . چاره ای نیست مگر اینکه معنای اومانیسم را عوض کنیم از این به بعد اومانیسم را باید اینگونه معنی کنیم که اومانیسم یعنی مدافع بدبختی انسان ، اومانیسم یعنی مدافع حقوق شیاطین  . آخر من چگونه باور کنم کسانیکه احکام الهی را که در قرآن آمده به بهانه کهنگی و عدم مطابقت با نیاز زمان و به بهانه انسان گرایی و دفاع از حقوق انسانهای اجرا نمیکنند و بعد میگویند این کار برای خوشبختی خود انسانهاست . آخر اومانیست عزیز که معنی مدافع حقوق شیطانها را گرفته ای که گفته است که عقل بشر در رو به ور ی حکم الهی توان شناخت سعادت را دارد نیاز به فکر کردن نیست جز شیطان چه کسی می تواند از این بی سعادتی از این دور شدن انسان از خوشبختی بهره ببرد .  ملاک قضاوت من حرف شیطان در یک فیلم نیست بلکه این سخن به یک امر مشتبه در بین روشنفکران می ماند که ما توانایی تغییر احکام برای سعادت انسانها را داریم و اینجاست که رد پای شیطان را در تفکر مدرن عالم می بینی . آنجا که روشنفکران به بهانه بهشت زمینی آرمانها را به گیوتین می سپارند و سر احکام شرعی را به بهانه نفسانیت ذبح میکنند و نام انسانیت بر آن میگذارند از انسانیت تا نفسانیت یک جسم بیشتر فاصله نیست اما همین جسم است که مرکب شیطان است و همین جسم است که خداوندگار قرن 21 شده است


+ پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت8:48 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

محسن رحیمی

مجتبی طالقانی!

دو فعال سیاسی!

دو دانشجویی که دوست دارند تا در راه دکتر احمدی نژاد جان خودشان را تقدیم کنند


+ سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 ساعت1:51 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

پژوهشی جامعه شناسانه در باره پدیده جنبانش دانشجوئی(بررسی مسائل اخیر دانشگاه علامه)

 
چکیده:

جنبانش دانشجوئی پدیده ایست که از زودباز مورد توجه و عنایت جامعه شناسان بوده است به طوری که پارسنز خدا بیامرز خیلی دوست داشت که در این زمینه هم نظری بدهد ولی به دلیل ضیق عمر مجالی برای بحث در این باره پیدا نکرد و تنها فرصت یافت که شعر "یار کودکستانی من" که ارتباط بسیار پیچیده ای با جنبانش دانشجوئی دارد را حفظ كند.(پارسنز:1949) در این نوشتار ما سعی داریم علاوه بر نگاهی به جریان جنبانش دانشجویي، عوامل موثر بر آن را که عبارت از معضل بیکاری،کمبود منابع توجه،عدم برنامه ریزی برای اوقات فراقت دانشجويان جنبيده شده و عدم داشتن آگاهي طبقاتي هستند(همان) بپردازیم امید که مورد عنایت مواظبین دانشجویان جنبيده شده قرار گیرد.

مفاهيم كليدي:جنبانش،دانشجو،جنبانش دانشجوئي،دانشجويان جنبيده شده و جنبانندگان دانشجويان

مقدمه:

چند روز پیش یعنی دقیقا بعد از انقلاب صنعتی در اروپا دانشجویان متوجه شدند که به آنها بها داده نمیشود یا بهتر بگوئیم بهای آنها پرداخت نميشود و بعد از کلی این دست و آن دست کردن یییییهو آگاهی طبقاتی به آنها دست داد و تصمیم گرفتند که دهن بورژولتاردال را سرویس کنند(کارل لنین:1879) آنها برای انجام دادن این امر مهم نیاز به ابزارهای زیادی من جمله از این چیزها که داش مجید سوزوکی بلد نبود به آن بگوید "جیگر" داشتند ولی به دلیل کمیاب بودن این وسیله در میان آنها مجبور شدند هدف خود را تغییر داده و به فحش دادن از راه دور و فرار کردن اکتفا کنند(ژان ژاک مارکس:1839)

یک روز ساعت 12ظهر تعدادي ازدانشجویان که آگاهی طبقاتیشان به شدت بالا زده بود با هم قرار میگذارند که هر طور شده خودی نشان بدهند و تا میتوانند آگاهی طبقاتیشان را ارضا کنند لذا شروع به جنبيدن كرده و انقدر جنب و جوش مكنند كه هر چه جلوي دستشان ميامد ميشكستند البته همانطور که تاریخ گواهی میدهد آنها کاملا حساب شده این کار را انجام دادند و تعدادی از دانشجویان که بیشتر به طبقاتیشان!! آگاهی داشتند مامور هدایت و جمع آوری دیگر دانشجویان جنبيده شده بودند آنها پس از جمع آوری دانشجویان جنبيده شده در یک محل خوش آب و... شروع به نواختن فلوت خود(سخنرانی)برای دیگر دانشجویان جنبيده شده کردند و آنها هم که از شنیدن آوای فلوت(سخنرانی)به وجد آمده بودند شروع به سر دادن صداهای مختلف از جمله "یار کودکستانی من" کردند و بعد از آن به سمت صاحبان خود که همانا دارندگان آگاهی طبقاتی بودند رفته و با پريدن از موانع آنها را به سمت همان منطقه خوش آب و...بردند و به همراه صاحبان خود شروع به مطالبه كردن آگاهي طبقاتي خود  شدند و آنقدر آگاهي طبقاتي خود را مطالبه كردند كه تركيدند و بعد از چند ساعت وقتي متوجه شدند كسي حاضر نيست آگاهي طبقاتي آنها را بدهد مجبور شدند منطقه خوش آب و هوا را به همراه صاحبان خود ترك كرده و در محل ديگري آگاهي طبقاتي خود را جستجو كنند.(همان)

هابرماركس در يك تحليل جامعه شناسانه اين پديده را مورد بررسي قرار داده و معتقد است متغيرهائي كه در جنبيده شدن دانشجويان موثر هستند به شرح زير ميباشند

بيكاري:

روانشناسان ثابت كرده اند كه افراد به طور ناآگاهانه تمايل به كار و فعاليت و جنبيدن دارند و اگر اين ميل در آنها در جهت مفيد و بهنجار پاسخ داده نشود افراد خود به خود اين ميل را به نحو ديگري همچون پاره كردن طناب،شكستن شيشه و ايجاد آلودگي صوتي و جنبيدن دانشجويانه ارضا ميكنند(يورگن فرويد1856).فرويد چنين استدلال ميكند كه «اگه آدمها سرشون شلوغ باشه و مشغله به اندازه كافي داشته باشن صداشون در نمياد ولي وقتي بيكار و بي آر تو خيابونها و دانشگاهها بچرخن خب معلومه حوصله شون سر ميره و مجبورن شيشه ميشه بشكنن و سر و صدا راه بندازن»(خسته شدم انقدر رفرنس دادم بازم همان)

كمبود منابع توجه:

روانشناسان اجتماعي در يك بررسي علمي روي كودكان مشاهده كردند كه آن دسته از كودكان كه والدين و اطرافيانشان به آنها محبت نشان داده و آنها را تحويل ميگيرند بچه هاي ساكت و مودبي هستند و رفتارهاي ناهنجار از خود بروز نميدهند و آن دسته از كودكاني كه هيچ كس به آنها آنطور كه بايد توجه نميكند و به دليل چندش آور بودن كسي حاضر به تحويل گرفتن آنها نيست از خود رفتارهاي نابهنجار از قبيل شكستن شيشه و سروصدا كردن نشان ميدهند (البته رفتارهاي نابهنجار ديگري را هم ذكر كرده اند ولي در اين نوشتار ذكر كردن همين دو مورد بيشتر مناسبت دارد) و با اين كار قصد جلب توجه ديگران را دارند لذا به محض اينكه كسي آنها را در آغوش ميگيرد و به آنها توجه ميكند ساكت شده و به سروصدا خاتمه ميدهند(ارونسون1973)

عدم برنامه ريزي براي اوقات فراغت دانشجويان جنبيده شده:

روز چهارشنبه(فرداي تحصن)شهردار تهران در همايش "كنترل اوقات فراغت" گفت ما بايد براي اوقات فراغت و تفريح جوانان بخصوص دانشجويان تدبيري بيانديشيم و نگذاريم كه آنها اوقات فراغت خود را كه البته زمان زيادي هم هست به بطالت بگذرانند.در همين راستا ما تصميم گرفته ايم ورزشگاهها،فرهنگسراها،پاركها و مراتع بزرگي را فراهم سازيم تا جوانان و دانشجويان بخصوص دانشجويان جنبيده شده در آنجا به غني سازي اوقات فراغت خود پرداخته و ديگر به سمت كارهاي خلاف و زشت مانند شيشه شكني نروند(قاليباف2007)

عدم داشتن آگاهي طبقاتي صادق:

