تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

باید تو را گوجه باران کرد

 

باید به تو گوجه زد

وقتیکه مخالف نظام ظلمی باشی که عادی شده پس عادلانه است، باید به تو گوجه زد .

وقتیکه هولوکاستی را که هزاران مورخ صهیونیست آنرا پذیرفته اند پس با آن کیفیت وجود داشته رد میکنی باید به تو گوجه زد .

وقتیکه در مقابل گنده لات جهانی و نوچه هایش می ایستی باید به تو گوجه زد . شعبان جعفری ها که الکی پروبال نگرفته اند اینجا قانون جهانی این است که یا باید دم پر ما بگردی و یا باید به تو گوجه زد .

وقتیکه جلوی نخست وزیر انگلیس و فرانسه و چند به علاوه چند خم نمی شوی باید به تو گوجه زد .

 وقتیکه عدالت سازمان ملل و بیانیه های سازمان های جهانی در برابر فلسطینیان تروریست و صهیونیست های مذهبی و مروج صلح را نمی پذیری باید به تو گوجه زد .

وقتیکه جملات را با دعا برای آمدن کسی شروع میکنی که هیچ کدام از حضار معنی حرفت را نمی فهمند باید به تو گوجه زد .

وقتیکه عزت جمهوری اسلامی شیعه امام زمان را بلند کرده ای باید به تو گوجه زد .

وقتیکه سانتیفیوژ ها را از تعلیق در می آوری باید به تو گوجه زد .

تو اصلا باید خجالت بکشی که در میان سران اول دنیا می روی و حرف از ناعدالتی می زنی . باید به تو گوجه زد .

وقتی شبیه بوش میشوی و قدرتمندانه حرفی مخالف نظام جهانی می زنی باید به تو گوجه زد . درست مثل بوش که لیاقتش لنگه کفش بود . با این تفاوت که او شعبان جعفری است و تو هم برای خودت لاتی شدی . حالا بقیه هم می توانند دم پر تو بچرخند اگر بخواهند لات خوبی شوند .

عزت ما همان گوجه ای بود که صهیونیسم از روی استیصال حواله ات کرد . گنده لات اگر زورش به لوطی نرسد فحش چاروادار نثار میکند . افتخار میکنم که آلترناتیو نظام قلدرها هستی . این یعنی عزت . باید به تو گوجه زد.

 


+ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 ساعت11:36 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

ناگفته های 3 سال دیپلماسی هسته ای در دولت نهم

 

ناگفته های 3 سال دیپلماسی هسته ای در دولت نهم

با حضور:

مهدی محمدی

کارشناس مسایل هسته ای

و

دکتر محمد عسگرخانی

استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران

به همراه پخش کلیپ اکران نشده از پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران

دوشنبه از ساعت ۱۵

تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق علوم سیاسی دانشگاه تهران

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق علوم سیاسی دانشگاه تهران

همین خبر در فارس


+ یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت1:5 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

نفس اماره

 

مقصر منم ...

حاج حسین یکتا میگفت نری جنوب یادمان بازی و بی سیم بازی . اردو ببرید اتوبوس پروازی داشته باشید . اردو ببرید شب آخری توی اون سنگرای میشداغ مثل اونایی که امام زمانشون رو دیدند دنبال آقاتون رو ببینید . اردویی اتوبوس هاش پروازی میشه که از اول تا آخر منطقه در حال ذکرند . مگه میشه تو شهدا رو یاد کنی اونا تورو فراموش کنند . اردویی امام زمانش رو میبینه که مسئولش برا زائر گریه کنه ، مسئول اردو هر جا کارش گیر افتاد بچسبه به سجاده نماز شبش . بچه ها زیارت عاشورا رو فراموش نکنید .

مقصر منم اگه این اردو شهید نفس نداشتیم .....

رفته بودم اختتامیه اردوی جنوب دبیرستان فرهنگ ، مسئول اردوی امسال اونا علی آقای رمضانی بود . 38 نفر برده بودند . نیازی نبود کسی روایت گری کنه . فضا خودش منطقه بود . نفس حق خورده بودند شهدا را ول نمی کردند . نفس حق خورده بودند یه ماه از اردو گذشته شهدا را ول نمی کردند .

مقصر منم اگه هر زائری رو که بردیم پاش رسیده تهران بی خیال شده ....

