تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

افواهیات در اجابت نیاز های استکبار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 


 

- ناخود آگاه ذهنم به سمت حرفی رفت که چند سال پیش، به نقل از کسینجر خوانده بودم که می گفت: "دو تابو در ذهن و فرهنگ مردم ایران حک شده که اگر این دو را بتوان شکست و یا حد اقل از شدتش کاست، بدون در گرفتن جنگ، پیروزی از آن ما شده است:

1- ....

2- ...."

 

- هر کدام از ما در این مدت کوتاهی که از رأی آوردن اوباما می گذرد تحلیل ها و نظرات زیادی را در مورد این واقعه شنیده ایم. نمیدانم چرا؟ ولی از همان زمان پیش از انتخابات، اصلا نسبت به این روشن بودن نتیجه ی انتخابات و وجود نداشتن شک و تردیدی در اذهان ما ایرانیان در مورد مطلوبیت و ترجیح اوباما بر مک کین احساس خوشایندی نداشتم.

 

گذشت و همانگونه که انتظار می رفت، اوبامای جوان که بر این ویژگی جوانی خود حتی با دویدن و پریدن رویstage  سخنرانی های انتخاباتی اش تأکید می کرد رأی آورد. ولی .... همه می دانستیم که یک جای کار می لنگد. در اسمش آشکارا نشانه های عینی رگ و ریشه های عرب، آنهم مسلمان و باز هم نه هر مسلمانی که نام مقدس شیعیان دیده می شد. رنگ پوستش با تمام رئیس جمهور های پیشین متفاوت بود. عنصر change، عنصر غالب در شعار هایش بود. ذهن همه در مقابل این همه وضوح و روشنی امر، گارد می گرفت. با این اوصاف است که به نظر می رسد که اظهارات اوباما در جمع سران یهود، نه ادای دین به و اعلام چاکری به سران، که تدبیری برای تبعید ذهن ما از شک کردن به صراحت و برنامه ریزی شده بودن داستان بود.

 

اوباما رأی آورد و از تغییرات تمام دنیا مهمتر، تغییراتی بود که در گفت و گو های میان دوستان و آشنایان دیده می شد که اگر نگویم خوش بینی و رجاء، در کلام حد اقلی می توان گفت عدم بدبینی نسبت به امریکا – نه ملت آن که دولت آن - و سیاست هایش در آن مشهود بود.

 

اوباما آمد. با شعار change آمد. ولی تنها تغییر مهم، ذهنیت ما در مورد آمریکایی بود که حد اقل 30 سال است که در ذهن پیر و جوان، بزرگترین دشمن بوده است.

 

- ناخود آگاه ذهنم به سمت حرفی رفت که چند سال پیش، به نقل از کسینجر خوانده بودم که می گفت: "دو تابو در ذهن و فرهنگ مردم ایران حک شده که اگر این دو را بتوان شکست و یا حد اقل از شدتش کاست، بدون در گرفتن جنگ، پیروزی از آن ما شده است:

 

1- حجاب (که به نظر الحمد لله هنوز تابو مانده)

 

2- امریکا ستیزی (برداشت آزاد)

 

خدا می داند که چقدر با هم زبان شدن با افواهیات عوامانه، این انتظار استکبار را برآورده کرده ایم. امید است که خودمان هم بدانیم..

 

"إقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا"


+ یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت10:3 بعد از ظهر | عبدالحمید ضرابی |
 
 

الصّیامُ جُنّهٌ علیَ النّار

 
بسم الله الرحمن الرحيم

...و رحمتي گسترانيد و رمضاني گماشت...

تا هر بنده صرف بنده بودنش کام و کردار از مبطلات گيرد و از ميان دوازده ماهِ  به رخ کشيده شدن خدايي خداوند، يک ماه ، بندگي خويش را به رخ پروردگارش کشد.

«او خود مگر به لطف خداونديي کند       ور نه زما چه بندگي آيد پسند او؟ »

«چشمم ببست از همه عالم به اتّفاق           تا جز در او نظر نکند مستمند او»

چه خوش گفت حافظ که:

«غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه         که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند»

گويي حکايت شب قدر است... «خيرٌ من الفِ شهر»

هر چند ناممکن شمرده شده امّا، برايمان شبي قرار داده است تا يک شبه راه هزار ماهه رويم و ناممکن را ممکن کنيم و «تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد»

اينگونه گفته اند که در خزانه ي رحمتش، نعمتي بالا تر "جوع" نيافته است. بشارتمان داده که اگر بنده بودنمان را پي بريم و اوامرش را گردن نهيم، به سود خويش عمل نموده ايم.

راه صوم و صلوة نشانمان داد و عمل خواست. «إستعينوا بالصّبر والصّلوه»

هنگاميکه دست تهي مان را ديديم و آنرا به سويش يازيديم که «پروردگارا! تو آنگونه هستي که من دوست دارم، پس مرا آنگونه که خود مي پسندي قرار ده»

«فاستجاب لهم ربّهم أنّي لا أضيعُ عَمَلَ عاملٍ مِنکم مِن ذَکرٍ اَو أنثي»

توفيق دريافتن اين لحظات عظيم را از خودش بايد بخواهيم...

 

زان مي عشق کز او پخته شود هر خامي        گرچه ماه رمضان است بياور جامي

روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل        صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي

مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد        که نهاده است به هر مجلس وعظي دامي

 

او تنها دنبال بهانه است براي هدايت مان...


+ دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت5:18 بعد از ظهر | عبدالحمید ضرابی |
 
 

یکی پیدا نمیشه جلوی ما رو بگیره؟

 
دیدی گوسفندا رو می ریزن پشت وانت؟ واقعا ندیدی؟ یه مشت علف ملف هم میریزن جلوشون..

 

سرمونو انداختیم پایین داریم علفمونو می خوریم وانتم هر جا  می خواد داره می بردمون. واقعا بلا نسبت گوسفند..

حالا این ماشین خیلی چیزا می تونه باشه. چه می دونم مثلا "زمان". یا هر چیز دیگه ای که ما از خودش و راننده ش غافلیم.

عمو جون

   دا ریم جایی میریم که نمی فهمیم کجاس

                                                          می فهمی یعنی چی؟

حالا تا گردن سرمونو بکنیم تو علف وبلاگ و ... ذهن کم ظرفیتمونو مشغول فرهنگی بودن و زلف یار و پت ازگل و هزار جور کوفت و زهر مار دیگه کنیم..

سگ به قبر هممون..

"چنانکه در همه سو دام راه می بینم/

به از حمایت زلفت مرا پناهی نیست"


+ دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت2:25 قبل از ظهر | عبدالحمید ضرابی |
 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هنگامی که در شرایط فکری حاکم بر ذهن دانشجویان دانشگاههای تهران نظر می کنیم، سیری جالب نظر و قابل تأمل را مشاهده می نماییم.

در دوران غلبه ی ظاهری اندیشه ی اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه (که البته نام آن با عملکردش هیچ سنخیتی ندارد) در زمان دولت اصلاحات، شاهد نفود فکری بالای آنها بر رفتار و عملکرد جمعی از دانشجویان به اصطلاح دموکراسی خواه بودیم. پس از یک دوره پیشتازی انجمنهای اسلامی در ایجاد فضای اعتراض آمیز و فراهم آوردن بستر مناسب برای اعمال نظر بیشتر اعضای جامعه در تصمیمات مملکتی و موضع گیری در مقابل برخی انتخابهای با واسطه (مانند ولایت فقیه) و یا نظارت استصوابی شورای نگهبان، این آتش اعتراض بر خرمن خود انجمنهای اسلامی نیز زد و این افزایش نسبی سطح آگاهی دانشجو متوجه ظاهر و باطن تناقض آمیز انتخابات انجمنهای اسلامی نیز گشت.

با تدقیق در سیر انتخاب اعضای انجمن اسلامی هر دانشکده و پس از آن اعضای شورای مرکزی انجمن های اسلامی دانشگاه و سپس اعضای شورای مرکزی انجمن های اسلامی 55 دانشگاه کشور و در آخر انتخاب اعضای دفتر تحکیم وحدت، می توان از ظاهر انتخابی آن پی به باطن انتصابی آن برد. می توان متوجّه بی اثری رأی یک عضو کوچک شورای عمومی یک دانشکده ی یک دانشگاه از 55 دانشگاه سراسر کشور شد.

البته این همه بدون در نظر گرفتن اعمال نظر شدید دفتر تحکیم در تأیید صلاحیت کاندیدا های انتخابات و دخالت احزاب و گروههای سیاسی است.

 گذشته از تمام این تناقضهای ماهیتی انجمنهای اسلامی ای که همیشه داعیه ی رهبری جنبش دانشجویی و دموکراسی خواهی را همراه داشته، در ماههای اخیر شاهد بحرانی جدید این تشکّل بوده ایم. معضل فزونی تعداد مطلوب برای عضویت در انجمن اسلامی بر تعداد کاندیدا های متقلضی شرکت در انتخابات، که در برخی دانشکده ها باعث به تعویق افتادن این انتخابات شده است.

این سیر تغییر ذهنیت دانشجویان در قبال انجمنهای اسلامی و فرا تر از آن اندیشه ی به اصطلاح دگر اندیشی به چند صورت قابل تفسیر است.

در یک برداشت می توانیم رأی به کاهش میل دانشجویان به دخالت در بازی های سیاسی یا شرکت و فعالییت در تشکل های دانشجویی بدهیم.

در رویکردی دیگر می توانیم روی گردانی دانشجویان از تشکل هایی از قبیل انجمن اسلامی در پی تجربه ی عملی غلبه ی اندیشه شان در دانشگاه ها را دلیل این سیر بدانیم. انتخابات ریاست جمهوری 84 نیز می تواند مؤیّد این نظر باشد.

در هرصورت این تغییرات منادی وظیفه ای سنگین و مسؤولیّتی مهم بر دوش مایی است که داعیه ی اسلام و کارآمدی حکومت اسلامی را داریم. وظیفه ای که اگر در ادای آن کوتاهی کنیم به سرنوشت دیگر ایدئولوژی های دارای برنامه ی اجتماعی و حکومتی می شویم که پس تجربه عملی شان مطرود شده اند.

در آخر باید گفت که هدف ما جز با روشن بینی در انتخاب، تلاش و پشتکار و ترک عافیت و عنایت حضرت ولی عصر(عج) بدست نخواهد آمد.

 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست        هر کجا هست خدایا به سلامت دارش


+ جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت11:18 بعد از ظهر | عبدالحمید ضرابی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

جهت درج در نشریه پنجره

...

به یاد روزهای حج

کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا!!

نمایی از مدینه ی فاضله!!!!

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست

در نقش رسانه

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 2 + دانلود پوستر