با روي دادن انقلاب صنعتي در اروپا يهو فئودالها تبديل به بورژوازي يا صاحبان ابزار توليد و سرفها تبديل به پرولتاريا يا طبقه كارگر شدند(به روندش پيله نكنيد خواهشا)و در اين ميان پس از كش و قوسهاي فراوان فردي بنام ماركس به دنيا آمد و شروع به تحليل روابط ميان اين دو طبقه پرداخت و اين نتيجه را گرفت كه «طبقه كارگر در حين كار ناگهان متوجه ميشوند كه آگاهي كاذب دارند و بايد اين آگاهي كاذب را به آگاهي صادق تبديل كنند چون آگاهي كاذب داشتن خيلي بد است خلاصه هر چقدر بورژوازي فشار خود را بيشتر ميكند پرولتاريا آگاهي طبقاتي بيشتري پيدا ميكند تا اينكه يك روز انقدر فشار زياد ميشود كه آگاهي طبقاتي طبقه كارگر توپ توپ خواهد شد و تصميم خواهند گرفت دهن بورژوازي را سرويس كنند و به همين ترتيب انقلاب سوسياليستي رخ ميدهد و جهان به سمت كمون اوليه حركت ميكند و همه چيز اشتراكي ميشود و اونوقت است كه خيلي حال ميدهد»(ماركس1834)لذا با اين تحليل ماركسيستي ميتوان گفت كه چون دانشجويان ما آگاهي طبقاتي كاذب دارند هر چند وقت يكبار مجبور به جنبيدن ميشوند و احتمالا چند مدت ديگر از فرط جنبيدن بسيار خواهند تركيد.

 

نتيجه گيري:

  ما احتمالا نتيجه ميگيريم كه جنبانش دانشجوئي در كشور برخاسته از عوامل و متغيرهاي زيادي است كه معمولا به آنها توجه نميشود و به همين دليل تحليلهاي نادرستي از آن ارائه ميشود.

منابع و مآخذ:

_ جنبش و جنبانش در يك نگاه،آرمان دوروغتي،نشر پراكنده،تهران1373

_ گذري بر تاريخچه جنبيدن و جنباناندن،غلام كنعاني،نشر انجمن،خوابگاه1380

_ اخلاق دانشجو و روح جنبشانيدن،ماكس وبر،نشر سلمدی،وسط حياط 1795

 


+ چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 ساعت6:22 بعد از ظهر | محسن رحیمی |
 
 

اینجا که بوی خدا می رسد کجاست

 

اینجا که بوی خدا می رسد کجاست

اینجا مزار عشق خدا شهر کربلاست

این سر که روی نی ز خدا حرف می زند

مولای عالم امکان خود خداست

آن زینبی که سرور آن خیمه ها بود

یکتا ستون پرچم غم های کبریاست

غم نیست ، ما رأیَتَ خدایا به جز حسین

یک گودی است ، نه ، قله ی پرواز اولیاست

جانم به محملی که تمام حیا در اوست

بشکن قلم که عمه ی ما بین برده هاست

دیدم که بوم و بام به تو سنگ میزنند

عمه به دل نگیر که این شهر بی حیاست

آن کودکی که لبش از عطش پر است

باب الحوائج حرم حق به روضه هاست

دردانه ی دل زهرا و مصطفی است

آقای ما که سرش روی نیزه هاست

 


+ سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت3:13 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

بسم الله العلام الغیوب...

 

 چند روز پیش که مشغول مطالعه شماره 20 هقته نامه شهروند امروز بودم به مطلبی از آقای سعید حجاریان برخوردم که در بخش «انحراف از مهدویت» و تحت عنوان «به دنبال معجزه در هزاره سوم» چاپ شده بود. مطالب آن مقاله و شیوه نگارش آقای حجاریان مرا بر آن داشت تا سطوری در توضیح و یا نقد سخنان ایشان نگاشته و در اختیار شما دوستان عزیز قرار دهم .

آقای حجاریان مطلب خود را با اشاره ای به تأسیس انجمن حجتیه به وسیله آقای حلبی آغاز و چنین بیان کرده اند که پس از تخریب حضیرة القدس در سال 1334 ، شاه از برخورد خشن انجمنی ها با بهائیت جلوگیری کرد و لذا آنها اجباراً و به ناچار سمت و سوی فرهنگی به فعالیت های خود دادند و بیشتر به سراغ تأثیر گذاری در مدارس رفتند. به مرور زمان و به علت مبارزه انجمن با بهائیت ، انجمن از روش های آنها متأثر شد و به تبع اینکه بهایی ها جریانی غیر سیاسی بودند انجمن هم خود را گروهی غیر سیاسی اعلام کرد. ایشان سپس نتیجه می گیرند که : «بنابراین چنین نبود که انجمن قایل به جدایی دین از سیاست باشد. آنها قصد جلوگیری از مواجهه به ساواک را داشتند و از همین روی از سیاست فاصله گرفتند و سخنشان این بود که شاه شیعه را نباید بهائیان دوره کنند.»

در خصوص مطالب فوق باید گفت که اولاً این ادعا که کناره گیری حجتیه از سیاست بعد از تخریب حضیرة القدس بود ادعایی کذب و مغایر اسناد تاریخی است. چرا که اعتقاد آقای حلبی به جدایی دین از سیاست پس از بروز اختلاف بین آیت الله کاشانی و مصدق در جریان نهضت نفت ایجاد شد و آن زمان بود که آقای حلبی اظهار کرد که : بهتر است کار قیصر را به قیصریان واگذاریم! و به همین دلیل است که شیخ محمود حلبی در 29 اسفند 1330 از کاندیداتوری مجلس هفدهم شورای ملی انصراف می دهد و از زادگاهش مشهد به تهران مهاجرت می کند. به عبارت دیگر اندیشه کنار گذاشتن سیاست و پرداختن به دین در حلبی و اطرافیانش از پیش از تأسیس انجمن ضد بهائیت یا همان انجمن حجتیه مهدویه شکل گرفته بود نه پس از واقعه حضیرة القدس!

علاوه بر این اصولاً انجمن حجتیه بر مبنای جدایی دین از سیاست تأسیس شد و کار خود را آغاز کرد. همانطور که در اساسنامه انجمن بعد از بیان اهداف و در تبیین ساختار چنین آمده است: «انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هر نوع دخالتی را که درزمینه های سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد بر عهده نخواهد داشت.» چراکه به عقیده آنها هر قیام قبل از ظهور امام عصر(عج) محکوم به شکست است. بنابراین وظیفه منتظر واقعی در عصر غیبت تنها تهذیب نفس و ارتقاء سطح معرفتی خود است تا هنگام انقلاب مهدی موعود (عج) همچون سربازی آماده به جمع یاران آن حضرت بپیوندد. و بر اساس همین باور است که حسین پژوهش (از اعضای انجمن) در توصیف هم سلکانش چنین می نویسد: «حجتیه نام هر تلاشگری است که برای ظهور آخرین حجت خدا و مصلح دوران، نفس خود را مهذب نموده و به سلاح صلاح و معرفت آراسته است.» دلایل دیگر مبنی بر این اعتقاد انجمن بسیار است که مجال بیان آنها در این مقال نمی باشد ولی حتی خود اعضای انجمن هم به عدم وجوب مداخله در اعمال سیاسی و حکومتی معتقدند و به نظر می رسد که آقای حجاریان کاسه ی داغ تر از آش شده اند (!) و معلوم نیست چگونه به همین سادگی و بدون ارائه دلایل و مدارک تاریخی ادعا می کنند: «...چنین نبود که انجمن قایل به جدایی دین از سیاست بوده است!!!»

آقای حجاریان در ادامه مطلب خود جریان های آن دوره را به سه دسته انجمنی ها ، چریک ها و گروه های مادون انجمن (که البته این نامگذاری هم حاصل ذهن خودشان است) تقسیم می کنند و بیان می کنند که انجمنی ها به دلیل اینکه اعضایشان عمدتاً تحصیل کرده و خوش برخورد(!) و از طبقه متوسط جامعه اند گروهی مدرن محسوب می شوند. جنبش چریکی هم به دلیل خصوصیات مشترکش با انجمن مشابه آن است. ولی جریان مادون انجمنی بر آمده از طبقات سنتی است و نگاهی سلفی و بنیادگرا دارد. ایشان همچنین در بیان تمایز گروه اخیر با دو گروه فوق الذکر خصوصیاتی را مطرح می کنند که پس از نقل آنها نکاتی را در این مورد متذکر می شویم. به نوشته آقای حجاریان: «آنها (مادون انجمنی ها) بر خلاف گروه هایی مثل انجمن حجتیه که تکامل گرا بوده اند بویی از مفهوم تکامل نبرده اند و ایده های اسپنسر و گیزو و داروین گویی تأثیری بر آنها نگذاشته است.»