رفقا ، زائرای اردوی جنوب اگه این اردو رو حس میکنید که تحولی نداشته براتون مقصرش منم و نفس من . برای اردوی سال بعد دعا کنید .

 

 


+ شنبه بیست و نهم فروردین 1388 ساعت4:21 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

کمیته صیانت از آرا ملی ، حق دموکراسی یا علیه دموکراسی

 

کمیته صیانت از آرا ملی ، حق دموکراسی یا علیه دموکراسی

این مقاله سخن کوتاهی است  در مورد یک سوال تازه:

بیان بحث صیانت از آرا مردم یکی از حقوقی است که دموکراسی به هر فردی می دهد و یا فرآیندی است که علیه دموکراسی قرار دارد ؟ قاعدتا مردم حق دارند که نسبت به رایی که میدهند اطمینان داشته باشند و شائبه هر گونه تخلفی که می رود را از بین ببرند اما سوال اینجاست که آیا در دموکراسی فرآیند نظارت مردم بر انتخابات که حق همگانی مردم است باید بدون فرآیند قانونی رخ بدهد ! مگر غیر از این است که مهم ترین دغدغه دموکراسی و پیروان رادیکال آن ، عمل به قانون و جلوگیری از نافرمانی مدنی است .

با نگاهی به وظیفه قانونی قوا و بر طبق اصل 118 قانون اساسی وظیفه صیانت از آرا مردم بدین شرح است  : مسئولیت نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری طبق اصل نودونهم بر عهده شورای نگهبان است ولی قبل از تشکیل نخستین شورای نگهبان بر عهده انجمن نظارتی است که قانون تعیین میکند .

با بررسی اجمالی اصل بالا متوجه میشویم که نظارت بر انتخابات بر اساس قانون اساسی که مورد تصویب بیش از هشتاد درصد مردم ایران در دو دوره قانون اساسی اول و بازنگری آن قرار گرفته با نهاد شورای نگهبان است . پس در قدم اول گزاره ها به ما اعلام میکنند که صحبت از کمیته صیانت از آرا در قدم اول نقض قانون اساسی و بی احترامی به رای بیش از هشتاد درصد مردم ایران و بی احترامی به دموکراسی است .

دوما شورای نگهبان توسط دو نهاد حقوقی انتخاب میگردند : نهاد رهبری نظام  و قوه مقننه . رهبر انقلاب توسط رای خبرگانی انتخاب گردیده است که با رای مردمی تشکیل شده اند و در دوره های بعدی نیز مجلس خبرگان با نظارت بر رهبری ایشان ، آنرا به عنوان یک نهاد قانونی بر اساس قانون اساسی تقویت نموده اند . طرح مسئله کمیته صیانت از آرا یعنی نوعی بی احترامی مستور و پوشیده شده در قالب شعار های جوان پسند و شور برانگیز به قانون اساسی و رای مردم به دو نهاد . نهاد مجلس خبرگان و مجلس (یا همان قوه مقننه) . و از آنجا که هر دو نهاد توسط رای مستقیم مردم تاسیس شده اند و نمایندگانش ادامه به کار داده اند این کار توهین به رای مردم و بی احترامی به اصول دموکراسی است .

سوم کمیته اجرایی انتخابات مانند تمام دوره های گذشته در دستان وزارت کشور و معاونت سیاسی آن است . یکی از عللی که قانون این امر را به وزارت کشور و هیئت دولت واگذار کرده احترام به رای اکثریتی است که آقای رییس جمهور را به عنوان فرد با کفایت در اداره امور کشور انتخاب کرده اند و اگر این صلاحیت به هر دلیلی در دوران ریاست جمهوری مخدوش شود مجلس نیز که با رای مردمی تشکیل شده است با اعلام بی کفایتی رییس جمهور و تنفیذ رهبری وی از این سمت خلع می گردد . وزیر کشور نیز معرفی شده همین شخص مورد اعتماد اکثریت ملت در یک برهه است که به اعتماد مجلسی که توسط رای مستقیم مردم انتخاب شدند رسیده است پس این فرآیند نظارتی و اجرای انتخابات هم با نظارت مردم و واگذاری آن به نمایندگانشان از طریق قانونی صورت گرفته و بیان و تشکیل کیمته صیانت از آرا نه تنها اقدامی علیه قانون است بلکه بی احترامی به آرای مردم و نقض همان دموکراسی است که به صورت رادیکال سنگش را به سینه می زنند .

