جنبانش دانشجوئی پدیده ایست که از زودباز مورد توجه و عنایت جامعه شناسان بوده است به طوری که پارسنز خدا بیامرز خیلی دوست داشت که در این زمینه هم نظری بدهد ولی به دلیل ضیق عمر مجالی برای بحث در این باره پیدا نکرد و تنها فرصت یافت که شعر "یار کودکستانی من" که ارتباط بسیار پیچیده ای با جنبانش دانشجوئی دارد را حفظ كند.(پارسنز:1949) در این نوشتار ما سعی داریم علاوه بر نگاهی به جریان جنبانش دانشجویي، عوامل موثر بر آن را که عبارت از معضل بیکاری،کمبود منابع توجه،عدم برنامه ریزی برای اوقات فراقت دانشجويان جنبيده شده و عدم داشتن آگاهي طبقاتي هستند(همان) بپردازیم امید که مورد عنایت مواظبین دانشجویان جنبيده شده قرار گیرد.
مفاهيم كليدي:جنبانش،دانشجو،جنبانش دانشجوئي،دانشجويان جنبيده شده و جنبانندگان دانشجويان
مقدمه:
چند روز پیش یعنی دقیقا بعد از انقلاب صنعتی در اروپا دانشجویان متوجه شدند که به آنها بها داده نمیشود یا بهتر بگوئیم بهای آنها پرداخت نميشود و بعد از کلی این دست و آن دست کردن یییییهو آگاهی طبقاتی به آنها دست داد و تصمیم گرفتند که دهن بورژولتاردال را سرویس کنند(کارل لنین:1879) آنها برای انجام دادن این امر مهم نیاز به ابزارهای زیادی من جمله از این چیزها که داش مجید سوزوکی بلد نبود به آن بگوید "جیگر" داشتند ولی به دلیل کمیاب بودن این وسیله در میان آنها مجبور شدند هدف خود را تغییر داده و به فحش دادن از راه دور و فرار کردن اکتفا کنند(ژان ژاک مارکس:1839)
یک روز ساعت 12ظهر تعدادي ازدانشجویان که آگاهی طبقاتیشان به شدت بالا زده بود با هم قرار میگذارند که هر طور شده خودی نشان بدهند و تا میتوانند آگاهی طبقاتیشان را ارضا کنند لذا شروع به جنبيدن كرده و انقدر جنب و جوش مكنند كه هر چه جلوي دستشان ميامد ميشكستند البته همانطور که تاریخ گواهی میدهد آنها کاملا حساب شده این کار را انجام دادند و تعدادی از دانشجویان که بیشتر به طبقاتیشان!! آگاهی داشتند مامور هدایت و جمع آوری دیگر دانشجویان جنبيده شده بودند آنها پس از جمع آوری دانشجویان جنبيده شده در یک محل خوش آب و... شروع به نواختن فلوت خود(سخنرانی)برای دیگر دانشجویان جنبيده شده کردند و آنها هم که از شنیدن آوای فلوت(سخنرانی)به وجد آمده بودند شروع به سر دادن صداهای مختلف از جمله "یار کودکستانی من" کردند و بعد از آن به سمت صاحبان خود که همانا دارندگان آگاهی طبقاتی بودند رفته و با پريدن از موانع آنها را به سمت همان منطقه خوش آب و...بردند و به همراه صاحبان خود شروع به مطالبه كردن آگاهي طبقاتي خود شدند و آنقدر آگاهي طبقاتي خود را مطالبه كردند كه تركيدند و بعد از چند ساعت وقتي متوجه شدند كسي حاضر نيست آگاهي طبقاتي آنها را بدهد مجبور شدند منطقه خوش آب و هوا را به همراه صاحبان خود ترك كرده و در محل ديگري آگاهي طبقاتي خود را جستجو كنند.(همان)
هابرماركس در يك تحليل جامعه شناسانه اين پديده را مورد بررسي قرار داده و معتقد است متغيرهائي كه در جنبيده شدن دانشجويان موثر هستند به شرح زير ميباشند
بيكاري:
روانشناسان ثابت كرده اند كه افراد به طور ناآگاهانه تمايل به كار و فعاليت و جنبيدن دارند و اگر اين ميل در آنها در جهت مفيد و بهنجار پاسخ داده نشود افراد خود به خود اين ميل را به نحو ديگري همچون پاره كردن طناب،شكستن شيشه و ايجاد آلودگي صوتي و جنبيدن دانشجويانه ارضا ميكنند(يورگن فرويد1856).فرويد چنين استدلال ميكند كه «اگه آدمها سرشون شلوغ باشه و مشغله به اندازه كافي داشته باشن صداشون در نمياد ولي وقتي بيكار و بي آر تو خيابونها و دانشگاهها بچرخن خب معلومه حوصله شون سر ميره و مجبورن شيشه ميشه بشكنن و سر و صدا راه بندازن»(خسته شدم انقدر رفرنس دادم بازم همان)