همچنین ادامه می دهند که : «به اشتباه آنها را اصولگرا می نامند، چرا که آنها در روش عمدتاً بنیادگرا هستند و اصولگرا (principalist) به جریانی اطلاق می شود که معتقد به پرینسیپ و اصولی خاص در عمل باشد.» و در پایان هم چنین بیان می کنند که انجمنی ها جبری مسلک بوند و چریکی ها هم منجی گرایی را یک پروسه می دانستند اما گروه های مادون انجمن اصلاً به چنین بحث هایی نمی رسند و این حرف ها و تفاوت ها را نمی فهمند !

و سپس ادعا می کنند که به عقیده من رد پای گروه های مادون انجمن را در موتلفه و فداییان اسلام می توان مشاهده کرد.

در نقد سخنان فوق می توان گفت که اولاً بسیار جالب است که آقای حجاریان خوش برخورد بودن (!) را از نشانه های مدرن بودن می دانند و در توصیف انجمنی ها و چریک ها به آن استناد می کنند و ثانیاً مشخص نیست مراد ایشان از تحصیل کرده بودن چیست و چگونه ایشان بدون ذکر حتی یک مصداق از اعضای گروه های نامبرده شده ، افراد انجمن را تحصیل کرده و مادون انجمن را عامی و بدون تحصیلات معرفی می کنند؟ چراکه اولاً در جریان منجی گرایی و مهدویت آنچه اندیشه فرد را شکل می دهد معلومات دینی اوست و لذا در نظریه مهدویت که از متن دین ظهور می کند تحصیلات دینی ملاک اصلی است و ثانیاًَ اگر در میان انجمنی ها افرادی مثل آقای حلبی  وجود داشته اند در میان فداییان اسلام هم که آقای حجاریان رد پای مادون انجمنی ها را در آنها دیده است ، اشخاصی مثل شهید نواب صفوی بسیار به چشم می خورند و لذا معلوم نیست این تفکیک تحصیل کرده و بدون تحصیلات چگونه و بر چه اساسی صورت گرفته است؟

ثانیاً نکته جالب توجه دیگر اینکه آقای حجاریان تکامل گرایی را در تأثیر پذیری از اندیشه اسپنسر و گیزو و داروین می دانند! و معلوم نیست چه سنخیتی میان تکامل گرایی حجتیه که مبتنی بر ظهور مهدی موعود (عج) و تسلیم جهانیان در برابر اسلام و تکامل جامعه بشری در تمام ابعاد فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و ... است؛ با اندیشه های افرادی مثل داروین که ناشی از موهومات ذهن یک مسیحی شریعت گریز است و تکامل بشریت را در تطور او از مرتبه نازله حیوانیت می داند ، وجود دارد؟ البته شاید منظور آقای حجاریان اشتراک این دو گروه در واژه تکامل باشد!!!  که در آنصورت قدری قابل توجیه است!

در کل می توان گفت آقای حجاریان در مقاله خود به تصدیق گزاره هایی پرداخته اند بدون آنکه کوششی درجهت اثبات صدق آنها از خود نشان دهند و شاید هم ایشان نظرات خود را آنقدر بدیهی پنداشته اند که ضرورتی برای ارائه ادله مثبّت نظر خود احساس نکرده اند و خودآگاه یا ناخودآگاه مرتکب مغالطه ابهام ساختاری و استفاده از کلمات مبهم (Hedging) شده اند. برای مثال کافی است به تعریف ایشان از عبارت اصولگرا دقت کنیم: «به جریانی اطلاق می شود که معتقد به پرینسیپ (principle) یا اصولی خاص در عمل باشد.» که در این تعریف هم پرینسیپ و هم اصولی خاص واژه هایی مبهم اند و هرکدام قابلیت توضیح و تفسیرهای متعدد دارند. و یا اینکه مشخص نیست ایشان بر چه اساس ادعا می کنند که : « گروه های مادون انجمن اصلاً به چنین بحث هایی نمی رسند و این حرف ها و تفاوت ها را نمی فهمند!» (مضاف بر اینکه متهم کردن بدون دلیل افراد به عدم فهم و درک خارج از آداب بحث علمی است.)

البته تردیدی نیست که در طول تاریخ گروه های منحرف بسیاری با ادعای منجی گری ظهور کرده اند (مثل گروه وقاتون و ...) ولی انطباق آنها با گروه های انقلابی ای مثل فداییان اسلام –آنهم به شیوه ای که مشاهده شد- به نظر خلاف واقع می آید .

آقای حجاریان در پایان مقاله خود با ارائه آماری از منجی گرایی در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی و مقایسه آن با وضع کنونی ، جامعه امروز را درحال فرار از وضع کنونی و حرکت به سمت یک یوتوپیای (مدینه فاضله) رویایی و به دنبال معجزه ای در هزاره سوم می داند.

البته مشخص نیست که ارتباط قسمت اخیر با قسمت های دیگر مقاله ایشان چیست ولی با توجه به عنوان مقاله (به دنبال معجزه درهزاره سوم) و توصیفات ایشان از گروه مادون انجمن و تطابق دادن آن با جریان اصولگرا و در نهایت هم مقایسه زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی و وضع کنونی ، به نظر می رسد که ایشان بر آنند تا ذهن خواننده را به سمت جریان اصولگرای حاضر و در رأس آن آقای احمدی نژاد (که توسط برخی از طرفدارانش  معجزه هزاره سوم لقب گرفته است ) متبادر کنند و چنین القاء نمایند که دوره کنونی همان دوره ای است که جامعه در اثر افزایش سختی ها و تحمل فراوان گرفتاری های اقتصادی و... به سمت نوعی زندگی تخدیری و رویاپروری روی آورده و برای فرار از وضع موجود و رسیدن به یوتوپیا در پی کشف معجزه ای در هزاره سوم است.

اگر از دیدگاه ادبی و هنری نگاه کنیم باید به آقای حجاریان به خاطر چنین ذهن خلاق و مبتکری که تواسته است چنین وقایع نامربوطی را به هم مرتبط سازد و نتیجه مطلوبش را از دل آنها بیرون آورد تبریک گفت (!) ولی در نگاه منطقی و در نظر گرفتن سیر عقلانی مطالب چنین نتیجه ای از مقدمات ایشان بر نمی آید. اگر هم چنین نیست بهتر بود آقای حجاریان برای جلوگیری از چنین شبهات مهمی در رابطه با گفته هایشان حداقل مطلب خود را با ارائه دلایلی –هر چند اندک- قابل توجیه می کردند .

«والسلام علی من اتبع الهدی»


+ شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت10:32 بعد از ظهر | محمد علی عبداللهی |
 
 

 

 

هیچ کس از اشغال سفارت آمریکا پشیمان نیست!

 

 

نام ابتکار از همان دوران انقلاب برای انقلابیون نام آشنایی بوده است. یکی از بانوانی که تحت عنوان "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام" به همراه بیش از  سیصد دانشجوی دیگر، حماسه ی تسخیر لانه ی جاسوسی را رقم می زند. لذا 13 آبان ماه، بهانه ی خوبی بود تا مصاحبه ی این شماره ی نشریه ی خود را به گفتگو با سرکار خانم معصومه ی ابتکار اختصاص دهیم.

وی دارای دکترای ایمونولوژی از دانشگاه تربیت مدرس تهران است و سالهاست که علاوه بر عضویت در هیئت علمی این دانشگاه، به تدریس به دانشجویان پزشکی نیز مشغول است. جدای از سوابق انقلابی وی، 8 سال معاونت سید محمد خاتمی و ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست در دوران اصلاحات، وهم چنین انتخاب وی به عنوان یکی از پانزده منتخب مردم تهران در سومین دوره ی شوراهای شهر و روستا،از دیگر سوابق مهم و اجرایی او به شمار می آید.

جدای از تمامی اختلاف نظرات سیاسی که با او داشتیم، اما اشتراکی به نام "آرمانگرایی" موجب شد تا این مصاحبه شکل بگیرد، هر چند که در ادامه ی این گفتگو نتوانستیم اختلاف نظرات سیاسی خود را از یکدیگر پنهان کنیم و در انتها، روند تاریخی مصاحبه به جدل بر سر مسائل سیاسی روز تبدیل گشت، اما به خواست خود ایشان، متعهد شدیم تا ادامه ی این گفتگو را به طور کامل منتشر نسازیم:

 

  1. با توجه به اینکه شما از دانشجویان فعال دوران خود بودید و در زمینه ی تسخیر لانه ی جاسوسی نیز از دانشجویانی بودید که از نزدیک شاهد بسیاری از وقایع بودید، نقش اشغال سفارت آمریکا را در تداوم و تثبیت انقلاب اسلامی چگونه می بینید؟

 

تصور دانشجویان نسبت به این اقدام در ابتدا، با توجه به تازگی انقلاب اسلامی و عدم تثبیت حاکمیت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، این بود که می توان با این کار ریشه ی اقدامات و بسیاری از دخالت های آمریکا در کشور را قطع کرد. زیرا استقلال کشور در ابتدای انقلاب اسلامی برای ملت بسیار مورد توجه بود و در آن شرایط به نظر می رسید رسیدن به چنین هدفی جز با تسخیر لانه ی جاسوسی که منشا بسیاری از اقدامات مداخله جویانه در سطح کشور بود، امکان پذر نیست.