این گفتمان درست نیست که هر جا توده ها به نفع ما بودند دموکراسی و مردم فهیم هستند و هر جا به نفع ما سخن نگفتند با پز متفرعانه روشنفکرانه دم از برتری نسبت به مردم بزنیم و بگوییم مردم نمی فهمند و ما باید از کانال های خودمان و با دور زدن قانون و نافرمانی مدنی مدرن با ژست دموکراسی خواهانه دم از نجات مردم بزنیم و از آراشان محافظت کنیم یا زنگی زنگ و یا رومی روم .همچنین  باید از تمام کاندیداهایی که دم از عمل به قانون می زنند خواهش کرد که نزدیک خود را از حضور افراد بی قید نسبت به قانون پاکیزه گردانند که اینگونه بی اعتبار کردن قانون سبب بی اعتباری حقوقی خودشان میگردد .

من به شخصه معتقدم صد در صد مراجعه به رای عمومی مردم به گونه ای که رای یک آدم تحصیلکرده با رای آدمی که صرفا گذران زندگی میکند عادلانه نیست و در اینجا عقل به جدال متد دموکراسی بر میخیزد اما به هر حال در دوره ما شاید ضرورت ما را به این سمت کشانده است و حالا به این ضرورت دنیای مدرن به خاطر احترام به قانون نظام اسلامی احترام میگذاریم . دعا میکنیم که همه ی کاندیدا و فعالین سیاسی حداقل عمل به قانون اساسی را به عنوان سند وجاهت ملی و تمدن ایرانی اسلامی  در دستور کار خویش قرار دهند

 


+ چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت10:1 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

روز فرهنگی

 

نیاز به گردش اطلاعات فرهنگی و آگاهی از محتوا و داده های روز فرهنگی سبب شده تا به صورت جداگانه در این نیمسال یک روز را در هفته به بررسی مسائل فرهنگی پر چالش بپردازیم . قاعدتا در مسئله های فرهنگی داشتن اطلاعات مهم ترین نیاز برای تحلیل مسائل است . انتقال تجربیات فرهنگی و گردش این اطلاعات معمولا از کانال های رسمی صورت نمی گیرد و شاید بهترین روش همان متد سنتی سینه به سینه خودمان است . جلسات روز فرهنگی بهانه ای است برای شنیدن فکر کردن و تجربه اندوختن . روز فرهنگی روز اثبات نظریات شخصی که در ذهن داریم نیست بلکه پاتوقی است برای سلیقه های فرهنگی متفاوت که تنها یک نقطه مشترک میان این جدال هاست و آن اسلام است . اسلام با زیر مجموعه هایی در عصر ما که با سرنوشت آخرتمان گره خورده است و آن انقلاب اسلامی تبعیت از ولایت فقیه و ترویج گفتمان دینی صحیح زمانه است . گاهی میشود که حرف های مهمانانمان با سلیقه و مذاق ما خوش نمی آید. شنیدن سلیقه های گوناگون و رد و بدل شدن نقطه نظرات فرهنگی خود فرهنگی  است که باید در خودمان آغاز کنیم اگر به معصوم نبودمان ایمان داریم .

برای همین این هفته در اولین آزمون جلسات فرهنگیمان میهمان عزیزی داریم :

موضوع بحث :

تبیین گفتمان انقلاب اسلامی در حوزه مولتی مدیا برای نسل سوم و چهارم

نزدیکی به فضا و ابزار روشنفکری تابوی بچه مذهبی ها و یا نیاز امروز

یک شنبه ساعت ۱۶ الی ۱۸

موضوعات و مهمانان مورد نظرتان را به ما پیشنهاد بدهید .