كمبود منابع توجه:
روانشناسان اجتماعي در يك بررسي علمي روي كودكان مشاهده كردند كه آن دسته از كودكان كه والدين و اطرافيانشان به آنها محبت نشان داده و آنها را تحويل ميگيرند بچه هاي ساكت و مودبي هستند و رفتارهاي ناهنجار از خود بروز نميدهند و آن دسته از كودكاني كه هيچ كس به آنها آنطور كه بايد توجه نميكند و به دليل چندش آور بودن كسي حاضر به تحويل گرفتن آنها نيست از خود رفتارهاي نابهنجار از قبيل شكستن شيشه و سروصدا كردن نشان ميدهند (البته رفتارهاي نابهنجار ديگري را هم ذكر كرده اند ولي در اين نوشتار ذكر كردن همين دو مورد بيشتر مناسبت دارد) و با اين كار قصد جلب توجه ديگران را دارند لذا به محض اينكه كسي آنها را در آغوش ميگيرد و به آنها توجه ميكند ساكت شده و به سروصدا خاتمه ميدهند(ارونسون1973)
عدم برنامه ريزي براي اوقات فراغت دانشجويان جنبيده شده:
روز چهارشنبه(فرداي تحصن)شهردار تهران در همايش "كنترل اوقات فراغت" گفت ما بايد براي اوقات فراغت و تفريح جوانان بخصوص دانشجويان تدبيري بيانديشيم و نگذاريم كه آنها اوقات فراغت خود را كه البته زمان زيادي هم هست به بطالت بگذرانند.در همين راستا ما تصميم گرفته ايم ورزشگاهها،فرهنگسراها،پاركها و مراتع بزرگي را فراهم سازيم تا جوانان و دانشجويان بخصوص دانشجويان جنبيده شده در آنجا به غني سازي اوقات فراغت خود پرداخته و ديگر به سمت كارهاي خلاف و زشت مانند شيشه شكني نروند(قاليباف2007)
عدم داشتن آگاهي طبقاتي صادق:
با روي دادن انقلاب صنعتي در اروپا يهو فئودالها تبديل به بورژوازي يا صاحبان ابزار توليد و سرفها تبديل به پرولتاريا يا طبقه كارگر شدند(به روندش پيله نكنيد خواهشا)و در اين ميان پس از كش و قوسهاي فراوان فردي بنام ماركس به دنيا آمد و شروع به تحليل روابط ميان اين دو طبقه پرداخت و اين نتيجه را گرفت كه «طبقه كارگر در حين كار ناگهان متوجه ميشوند كه آگاهي كاذب دارند و بايد اين آگاهي كاذب را به آگاهي صادق تبديل كنند چون آگاهي كاذب داشتن خيلي بد است خلاصه هر چقدر بورژوازي فشار خود را بيشتر ميكند پرولتاريا آگاهي طبقاتي بيشتري پيدا ميكند تا اينكه يك روز انقدر فشار زياد ميشود كه آگاهي طبقاتي طبقه كارگر توپ توپ خواهد شد و تصميم خواهند گرفت دهن بورژوازي را سرويس كنند و به همين ترتيب انقلاب سوسياليستي رخ ميدهد و جهان به سمت كمون اوليه حركت ميكند و همه چيز اشتراكي ميشود و اونوقت است كه خيلي حال ميدهد»(ماركس1834)لذا با اين تحليل ماركسيستي ميتوان گفت كه چون دانشجويان ما آگاهي طبقاتي كاذب دارند هر چند وقت يكبار مجبور به جنبيدن ميشوند و احتمالا چند مدت ديگر از فرط جنبيدن بسيار خواهند تركيد.
نتيجه گيري:
ما احتمالا نتيجه ميگيريم كه جنبانش دانشجوئي در كشور برخاسته از عوامل و متغيرهاي زيادي است كه معمولا به آنها توجه نميشود و به همين دليل تحليلهاي نادرستي از آن ارائه ميشود.
منابع و مآخذ:
_ جنبش و جنبانش در يك نگاه،آرمان دوروغتي،نشر پراكنده،تهران1373
_ گذري بر تاريخچه جنبيدن و جنباناندن،غلام كنعاني،نشر انجمن،خوابگاه1380
_ اخلاق دانشجو و روح جنبشانيدن،ماكس وبر،نشر سلمدی،وسط حياط 1795