 

  1. خب، فکر می کنید که با این اقدام چقدر در این راه موفق بودید؟

 

به نظرم باید واقع بینانه این موضوع را مورد بررسی قرار داد. قطعا از دستاوردهای این اقدام نمی توان چشم پوشی نمود. فکر می کنم تعابیر حضرت امام (ره) در این رابطه که آن را انقلاب دوم خواندند و هم چنین این تعبیر که ما با این اقدام "بت آمریکا را شکستیم" به روشنی بیانگر بسیاری از مسائل است. شما هم چنان و پس از گذشت 28 سال از این حماسه، آثار آن را در سراسر دنیا و هم چنین روابط بین دو کشور مشاهده می کنید و من فکر می کنم تاثیر گذاری این واقعه بر بسیاری از معادلات بین الملل مشخص و عیان است. هم چنین شما در طول تاریخ کمتر واقعه ای را می بینید که پس از گذشت نزدیک به سه دهه از وقوع آن، این چنین مورد توجه قرار بگیرد و این نشان می دهد که این موضوع همچنان زنده است. به عنوان مثال سال گذشته یک خبرنگار آمریکایی با حمایت های شدید مالی و ... دولت آمریکا کتابی 800 صفحه ای را تحت عنوان "میهمانان آیت ا..." منتشر ساخت که چنین موضوعاتی همه و همه نشان از اهمیت این واقعه حتی با گذشت 28 سال از آن را دارد.

 

  1. خانم ابتکار! آیا امروز و در فضای کنونی و با توجه به اینکه آمریکا در طول این مدت روز به روز رفتارش نسبت به گذشته بدتر نیز شده است، و به فرض اینکه هم اکنون ساختمانی به نام سفارت آمریکا در تهران وجود داشت، شما حاضر بودید حرکت شجاعانه ی 28 سال قبل خود را تکرار کنید ؟!

 

ببیندی، این حرف شما حرف درستی است که آمریکا هر روز نسبت به گذشته بدتر شده و به تعبیری گرگ تر از همیشه شده است اما به نظر من باید این نکته را نیز مورد توجه قرار بدهیم که شرایط امروز نیز با شرایط 28 سال گذشته تفاوت دارد. ما در ابتدای انقلاب هنوز نتوانسته بودیم خود را کاملا پیدا کنیم و به عبارتی دیگر هنوز نظام ما تثبیت نشده بود اما امروز ما ما دارای یک نظام و دولت تمام عیار هستیم، دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی ما، سرویس های سیاسی و از همه مهم تر جایگاه رفیع امروز ما در جهان همه و همه تغییرات ما نسبت به 3 دهه ی قبل را به خوبی نشان می دهد. به نظر من تسخیر لانه ی جاسوسی مربو به زمان خاص خود بود که البته آن تصمیم را من حاکی از  بصیرت و درایت جنبش دانشجویی آن موقع می دانم. البته در این روند 2 عامل عمده موجبات پختگی تصمیم گیری ما را سبب شدند که اولی فضای خاص و شور و هیجان مربوط به دوران انقلاب بود و دومی نیز حاکی از آزادی عمل و بیان موجود در فضای دانشگاه ها بود که در دانشگاه ها، تمامی افراد اعم از مسلمان یا غیر مسلمان و از هر نوع نژاد و آیینی آزادانه فعالیت می کردند.

 

  1. پس با این اوصاف، آینده ی بسیار خوبی در انتظار جنبش دانشجویی حال حاضر کشور نیز خواهد بود، زیرا هم اکنون که ما با شما صحبت می کنیم در سطح همین دانشگاه نهران، هستند بسیاری از گروه ها و تشکل های سیاسی که اسم و رسم شان بیشتر یاد آور فضای اولیه ی انقلاب است و آزادنه مشغول بیان نظرات خود تحت عنوان نشریات دانشجویی و ... هستند.

 

بله، طبیعتا چنین فضاهایی در هر عصری موجب بصیرت و رشد جنبش دانشجویی خواهد شد ولی ما همین فضا را متاسفانه در برخی دوره ها ندیدیم که به نظرم صدماتی نیز برای جنبش دانشجویی به همراه داشت. البته سطح درک و تحلیل جنبش دانشجویی امروز باید بسیار فراتر از این برود، چون ما در بسیاری از اوقات از سوی نسل دوم و سوم انقلاب محکوم می شدیم و الان هم می شویم که چرا در سال 58 به خود اجازه ی چنین کاری را دادیم؟ به نظر من این سوالات ناشی از عدم تبیین درست این ماجرا از سوی ما نسبت به نسل های بعد است که موجب شده تا چنین سوالاتی برای آنها پیش بیاید.

 

  1. البته نه تمام نسل دوم و سوم! بعضی از آنها!

 

بله. بعضی از آنها. و من امیدوارم جنبش دانشجویی امروز بتواند مجددا قدرت و درک گذشته ی خویش را بازیابی کند.

 

6.به نظر شما چرا عده ای از دانشجویان پیرو خط امام (ره) که در آن زمان منجر به تسخیر لانه ی جاسوسی شدند، امروز از مواضع خودشان عدول کرده اند؟!

 

ببینید، سرنوشت ها متفاوت بود، عده ای بعد از آن قضیه و در طول 8 سال جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند و نام و یادشان بیش از پیش جاودانه شد، عده ای جانباز جنگ تحمیلی شدند و عده ای هم کارهای سیاسی را رها کردند و در این بین تعداد زیادی نیز بعدها به مقام های مختلف سیاسی ریسدند و امروز اتفاقا در هر دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا وجود دارند و در مجلس ششم و دولت اصلاحات نیز بسیاری از این افراد حضور داشتند که خود بنده یکی از آنها هستم. اما اینکه شما می گویید عده ای از گذشته ی خودشان پشیمان شده اند و متاسف هستند، من به شما می گویم که اصلا چنین چیزی نیست! ما همیشه از سوی آمریکا مورد تهدید بوده ایم و هستیم و در آینده نیز خواهیم بود، پس کسی در این بین به دنبال سازش و یا کرنش با آمریکا نبوده و نیست و برخی صحبت هایی که در رابطه با پشیمانی ما نسبت به گذشته می شود اصلا صحت ندارد، حتی در این رابطه در مورد آقای عبدی نیز که حرف ها زیادی زده اند را من تا کنون از خود ایشان نشنیدم و حتی امروز نیز ایشان به هیچ عنوان از عملکرد خود در گذشته پشیمان نیستند.

 

  1. نه! ببینید منظور ما این نیست که مثلا خیلی از اشخاص آمدند و رسما از گذشته ی خویش اظهار ندامت کردند و رفتند، منظورمان این است که تا کنون در عرصه ی عمل به کرات دیده شده برخی افراد حرف هایی زده اند و یا رفتارهایی را داشته اند که 180 درجه نسبت به مواضع گذشته شان تفاوت دارد. مثلا آقای میردامادی که از تئوریسین های اصلی چگونگی اشغال سفارت در سال 58 بودند در مصاحبه ای در سال 79 می گوید: اگر جناح راست واقعا به فاصله گرفتن از آمریکا معتقد است دیگر نباید شعار ضد آمریکایی بدهد، چون جوانا ما بر عکس به آن سو حرکت می کنند! شما چنین صحبت ها و رفتارهایی که بسیار هم هستند را چگونه ارزیابی می کنید ؟! با توجه به اینکه حضرت امام (ره) در جایی می فرمایند:

 

ما اگر قرار باشد، خیلی از جمله های حضرت امام را امروز پیاده کنیم کشور به هم می ریزد!!!

 

  1. میشود لطفا یک مثال بزنید؟؟؟!!!

 

بله . در ادامه خواهم گفت. (البته ایشان دیگر هیچ وقت به این قضیه تا آخر مصاحبه حتی اشاره هم نکردند!)

به نظر من قطعا منظور اقای میردامادی سازش با آمریکا نبوده! بلکه در آن زمان و با توجه به شرایط حال حاضر چنین چیزی را گفته اند.چون خود ایشان در رفت و آمد به آمریکا مشکل دارد. پس چگونه می تواند چنین منظوری را داشته باشد؟! ایشان منظورشان این بوده که مبارزه با آمریکا نباید در همین حد باقی بماند!

 

  1. ما معتقدیم که دیپلماسی و سیاست خارجی ما باید بیش از هر چیز بر مبنای ایدئولوژی ما شکل بگیرد تا هر چیز دیگر. لذا امروز و پس از 29 سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران متاسفانه ما می بینیم که تابوی مذاکره با آمریکا، در دولت نهم شکسته می شود.  دولتی که بی شک آرمانگرا ترین دولت حد اقل در طول 2 دهه ی اخیر بوده است، لذا بحث مذاکره با آمریکا که در این دولت اتفاق افتاد حتی از سوی بسیاری از حامیان دولت نهم نیز محکوم گشت. با این اوصاف نظر شما در این رابطه چیست؟

 

خیر، من معتقدم که این کار بالاخره باید انجام می شد، چرا که منافع ما در مذاکره با آمریکا و موضوع عراق نهفته است.