فرهنگ هوا برای تنفس است . برای نسل بعد هوای سالمی بسازیم


+ سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت8:57 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

"خودکشی فلسفی روشنفکران اصلاح طلب" در دانشگاه تهران

 

خودکشی فلسفی روشنفکران اصلاح طلب

بازخوانی نظریه مرگ گفتمان اصلاحات در ایران

با حضور:

پیام فضلی نژاد

* شاگرد سابق عبدالکریم سروش و نویسنده روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاحات

* عضو کنونی موسسه پژوهشی کیهان

و نویسنده کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی (پر فروش ترین کتاب سیاسی سال ۸۷)

سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ از ساعت ۱۵.۳۰

تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

همین خبر در فارس

پیام فضلی نژاد کیست؟


+ یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت11:46 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

مقیم و مسافر

 

 بس نکته غیر حسن بباید که تا  کسی                               مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

مقیم :  حُسن اگر ذاتی است پس چه نیازی به مقبول افتادن دارد ؟ 

مسافر : مگه نمی بینی جناب حافظ فرمودند غیر حسن .....

مقیم : قبول . مگه غیر از حسن ، دسته بندی دیگه ای برا  نیکی داریم ؟ اصلا باید کلی فکر کنیم تا بخواهیم دنبال یه واژه مترادف حسن انتخاب کنیم که جامع هم باشه ؟

مسافر : اینجا شیخ ما منظورش حسن ظاهر است .

مقیم : خودت داری میگی حسن ظاهر . یعنی ظاهر پسندیده رو به عنوان یه حسن قبول میکنی ؟

مسافر : آقا امیرالمومنین در دعای کمیل می فرمایند . و باسمائک التی ملات ارکان کل شی . هر کدوم از اسماء الهی به عنوان تجلیات ذات هنگامی که صورت ظاهری پیدا میکنند حسن نامیده میشوند . یکی از این اسماء هم جمال و جمیل است .

مقیم : پس اگه این حسنه و صورتی از اسماء الهیه چرا شیخ شما بی اهمیت می دونتش ؟

مسافر : حکما در تعریف جمال گفته اند ، لطافت روح که در اثر انبساط و نور روح مجرد جسم را تحت تاثیر قرار میدهد .

مقیم : پس یعنی هر کی جمالی داشت روحی لطیف داره ؟

مسافر : نه . نکته هم همینجاست .  زیبایی ظاهری که به چشم سر خوشایند آید بی اعتبار است چون آنی در پی ندارد . در دوره ای که جمال تعریف مادی پیدا کند ، پیرایشگران ثروتمند ترین مردمان هستند ، آینه ها قیمتی میشوند و اکسیر جوانی کیمیای هستی .

مقیم : پس شیخ شما در پی چه حسنی است ؟

مسافر : لطافتی که زائل شدنی نیست . بنده آن باش که آنی دارد . آن زوال پذیر نیست . آن بالاتر از حال و پایین تر از مُقام  است . آنجا دیگر ظاهرها صورتهای مثالی هستند که ترکیبی از خاک و لجن بد بویند . جمال تعریفش به خط و خال نیست . دیگر ابروی برداشته و ریش بلند و صورت سه تیغه و پروفسوری و سیبیل چنگیزی ملاک قضاوت نیست .

مقیم : اگه ملاک نیست پس چرا برای شیخ شما قبول مردم صاحب نظر مهمه ؟

مسافر : تفاوت در دو لفظ است . مردم و مردم صاحب نظر به قول افلاطون دموکراسی (موبوکراسی ) و آریستوکراسی . اگر قبول شرط است قبول کننده هم باید صاحب شرط باشد . صاحب نظر یعنی صاحب چشم دل . چشم دل خط و خال باطن را میشناسد . پیرایشگر دل ، آینه اش جام می است . خرقه به باده فروش میدهد که جام می به گرو بستاند . در جام می است که فروغ رخ ساقی فتاده . دل حرم قدس است . و بعظمتک التی ملات ارکان کل شی . با این عظمت چگونه در این خانه جا میشود . یا خانه بزرگ است و یا صاحبش برای ورود به این خانه خود را به رگ گردن نزدیک میکند . به دعای پیر میکده ان شاالله خدا به ما حسن ظاهر و باطن را اعطا کند


+ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت11:48 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

به بهانه سالروز شهادت سید مرتضی آوینی

 
 

به نام خداوند مهربان

 

ای شقایقهای آتش گرفته...

 

عشق می­کنم وقتی زندگی­ات را برایم تعریف می­کنند. وقتی می­خوانم . می­شنوم  حتی برای چندمین  بار.

عشق می­کنم وقتی می­بینم که تو دقیقه­ی نود کار را تمام ­کردی. درست مثل همین شیاطین سرخ پوش لاکردار که دقیقه­ی نود گل سوم را به استون ویلای بدبخت چپاندند.