 

  1. ولی این مذاکرات چه سودی دارد که بعد از سه دور گفتگوی سفیر ایران و آمریکا در عراق، هر روز نا آرامی ها در این کشور بیشتر می شود و تازه آمریکا اعلام می کند که سپاه پاسداران را نیز می خواهد در لیست گروه های تروریستی قرار دهد؟! به نظر ما این نتیجه ی دور شدن از سیاست آرمانی است، هر چند که شنیده شده قرار است تا روند مذاکرات با  آمریکا متوقف شود.

 

نه! من به شما می گویم در عوض  یک امتیاز بزرگ هم این دیدارها برای ما داشت و آن هم این بود که به دنیا اعلام کردیم ما اهل گفتگو هستیم!

 

  1. خوب این موضوع را که بارها خود آقای احمدی نژاد نیز اعلام کرده بود!

 

در هر صورت به نظر من با توجه به شرایط فعلی و سیاسی روز کار درستی بود و باید انجام می شد که علیرغم تلاش های ما در دوران اصلاحات این کار در دولت آقای احمدی نژاد افتاد.

 

 

 

 

سورتیتر اول:

اینکه امروز ما را متهم می کنند که چرا در گذشته چنین کاری را انجام دایدم، ناشی از عدم تبیین درست این واقعه از سوی ما برای نسل امروز است.

 

سورتیتر دوم:

اینکه می گویند ما از گذشته ی خویش پشیمانیم صحت ندارد، حتی در این رابطه حرفهای زیادی را به آقای عبدی نسبت دادند ولی من چیزی نشنیدم!


+ شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت1:44 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

 

.

طراحی برنامه ی پنجم توسعه و ارتباط آن با سند چشم انداز 20 ساله

 

ابلاغ سند چشم انداز 20 ساله ی کشور از سوی مقام معظم رهبری به کلیه ی سازمان ها و ادارات دولتی، هم زمان با روی کار آمدن دولت  نهم همراه گشت. هم اکنون و با گذشت  بیش از 2 سال از آغاز به کار دولت نهم، اظهار نظرهای فراوانی در رابطه با چگونگی روند عملیاتی گشتن سند چشم انداز در این مدت، بیان شده است. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تا کنون بارها بر تشدید روند سرعت و پیگیری سند چشم انداز 20 ساله به دولت هشدار داده است و این در حالی است که از سویی دیگر به کرات رییس جمهور و سخنگوی دولت بر جلو بودن از اهداف و روند اجرایی سند چشم انداز 20 ساله تاکید کرده اند و نگرانی های در این رابطه را بی مورد خوانده اند.

با تمام این تفاسیر، چگونگی طراحی برنامه ی پنجم توسعه که باید در راستای اهداف سند چشم انداز 20 ساله طرح ریزی گردد، بی شک نقش بی بدیلی را در ادامه ی عملیاتی شدن این روند و آینده ی سند چشم انداز خواهد داشت.

پروژه ی آغازین طراحی برنامه ی پنجم (یعنی معرفی افرادی که باید برنامه ی مذکور را طراحی کنند)  تا کنون با عکس العمل های متفاوتی در میان چهره ها و رسانه های مختلف مواجه بوده است. بسیاری از رسانه ها بلافاصله پس از اعلام اسامی افراد معرفی شده توسط رییس جمهور، برای طرح ریزی برنامه ی پنجم توسعه، 26 نفر از 27 نفر معرفی شده را غیر متخصص و غیر کارشناس خواندند! و البته این در حالی است که به نظر می رسد کمتر رد پایی از وجود انصاف در این گفتار پیداست، زیرا تعداد بسیار زیادی از افراد معرفی شده برای تدوین برنامه ی پنجم توسعه از سوی رییس جمهور را وزرا و مسئولین ارشد مدیریتی کشور تشکیل می دهند.

هم چنین ادغام سازمان برنامه ریزی و بودجه ی کشور در نهاد ریاست جمهوری که چند ماه قبل و با دستور رییس جمهوری انجام گشت، طراحی برنامه ی پنجم را در وضعیت جدیدی قرار داده است زیرا به همین دلیل، برنامه ی پنجم نخستین برنامه ی توسعه ای خواهد بود که بدون نقش طراحی و نظارتی سازمان برنامه و بودجه و با حضور 27 تن از وزرا و کارشناسان امور مربوطه منعقد خواهد شد.

البته در این میان نباید فراموش ساخت که بنا بر  اصل ۱۱۲ قانون اساسي جمهوري اسلامي ایران تمامي سياست‌ها و راهبردهاي اساسي كشور بايد از سوي مجمع تشخيص مصلحت نظام تدوين و پس از تاييد مقام معظم رهبري ابلاغ شود و تمام راهبردها و جهت‌گيري‌هاي برنامه پنجم توسعه هم جزو همين برنامه‌ها به حساب مي‌آيد و هم اکنون نیز كار تدوين اين سياست‌ها در مجمع تشخیص مصلحت نظام آغاز شده است و  احتمالا تا پايان سال و يا نهايتا ابتداي سال آينده و پس از نهايي گشتن، براي بررسي و تاييد به محضر مقام معظم رهبري ارائه خواهد شد.

لذا به نظر می رسد  با توجه به اینکه روند عملیاتی گشتن سند چشم انداز 20 ساله تا کنون بر مبنای برنامه ی چهارم توسعه که در زمان دولت قبل طراحی گشته بود، پیش می رفته است، نمی توان قضاوت دقیق و مناسبی را نسبت به چگونگی اجرایی شدن سند چشم انداز طی 2 سال اخیر داشت، بلکه باید منتظر بود تا علیرغم اظهار نظرهای دو طیف سیاسی موجود در کشور، پس از انعقاد برنامه ی پنجم توسعه نخستین قضاوت کلی را در این رابطه به عمل آورد. هر چند که این به معنای نادیده گرفتن عملیات های اجرایی دولت در طی 2 سال گذشته (چه در راستای سند و چه غیر از آن) نخواهد بود.

در شماره های آتی عملکرد دولت در این زمینه، طی دو سال گذشته را از زبان مسئولین اجرایی کشور پیگیری خواهیم نمود.

 

 


+ جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت10:51 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

روح الله

 


+ جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت8:13 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

 

سلام!

شنبه ۱۲ آبان  از ساعت ۱۵.۳۰ تا ۱۷.۳۰ در رابطه با موضوع ۱۳ آبان و اشغال لانه جاسوسی برنامه ای در تالار شیخ مرتضی انصاری دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می شه. در این برنامه آقای ابراهیم حاجی محمد زاده (از موسسین اولیه سپاه پاسداران) قراره یه سخنرانی کوتاهی رو داشته باشه و بعد هم برنامه پرسش و پاسخ دانشجویان با ایشون.

اگر مایل بودید در این برنامه شرکت کنید و به بقیه دوستان هم اطلاع بدین

با تشكر

التماس دعا

 

 

http://i15.tinypic.com/4m2yzid.jpg


+ جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت3:15 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

 

 


+ چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت1:28 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

کتابهای موجود در زمینه ولایت فقیه

 

کتابهای موجود در زمینه ولایت فقیه

دسته اول (محوری)

اثبات ولايت فقيه از طريق عقل و نقل، مختار پشوتن، دانشجو، 1380، همدان.

الارشاد الي ولاية الفقيه، سيد يوسف مدني تبريزي، مطبعه علميه، 1406ق، قم.

امام خميني و حكومت اسلامي، پيشينه و دلايل ولايت فقيه، مجموعه آثار، ج 4، مؤلفان، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، تهران.

امام خميني و حكومت اسلامي، شرايط، وظايف و اختيارات ولايت فقيه، مجموعه آثار، ج5، مؤلفان، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، تهران.

بازشناسي حکومت ولايي، نقد کتاب حکومت ولايي، سيد محسن صالح، وثوق، 1379، قم.

بحث ولايت فقيه در متون فقهي فارسي، جمعي از نويسندگان، مرکز تحقيقات استراتژيک، 1373، تهران، دو جلد.

بحثي كوتاه و ساده پيرامون حكومت اسلامي و ولايت فقيه، محمّد تقي مصباح يزدي، شركت چاپ و نشر بين الملل، 1378، تهران.

بحثي مقدماتي در تبيين ولايت مطلقه، گردآوري، دفتر مجامع مقدماتي فرهنگستان علوم اسلامي، 1367، قم.

بررسي بعد سياسي ولايت فقيه، شهيد سيد عبد‌الکريم هاشمي‌نژاد، حزب جمهوري اسلامي، 1360، مشهد.

بررسي تطبيقي مفهوم ولايت مطلقه فقيه، عباس کعبي، ظفر، 1380، قم.

بولتن انديشه، شماره هاي 2 و3 ويژه حاكميت ديني و ولايت فقيه، مؤلفان، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، 1375، تهران.

پاسخ به شبهاتي پيرامون ولايت فقيه، علي شيرازي، دارالصادقين، 1378، قم.

پانزده خرداد از ديدگاه امام خميني (رهنمودهاي ولايت فقيه)، سازمان فجر اسلام، 1360، تهران.

پرسش‌ها و پاسخ‌ها؛ ولايت فقيه و خبرگان، محمّد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378، قم.

پيرامون ولايت فقيه (خط حاکم بر سپاه)،‌، دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بي تا، تهران.

پيشينه تاريخي ولايت فقيه، احمد جهان‌بزرگي، كانون انديشه جوان، 1377، تهران.

پيشينه نظريه ولايت فقيه، مصطفي جعفر پيشه فرد، دبيرخانه مجلس خبرگان، 1380، قم.

پيشينه و مباني ولايت فقيه نزد علماي شيعه، محسن حيدري، دفتر انتشارات اسلامي، 1379، قم.

تأملي در معناي ولايت فقيه از نظرگاه اسلام، ناصر جهانشاه، سازمان آموزش و انتشارات انقلاب اسلامي، 1362، تهران.

تحقيقي پيرامون ولايت فقيه، حبيب الله طاهري، دفتر انتشارات اسلامي، 1368، قم.

تحليل سياسي اجتماعي از فلسفه و ضرورت ولايت فقيه و دموکراسي ارشاد شده، علي ابوالحسني (منذر)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، 1359، تهران.

تحليلي نو و عملي از ولايت فقيه، محمّد رضا اکبري، پيام عترت، 1377.

تحول تاريخي انديشه ولايت فقيه، داوود فيرحي، مرکز تحقيقات استراتژيک، 1373، تهران.

تفکيک قوا و ولايت فقيه، مصطفي ناصحي، دفتر تبليغات اسلامي، 1378، قم.

تنبيه الامه و تنزيه المله يا حکومت از نظر اسلام، محمّد حسين ناييني، ترجمه سيد محمود طالقاني، شرکت سهامي انتشار، 1361، تهران.

چالش‌هاي فكري نظريه ولايت فقيه، مصطفي جعفر پيشه فرد، بوستان كتاب قم، 1381، قم.

چهار گفتار در مباني فقهي و کلامي ولايت فقيه، مؤلفان، مرکز رسيدگي به امور مساجد، 1377، تهران.

حاکميت مستضعفين بر زمين در پرتو ولايت فقيه، حسين نژاد، سازمان تبليغات اسلامي، بي تا، تهران.

حاكميت در اسلام يا ولايت فقيه، محمّد مهدي موسوي خلخالي، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين، 1380، قم.

حدود ولايت حاكم اسلامي، ترجمه مبحث ولايت فقيه از كتاب عوائد الايام، ملا مهدي نراقي، مرتضي حاجعلي فرد، كنگره، 1378، تهران.

حکومت اسلامي و ولايت فقيه در انديشه امام خميني (تبيان آثار موضوعي دفتر 45)، روح‌الله خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1384، تهران.

حکومت اسلامي و ولايت فقيه،‌، اداره سياسي ايدئولوژيک ارتش، بي تا، تهران.

حكومت اسلامي و ولايت فقيه، اداره كل آموزش ضمن خدمت، 1359، تهران.

خبرگان و ولايت فقيه، گردآوري، جامعه اسلامي کارگران، 1377، تهران.

در انتظار امام حيات و غيبت ولايت فقيه و تشكيل حكومت اسلامي، عبدالهادي فضلي، ترجمه حبيب روحاني، آستان قدس رضوي، 1377، مشهد.

درس‌هايي پيرامون: ولايت فقيه يا حکومت اسلامي در عصر غيبت، آيت‌الله محمّد يزدي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، 1362، تهران.

دموکراسي در نظام ولايت فقيه، مصطفي کواکبيان، سازمان تبليغات اسلامي، 1370، تهران.

رهبري ولايت فقيه از ديدگاه مذاهب اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي وابسته به دفتر تبليغات اسلامي، حوزه علميه قم، هفتمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي، 1373، بي جا.

زمينه‌هاي صدور فتاوي امام (در مسئله ولايت فقيه و احکام حکومتي)، مهدي نصيري، انتشارات قلم، بي تا، تهران.

شکل حکومت اسلامي و ولايت فقيه، گردآوري، حزب دعوت اسلامي ايران، بي تا، بي جا.

شئون و اختيارات ولي فقيه ترجمه مبحث ولايت فقيه از كتاب البيع، امام خميني، جعفر كيواني، كنگره، 1378، تهران.

شيخ اعظم انصاري و مسئله ولايت فقيه، احمد آذري قمي، كنگره جهاني بزرگداشت دويستمين سالگرد تولد شيخ انصاري، 1373، قم.

عروج آزادي در ولايت فقيه، سيد علي موسوي، انتشارات سروش، 1360، تهران.

فقيهان امامي و عرصه‌هاي ولايت فقيه ج1 (از قرن چهارم تا سيزدهم هـ. ق)، محمّد علي قاسمي، دانشگاه علوم انساني رضوي، 1384، مشهد، دو جلد.

قدرت مشروعيت، رويکردي نو و نقادانه به نظريه‌هاي مشروعيت در ولايت فقيه، عباس حسيني قائم مقامي، اسوه، 1379، تهران.

گفتاري درباره ولايت فقيه، آيت‌الله خزعلي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، زنجان.

مباني مشروعيت در نظام ولايت فقيه، مصطفي كواكبيان، عروج، 1378، تهران.

مجموعه سخنراني‌هاي پيرامون ولايت فقيه؛ جنتي، جوادي آملي، خزعلي، صانعي، طاهري، محفوظي؛ يزدي، انتشارات اسلامي، 1363، قم.

مرجع تقليد کيست؟ ولايت فقيه چيست؟ (نقش روحانيون در قيامها و انقلابها)، مهدي کامران، انتشارات اميري، 1360، تهران.

مشروطه ايراني و پيش‌زمينه‌هاي نظريه ولايت فقيه، ماشاءالله آجوداني، فصل كتاب، 1997، آمريکا.

نظام معقول، تحليل مبنايي نظام ولايت فقيه با نگاهي به نظرات منتقدين، عليرضا پيروزمند، كيهان، 1378، تهران.

نظام ولايت فقيه يا زيربناي حكومت اسلامي، علي شفيعي، مؤسسه فرهنگي آيات، 1376.

نظري به قانون اساسي ولايت فقيه، طاهري خرم آبادي، دايره تبليغات اسلامي، قم.

نقدي بر قانون اساسي و نظام ولايت فقيه، پرويز دستمالچي، آزاد، 1995، آمريکا.

نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه، محمّد تقي مصباح يزدي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1379، قم.

نگرشي بر ولايت فقيه يا شکل سياسي اداره جامعه،‌، دفتر انتشارات اسلامي، بي تا، قم.

ولايت فقيه، رهبري در اسلام، عبد‌الله جوادي آملي، رجاء، 1367، قم.

ولايت فقيه از ديدگاه اهل سنت، فاروق صفي زاده، نذير، 1378، تهران.

ولايت فقيه از ديدگاه فقهاء و مراجع، علي عطائي، بي نا، 1364، قم.

ولايت فقيه از ديدگاه قرآن کريم، احمد آذري قمي، دارالعلم، 1372، قم، دو جلد.

ولايت فقيه استمرار حرکت انبياء، گردآوري: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، 1358، تهران.

ولايت فقيه تحليل صراط المستقيم، مهدي نيا رئيس، مؤسسه فرهنگي انتشارات ائمه ،1376، قم.

ولايت فقيه در حكومت اسلام‌، محمّدحسين حسيني طهراني، به کوشش محسن سعيديان و محمّد حسين راجي، انتشارات علامه طباطبائي، 1421، مشهد، چهار جلد.

ولايت فقيه رسالت پيشگام اسلام‌شناسي، تدوين‌، مستضعفين، 1358، تهران.

ولايت فقيه رهبري دموکراتيک در جوامع مکتبي، گردآوري، بي نا، 1358، تهران.

ولايت فقيه؛ زير بناي فكري مشروطه مشروعه، محمّد تقي آيت‌اللهي، اميركبير، 1363، تهران.

ولايت فقيه و حاكميت ملت، حسن طاهري خرم آبادي، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين، 1362، قم.

ولايت فقيه و حكومت اسلامي در منظر امام خميني، كاظم قاضي زاده، كنگره انديشه سياسي، 1378، تهران.

ولايت فقيه و دموکراسي، مسعود اسداللهي و قهرمان طاهري، سازمان تبليغات اسلامي، 1373، قم.

ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، جوادي آملي، محمّد محرابي،‌ اسرا، 1378، قم.

ولايت فقيه، امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373، تهران.

ولايت فقيه، جوانان، پرسش ها و پاسخ ها، احمد لقماني، عطر سعادت، 1380، قم.

ولايت فقيه، حکومت صالحان، نعمت‌الله صالحي نجف آبادي، رسا، 1343، تهران.