 

v     آشنائیتان با آقا مرتضی چگونه بود؟

قبل از ازدواج، آشنایی چند ساله با هم داشتیم . من ایشان را می­شناختم . از سن پانزده سالگی تا نوزده، بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید.

 

کیف کردی؟ تازه خوانواده خانم امینی هم با ازدواجشان مخالف بودند.

که چی؟

اینها که نون و آب نمی­شود .درست. اما وقتی ماجرای کسی که مثل  ما بوده است و در آخر کار برنده به رختکن رفته است را می­شنوم قند توی دلم آب می­کنند.

 

خیر من از یک راه طی شده با شما حرف می­زنم . من هم سالهای سال در یکی از دانشکده­های هنری درس خوانده­ام ، به شبهای شعر و گالری­های نقاشی رفته­ام موسیقی کلاسیک گوش داده­ام. ساعتها از وقتم را به مباحث بیهوده  در باره­ی چیزهایی که نمی­دانستم ، گذرانده­ام. من هم سالها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته­ام . ریش پرفوسوری و سیبیل نیچه­ای گذاشته­ام و کتاب " انسان تک ساحتی " هربرت مارکوزه را ، بی آنکه آن زمان خوانده باشمش، طوری دست گرفته­ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: " عجب، فلانی چه کتاب­هایی می­خواند! معلوم است که خیلی می­فهمد."

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که نا چار شده­ام ، رودربایستی را نخست با خودم وسپس با دیگران کنار بگذارم .

 

عشق می­کنم وقتی زندگی­ات را برایم تعریف می­کنند.عشق می­کنم وقتی می­شنوم که مثل این لوطی­های راسته­ی شازده عبدالعظیم زندگی­ات راتکاندی و کس دیگری شدی.

پس بهار به چه معناست ؟ نو شدن ! تکاندن.

 لوطی بسم ا....

 

دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است . چه بخواهیم و چه نخواهیم. و ماهواره­ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده­اند. این همان دهکده­ای است که مردمانش صورت مسخ شده­ی کرگدن اوژن یونسکو را پذیرفته­اند. همان دهکده ای که مردمانش در انتظار گودو هستند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روئیده است که یکصد و پنجاه کانال  ماهواره ها را مستقیما دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روباتها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد ... اما عجیب اینجاست که باز این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان رمل های فکه زیسته اند. همان دهکده جهانی که در نیمه شبهایش ماه هم بر کازینو های لاس وگاس تابیده است  و هم بر حسینیه دوکوهه و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق به او گریسته اند. دنیای عجیبی است. نه؟

 

مرتضی به روایت مرتضی

 

 

 

 

 


+ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت7:48 بعد از ظهر | سید حسین موسوی |
 
 

به مناسبت 12 فروردین

 

انقلاب در انقلاب

هر زمان سخن از انقلاب اسلامی و پرسش از ماهیت آن شکل میگیرد ، یک طرف این بحث پرسش از نسبت ماهیت انقلاب اسلامی با مدرنیته است . برای پاسخ گفتن به این سوال از زعم نویسنده با یک چهارراه علمی مواجه ایم که در آن فلسفه ، تاریخ ، اجتماع و دین در یک نقطه به اجماع رسیده اند و نتیجتا هرگاه بخواهیم از این کثرات به وحدت رسیده سخن بگوییم نیاز به تجزیه و تحلیلی داریم که هر جز هم علت و هم معلول جز دیگر است . به ناچار در این مقاله بیشتر به تجزیه ماهیت فلسفی انقلاب اسلامی و مدرنیته می پردازیم و درباره سایر اجزا در هر زمان که ضرورت حکم میکرد به ایجاز سخن میگوییم . باشد که در تعارض گفتمان ها قابل عرض باشد .