ولايت فقيه، سيد ابوالفضل موسوي تبريزي، حُرّ، 1376، قم.

ولايت فقيه، سيد محمّد کاظم هزاوه، مؤلف، 1362، تهران.

ولايت فقيه، عبدالمحمّد حسني، مرکز مطالعات و تحقيقات حوزه نمايندگي ولي فقيه در جهاد، 1376.

ولايت فقيه، محمّد هاشم دستغيب، كتابخانه مسجد جامع عتيق شيراز، 1363، شيراز.

ولايت فقيه، محي الدين حائري شيرازي، دفتر تحكيم وحدت، 1360، تهران.

ولايت فقيه، مهدي هادوي تهراني، كانون انديشه جوان، 1377، تهران.

ولايت فقيه، يوسف صانعي، بنياد قرآن، 1366، تهران.

الولاية الالهيه و ولاية الفقيه، محسن عراقي، مجمع الفکر الاسلامي، 1413ق، قم.

ولاية الامر في عصر الغيبة، سيد کاظم حسيني حائري، مجمع الفکر الاسلامي، 1414ق، قم.

ولاية الامر، محمّد مهدي آصفي، انديشه، 1416ق، قم.

ولاية الفقيه و الشوري و ولاية الفقيه، حيدر آل حيدر، مجمع الفکر الاسلامي، 1409، قم.

کتابهای دسته دوم (موضوعی)

نام كتاب : انديشه هاي امام خميني ره ج 1
نويسنده : سازمان تبليغات اسلامي و ديگران
مشخصات نشر: : دبيرخانه كنفرانس انديشه اسلامي, تهران, چاپ اول, 1369 ش
تعداد صفحه : 549
ريز موضوعات :
123 - 115 ولايت فقيه در فقه شيعه و تطورات آن
125 - 123 ولايت فقيه از نظر اهل سنت
154 - 125 ولايت فقيه و حكومت و امام خميني ره

 

نام کتاب :تحقيقي پيرامون ولايت فقيه
نويسنده : حبيب الله طاهري
مشخصات نشر: : دفترانتشارات اسلامي, قـم, چاپ اول, 1368 ش
تعداد صفحه : 333
ريز موضوعات :
10 - 7 ولايت فقيه معارف الهي
14 - 10 اقسام ولايت ديكتاتوري فقيه
230 - 196 دلائل ولايت فقيه
235 - 231 حدود ولايت فقيه
311 - 236 شباهت منكرين ولايت فقيه

 

نام كتاب : حاكميت در اسلام
نويسنده : سيد محمد مهدي موسوي خلخالي
مشخصات نشر: : آفاق, تهران, چاپ اول, 1361 ش
تعداد صفحه : 608
ريز موضوعات :
182 - 178 مارحل ده گانه ولايت فقيه
208 - 203 ولايت فقيه در فتوا و قضاء
274 - 267 ولايت فقيه و اجراء حدود الهي
280 - 275 ولايت فقيه در اطاعت اوامر شرعيه
332 - 280 ولايت فقيه در موضوعات يا حجيت حكم حاكم
387 - 382 نراقي و ولايت مطلقه فقيه
402 - 387 ولايت فقيه در اذن
427 - 421 ولايت فقيه يا امامت عام
432 - 427 ولايت فقيه در امور حسبيه
506 - 433 ولايت فقيه در قانون اساسي
476 - 455 قانون اساسي در جهان اسلام و ولايت فقيه
484 - 477 ولايت فقيه در قانون اساسي ج 1 ايران
505 - 485 انتقادها بر ولايت فقيه
534 - 506 ولايت فقيه در موضوعات خاص
516 - 511 ولايت فقيه بر غائب و موارد آن
529 - 517 ولايت فقيه بر ممتغ و موارد آن
531 - 530 ولايت فقيه بر ميت و مقتول
523 - 517 ولايت فقيه بر ممتغ از پرداخت زكات
532 - 531 ولايت فقيه بر نصب وصي يا ناظر
533 - 532 ولايت فقيه بر نصب امين در رهن


+ سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت3:54 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

روح الله

 


+ یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت9:47 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

سربازان آقا

 

سربازان آقا (3)

فی مقامات پدر جنبش دانشجویی صادق شهبازی

ابوذر عدالتخواه خداپرست

عطای پشت میز نشینی را به لقایش بخشیده و همیشه با همان لباسهای یکدست که مدتهاست او را با آن میبینیم به سمتمان می آید . بدون هیچ تفاخر و خود بزرگ بینی . از هر مشکلی که حرف میزنی به سخنانت گوش فرا میدهد و ناگهان ناباورانه از کیف دستیش که اتفاقا آن هم چند سالی است مانند لباسهایش یکدست است لایحه هایی که جواب مشکلات شما است را در می آورد.

هر جنبش پرفایده ای که در دانشگاه تهران رخ می دهد حتما او را در پشت زمینه آن پیدا خواهی کرد . هر جا که در یافتن گفتمان جدید به بن بست می رسیم سریع سراغش می رویم که امروز از دانشگاه چه بخواهیم . امروز به کدام بی عدالتی اعتراض کنیم و با توماری از دغدغه مواجه می شوی که یک به یک برای می شمارد که اینهاست  عدالت طلبی و تو می مانی با این همه دغدغه چه کار کنی و کدام را برگزینی تا باب گفتمانی جدید را در دانشگاه آغاز کنی .

آنقدر ایده در ذهنش دارد که گاه از خودت می پرسی به راستی اگر وزیری ، وکیلی ، صاحب منصبی بشود چه اتفاقات و تحولاتی که رخ ندهد و وقتی سخنت را با او در میان میگذاری که دوست داری در کدامین جایگاه ، در کدامین میز بنشینی فقط با لبخند جوابت را میدهد که یعنی این میزها آب دهان ملخی است پیشم .

و میفهمی که هر چه میکند از سر اخلاص است نه ریاست . یاد همت شهید بزرگوار و سردار علی عصر می افتم که می گفت راه برویم برای رضای خدا ، قلم بزنیم برای رضای خدا و تو نمود همت را در او میبینی .

شخصی که دغدغه عدالت را از او آموختم هر چند که شاگرد خوبی نبودم .

چقدر سخت است از دیگرانی حرف زدن که هرگز دنبال این نیستند که کسی از آنان سخنی بگوید و اینجاست که کلمات هم از تو میگریزند و تو میمانی که چه بگویی که اجرشان را به چاه ویل نریزی و رسوای عالم کلمات و مصوراتشان نکنی .

همیشه از خود می پرسیدم چگونه مالک و ابوذر علی باشیم شاید تنها نگاهی به تاریخ صدر اسلام پاسخم را داد مالک یعنی کلام علی . هر چه علی گفت بشنوی (سمعا و طاعتا ) و سرنخ سخنش را بگیری و دنبال اجرایش باشی مثل صادق خودمان و یا ابوذر یعنی هیچ کاره باشی و سر معاویه فریاد بکشی که من کاخ نمی خواهم ، منصب هم ندارم اما نهیت میکنم از منکر پایمال کردن عدالت همانگونه که صادق خودمان هم این گونه است . کم نوشتم ایراد از ناتوانیم بود تو بیش از اینها هستی آری تو یک سربازی


+ جمعه چهارم آبان 1386 ساعت5:57 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

سینما رو یکی دریابه

 
به نام خدا

ماشا الله سینمای ما که با قدرت زیاد داره پیش میره و محتواش هم که نمیخواد بگم چون یا یه پسر فقیر عاشق یه خانم پولدار میشه یا یه پسر پولدار عاشق یه دختر پولدار میشه یا خلاصه یکی عاشق اون یکیه.

خوب از این ور هم سینمای معناگرا هم که دیگه انصافا در معنا چیزی کم نذاشته

من شخصا از تمامی کارگردانان محترم درخواست دارم که نمیخواد فیلم مذهبی بسازن همین قدری هم از اسلام و مذهبو مکتب مونده نابود میکنن

تمام این حرفارو گفتم که بگم چر تا هرکس میخواد تاتی تاتی در سینما انجام بده میاد یا فیلم در مورد دفاع مقدس میسازه یا فیلم در مورد دین و مذهب و ... ولی بعد ساختن دو تا فیلم دیگه اصلا گذشته به یادش نیست

رفتیم امشب فیلم خدا نزدیک است و دیدیم و انصافا برای ما مثل یه کمدی بود و الان که دارم دقت میکنم میبینم شاید میتونستیم به خاطر امثال این فیلم گریه کنیم

آقاجان کی گفته معنی استجابت دعا مردن مادر و طلاق و جدایی یه زوجه . کی گفته استجابت دعا به معنی بچه دار نشدن یه نفره

آخه یکی نیست بگه که مگه کار دین فقط شفا دادن ظاهری و دخیل بستن و حاجت دادن و از اینجور قضایایی است که فقط یه بخش خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیک از کارکرد اعتقاداته.

سینمای ما در زمینه ی فیلم های پر محتوا شاید به ضرس قاطع بتوان گفت که دئه تا اثر هم نداره

حتی قدمی هم برای شروع بر داشته نمیشه

دقت کردین که چقدر تفکر سینمایی ما به این سمته که زندگیه انسانهای مرفه و بی دردو به تصویر بکشه

دقت کردین چرا ما در مورد موضوعاتی غیر از عشق و عاشقی دوتا انسان کم فیلم میسازیم

دقت کردین که چقدر بازیگرای خوش تیپ برای فیلمامون سود آورن . اگه این آقا یا خانم تو فلان فیلم باشه حتما تا سقف N میلیون تومان فروش خواهد داشت

نمیدونم کی و چه طور این مشکل میخواد حل شه

نمیدونم فیلم پیانیست یا فیلم لیست شیندلر و دیدین

تو این فیلما ببینین چیزی مثل کشتار یهودیا رو که اصلا نبوده رو چه شکلی به تصویر میکشن ولی

ما اموری که واقعبتن و اصلا واقعیتی بدون اونها قابل فرض نیستو اینجوری خراب میکنیم


+ پنجشنبه سوم آبان 1386 ساعت10:48 بعد از ظهر | محمد علی علیزاده |
 
 

فحاشی های زیرکانه شهروند امروز به احمدی نژاد

 

فحاشی های زیرکانه شهروند امروز به احمدی نژاد

ساده زیستی

عدالت

شجاعت

اعتماد به نفس

خود بزرگ بینی (روی دیگر سکه اعتماد به نفس)

توهم

به نظر شما این صفات و خصلت ها و این گفتمان ها متعلق به چه کسی و یا چه چیزی است ؟

دکتر احمدی نژاد !؟

آری حدس شما تا پنجاه درصد درست است اما باید عرض کنم موارد بالا تیتر دوم وسوم شماره های اخیر مجله شهروند امروز است . با این تفاوت که شهروند امروز سعی می کند تا با استفاده هر یک از این تیترها احمدی نژاد را با استفاده از صفات شخصی خودش به نقد و چالش بکشد . کار تا آنجایی جلو می رود که تمام مهره های سوخته ، خاکسترشده و یا در حال سوختن خودشان را به این جدال وارد  میکنند و تا آنجا جلو می روند که حاضرند برای نقد صفت های احمدی نژاد- که در ضمیر ناخود آگاه خوانندگان به نقد خود وی نیز می انجامد از اصول اصلی دینی و عقلی و حتی اصول خودشان نیز عدول کنند و نقد احمدی نژاد محور را جایگزین نقد حقیقت محور کنند . ناخودآگاه این عمل مجله شهروند امروز مرا به یاد سینمای هالیوودی آمریکا انداخت که با روش های غیر مستقیم و در لفافه و با کمک روان شناسان و اساتید ارتباطات سعی در انتقال پیامها به شکلی زیرکانه به مخاطبان خود دارند .و از این لحاظ(نقد در لفافه) باید این مجله را تحسین نمود به شرط آنکه طراحی این پروژه را به صورت داخلی انجام داده باشند .

در این نقدها گاه  سر رشته کلام از دست نویسنده خارج شده  به گونه ای که حتی نقد احمدی نژاد را هم رها میکند و به نقد خود صفات می پردازند تا آنجا که داوود فیرحی ساده زیستی را اصل مهمی در حکومت اسلامی نمی داند و عبدی دوباره مشاهدات اول انقلاب خود را برای مردم بازگو میکند و با همان شیوه استقرای هم عصران دقیانوس که چون جز بد است پس کل هم بد است سعی در گریزی به نقدهای خود بر کل حکومت میکند . در مجله گاه فیرحی امیرالمومنین را تفسیر به رای میکند و سایر نویسندگان ساده زیستی احمدی نژاد را قلابی ، تبلیغاتی و دروغین می پندارند اما ، نه آشکارا . شهروند امروز هرگز آشکارا نمی گوید که ساده زیستی رئیس جمهور تشریفاتی است بلکه با گریز به رییس جمهور کره شمالی و نمایش دو چهره ساده زیست رسانه ای و زندگی شخصی مرفه سرمایه سالارانه می خواهد این ایهام تبادر را در ذهن ایجاد کند که احمدی نژاد نیز اینگونه است و در مقابل رسانه ها ساده زیست و در زندگی شخصی مرامی جداگانه دارد  حتی گاهی که سر رشته کلام به کلی از دستشان خارج می گردد مقاله هایشان عنوان در مذمت ساده زیستی لقب میگیرد و بار دیگر مشی فکری وابسته به لیبرالیسم غربی و سرمایه سالاریشان را رو میکنند و گمان مستقل بودن و بومی بودن تفکر خودشان را از ما میگیرند . همچنین در شماره ای که به صفت خودبزرگ بینی اختصاص داشت به مقایسه احمدی نژاد (به طور پنهان) با سران چپ دنیا پرداخته بود تا این تفکر را در جامعه القا کند که او نیز مانند سوسیال های جهان فکر میکند ، اندیشه عدالتخواهانه اش سبقه سوسیالیستی دارد  و مانند آنان انسان دیکتاتوری  مسلکی است . اما اینکه آنها چرا احمدی نژاد را خود بزرگ بین میبینند به خاطر سخنان احمدی نژاد( مبنی بر ما میتوانیم ، دعوت کشورها و روسای جمهور به اسلام مانند امام و حرف هایی که بر خدمات دولت نهم و از زبان احمدی نژاد است) باز میگردد در همین مقاله از افرادی چون صادق زیبا کلام بهره گرفته میشود تا بیاید و بگوید ما ایرانی ها همگی  انسانهای حقیری هستیم و ناتوانی ما سبب خودبزرگ بینی ما شده است .

در پرونده ای دیگر مبنی بر شجاعت با تفاوت قائل شدن بین شجاعت و تهور کارهای احمدی نژاد را غیر مستقیم تهور و کله خری می داند تا شجاعت و با مثالی از افلاطون میگوید گاه شجاعت یعنی فرار از میدان خطر (جنگ ) که مترادف کوتاه آمدن و باج دادن به غرب است . من توصیه ام به دوستان شهروند امروز این است که تاریخ زیاد بخوانند البته نه تاریخی که کسروی و باقی نوشته اند بلکه بفهمند که باج دادن به غرب مساوی است با غارت ، با ترکمنچای ، با رفتن هرات ، بحرین و در آخر چون شاه مخلوع تنها گذاشته شدن و چون فتحعلی شاه ، عباس میرزای دردانه به میدان جنگ فرستادن تا پس گیرد باجی را که به دشمن داده ایم . پرونده شجاعت رییس جمهور تقریبا مصادف با بحث اهدای مدال شجاعت علوی به رئیس جمهور بود .

در پرونده اعتماد به نفس نیز سناریو های قبلی تکرار میشود و احمدی نژاد با یکی از سران چپ دیگر دنیا یعنی چاوز مقایسه میشود هر چند در این پرونده پروژه پنهانی نقد زدن زیاد دوام نمی آورد و صادق زیبا کلام رسما احمدی نژاد را از بوش در اعتماد به نفس جلوتر می بیند و پرونده نقد زیر کانه صفات به پرونده نقد آشکار تغییر می یابد و یک ماه پروژه نقد کردن در لفافه با سخنان زیباکلام کمی رسواتر میشود .هر چند این میان کسانی چون دکتر رامین و افروغ و غیره که متوجه این امر نیستند در ارسال مطلب به شهروند امروز دریغ نمی ورزند و خیال میکنند شهروند امروز این مطالب را برای توصیه اخلاقی به مردم میخواهد به چاپ برساند .

 از این قبیل کارهای زیرکانه رسانه ای بسیار است و متاسفانه بسیاری به خصوص قشر دانشجو که دوست دارد او را باسواد و روشنفکر بنامند فریب ظاهر زیبای این مطالب را میخورد و به تکمیل پروژه آقایان کمک میکند

اگر من نیز بخواهم به مانند آنان رفتار کنم تصویری چون این عکسی را که به همراه این مطلب است  را مثال می زنم که من از چند مجله شهروند امروز در کنار مجله فیلم و بازی نما عکس انداخته ام. در نگاه اول شاید به وضوح نیت عکاس معلوم نباشد و چه بسا کسانی که سطحی اندیش هستند فکر کنند که عکاس به دنبال کنار هم قرار دادن چند مجله ساده است ،  اما کسانیکه به عمق مطلب توجه دارند به دنبال پیدا کردن ایهام تبادر میان فیلم و بازی با مجله شهروند باشد و به نتایج جالبی هم برسد . کار شهروند امروز نیز کنار هم قرار دادن چند اصل فراگیر و گسترده (صفات احمدی نژاد) در کنار واژه ها ، مقالات و مقایسه هایی است که ایهام دیگری را به ذهن متبادر میکند.

کاش به جای کینه نسبت به هم ، مهرورزی داشته باشیم

 


+ سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت1:31 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

نامه ها بر نامه ها

عاشورای 88

عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم...

هشدار هشدار همه به سوی خدا بر میگردیم

هنوز پرچم بالای گنبد ارباب سیاه است

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