اگر نگاهی به جوهره ی مدنیته بیاندازیم ، مدرنیته خویش را صاحب حرکت مدام و انقلاب در عالم می داند . هر جا فلسفه مدرنیته و عقلانیت مدرن پا گذاشت در پی آن بود نسبت به عصر سنت و ارتجاع گذشته -که گاه در قالب دین بوده و گاه در قالب آدابِ در تزاحم با سوبژکتیویسم انسان مدار - قیام کند و در اصطلاح در زندگی انسان مدرن انقلابی انجام دهد . در واقع مدرنیته از آنجا که خویش را هژمون غالب فرهنگی و دائر مدار عالم میداند که راه سعادت و یافتن اتوپیا شناخته و خویش را در نزدیکی آن احساس میکند ، با معرفی سنت ها و ارتجاع به عنوان بند انسان در رهایی از رنج انقلابات مدرن را سامان میدهد . انقلاباتی که هیچ خط قرمزی به جز مدرنیته ندارند . فی الواقع مدرنیته در بر انداختن سنت هایی که با عقل انسان مدار در تعارض اند به صورت رادیکالی برخورد انقلابی دارد ولی در مقابل ماهیت مدرن و اومانیستی خویش همانند محافظه کاران عمل میکند و دقیقا به خاطر همین عدم انعطاف پذیری در مقابل خویش است که معارضین خویش با عبور از مدرنیته ، در پی یافتن فرهنگی تازه برای دائر مداری انسان هستند . وجه تاریخی انقلابات مدرنیستی با وجه فلسفی آن پیوندی نا گسستنی دارد . در هر انقلاب بزرگی که در چند سده اخیر مشاهده میکنید اصل از شعائر مدرن انسان پرستانه را به عنوان محور و ایدئولوژی نخبگان مشاهده میکنید . در انقلاب فرانسه ، انگلستان و آمریکا جمهوریت ، آزادی به تعبیر لیبرالی و اومانیستی و نیازهای عصر جدید چون ملت پرستی و .... در محور این شعائر قرار دارند . نظام جمهوریت و فرهنگ دموکراسی که زاییده تفکر مدرن است خط قرمز انقلابات مدرن و به عبارت دقیق تر آرمان انقلاب های مدرن معاصر است . مدرنیته و مردم پرورش یافته در محیط مدرن انقلاب میکنند تا دموکراسی به معنی حکومت مردمی در برابر حاکمیت قدسی داشته باشند . جمهوریت میخواهند چرا که دیکتاتوری را نفی کند و نفی دیکتاتوری از آن روست که سوبژکتیویسمی که تو را در محور عالم قرار داده اجازه نمی دهد کسی بر تو حاکم گردد مگر آنکه قرارداد اجتماعی را پذیرفته باشد که تو او را حاکم خویش کنی . به تعبیر بهتر حق حاکمیت از آن توست و تو آنرا میبخشی تا از جنگل به جامعه مدنی برسی . پس در این انقلاب ها با ارتجاع فرمی مواجهیم . چرا که هیچ گاه انقلاب مدرن به انقلابیون این اجازه را نخواهد داد که علیه دیکتاتوری دموکراسی قیام کنند و اگر در سیر تاریخی این چند سده عالم نگاهی بیاندازیم مشاهده میکنید که چه بسیار دیکتاتورهایی که با فرم دموکراسی دیکتاتوری خویش را اعمال میکرند و مدرنیته در برابر آنان عقب نشسته بود چرا که فرم مدرنیته در این جوامع به صورت کامل و جامع به اجرا دی می آمد . نگاهی به زندگانی شاه مخلوه و رضا خان پهلوی در ایران ، ناپلئون و کرامول در اروپا مصداق هایی برای سخن من است و همچنین در دنیای معاصر ما رییس جمهور آمریکا که ادعای دموکرات ترین کشور عالم را دارند از طریق اعمال دموکراسی و فرآیند جمهوریت دیکتاتوری و جنگ طلبی را رواج داده اند . چرا مدرنیته اینجا به سکوت در آمد ؟ جواب واضح است مدنیته نمی تواند علیه فرم خویش قیام کند . مدرنیته علیه جمهوریت و دموکراسی قیام نمیکند و این یعنی ارتجاع مدرن . ضمن اینکه نسبت میان مدرنیته و قدرت را نیز نیچه به خوبی تاویل و تفسیر کرده است . با این نگاه و تفسیر از مدرنیته به سراغ انقلاب اسلامی می رویم . اگر به روند انقلاب اسلامی از لحظه مبارزات تا پیروزی و پس از آن نگاهی بیاندازیم قاطبه ی رهبران دینی انقلاب که بخش اعظمی از جامعه را آنان به قیام داشته بودند اعتقاد داشتند که انقلاب اسلامی ، انقلابی برای احیای شعائر دینی است . انقلاب اسلامی ایران اساسا در گفتمان خود با عقلانیت مدرن ، با کاپیتالیسم به عنوان چارچوب اقتصادی مدرنیته ، با سوبژکتیویسم به عنوان ریشه مدرنیته با لیبرالیسم به عنوان فرهنگ مدرنیته در تعارض و تخاصم بود چگونه میتوان انقلابی را که در تعارض با عناصر مدرن است مدرن نامید ؟

ممکن است سوال بپرسید که فرم جمهوریت زاییده دنیای مدرن است ؟ در جواب ابتدا باید نسبت خویش را با گفتمان های روز اعلام دارم و بگویم من  برای پاسخ این پرسش مانند روشنفکران دیندار امروز به نسبت میان اسلام و دموکراسی نگاه نمی کنم  بلکه این فرم انتخابی را ضرورت مردمی می دانم که در دنیای مدرن تنفس کرده اند و حال گرفتن این هوای آلوده از رگ ما به یکباره سبب ضرر است و هر ضرری قاعدتا ستون این خیمه تازه برافراشته شده را پایین می آورد . با نگاهی به تاریخ ایران پس از اسلام در زمانیکه حکومت دینی سربرداران تاسیس شده کسی با فرم جمهوری شیخ حسن جوری را به رهبری کوتاه مدت مردم سبزوار نگماشت . چرا که در فرهنگ مردمی آن عصر شیخ حسن مردی عابد است و مجتهد و فقیه و بی گمان شایستگی برتری دارد . اما در دنیای امروز که به این سمت و سو رفته است که هر انسان خدایی تجسم یافته در هیکل آدمی است چگونه میتوان به این باور نزدیک شد که شایسته ای بر بالابلندای حاکمیت بنشیند و اینجاست که ضرورت حفظ فرمی جمهوریت آشکار میگردد . همچنین دلایل نقلی اعم از حکومت سیدنا و مولانا امیرالمومنین و اشاره این حدیث که ملک با ظلم و جور نمی ماند و مصداق ظلم به مردم حکومت با زور است در کنار هم نشسته اند تا چاره ای جز پذیرفتن فرم انتخاب و جمهوریت نباشد . علی ای حال سخن کوتاه کنم و در پایان اینگونه جمع بندی نمایم که انقلاب اسلامی در ساختار و فرم خط قرمزی برایش نیست و در فرهنگ نیز با احیای نگاه انسان به عالم قدس و عبدانیت در مقابل سوبژکتیویست در تعارض و تخاصم مدرنیته است و از آنرو میتوان آنرا انقلابی فرامدرن نامید که در به لحاظ ساختاری و فرهنگی در یک چارچوب سنتی قدسی قرار میگیرد

 

 


+ سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت1:25 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

امام حسین و موسیقی

 
این آهنگ رو دوست بزرگوار آقا حامد زمانی برای آقا امام حسین خونده خیلی قشنگه . دانلود کنید و ما رو هم دعا کنید .....

 

http://www.tymian.ir/sabagroupMeymeh/SABA%20meymeh-Zinate%20asemoon.mp3


+ شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت11:52 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

اخراجی ها 2

 

جنگ . اسارت . لات . عشقی . رسول ترک . ابوترابی . روسری سرخ . مجاهدین . خلق مبارز . وطن یعنی . ....

لابه لای خنده های مردم در سینما گریه می کردم . اونجا که خانواده اسرا رو اوردند تا اسرا برای تبلیغات والیلی بخونند و صلیب مرگ از شادی مردم و مهربانی سید قاعد فیلم و عکس بگیرد . همونجا که رسول ترک ما با شیخ فیلم دست به دست داده بود همونجا که همه اسرا بودند و مرضیه پرسید پس مجید کو ؟

اخراجی های ۲ وطن بود و جنگ و مذهب و من که تمام وقت لب گزیدم که جا ماندیم حتی از اخراجی ها


+ دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت11:12 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

خانه مشروطه اصفهان

 

عکسهای خانه مشروطه اصفهان


+ یکشنبه دوم فروردین 1388 ساعت11:39 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

هنوز پرچم بالای گنبد ارباب سیاه است

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ

زبیر با ما بود تا وقتی عبدالله بزرگ نشده بود.....

اصلش: جهت قرب...

جهت درج در نشریه پنجره

...