تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

تلخ است

 

شنیدن حرف حق با وجود شیرینی حقیقت، تلخ است.خصوصا از کسی که انتظارش را نداشته باشی.با سابقه ها اگر حرف حقی بزنند،کسی مذمتشان نمی کند،شاید شنوندگان ناراحت بشوند اما از بروز آن جلوگیری می کنند.حال اگر همان حرف را یک کم سابقه یا تازه وارد بزند،آسمان و زمین به دست شنوندگان به هم دوخته می شود.

حکایت ژولیت یا آمنه ،حکایت عبدالله تازه مسلمان روزواقعه است.حکایت آن لحظه است که پدر راحله می خواست شمشیر به کمر عبدالله ببندد و برادر راحله گفت:آیا به کمر نصرانی می بندی؟پدر جواب داد:تو مخالفی پسر؟و برادر گفت:مسلمانی ما سه نسل است و از او هیچ.پدر آهی کشید و گفت:من از اسلام او بوی تازگی می شنوم و از مسلمانی تو تنها بوی غرور جاهلی می آید.فرزند بزرگ سخنش را ادامه داد که:ما شصت سال است که مسلمانیم و پدر خردمند گفت:این چه تفاخری است که به ایمان خویش می کنی؟که اگر تو مسلمانی از پدر داری ،او این گنج به رنج خویش یافته است.

حکایت آن لحظه است که عبدالله در مقابل سپاهیان قبایل بنی خائف و بنی جبیره می ایستد و می گوید:مسیح را مسیحیان نکشتند،چگونه است که مسلمانان،امام خود را می کشند؟و با بیان این جملات کوتاه ،بین دو قبیله غوغایی برمی خیزد.بزرگ بنی خائف شجاعانه و عالمانه می گوید:وای بر مسلمانی ما که نصرانی مسلک بیدارمان کند که با پسر علی (ع) می جنگیم.

آمنه و عبدالله هر دو تازه مسلمان اند و سخنان حقشان بر گوش عده ای سنگین می آید.اما این مشکل آنان نیست.مشکل آنهایی است که به بیان پدر خردمند راحله،از مسلمانی شان تنها ،بوی غرور جاهلی می آید.در حیرت مانده ام که چرا عده ای که تیغ تیز نقد رفتار جاهلی ،متوجه آنها نیست،از بیان حقیقت ناراحت شده اند؟در حیرت مانده ام که چگونه بیان حقیقت را به ضرر مسلمانان تفسیر کرده اند.و گفته اند که کتاب قانون فیلمی به ضرر مسلمانان بود.قطعا روی سخن این فیلم با کسانی است که از مسلمانی تنها نامی دارند و در عمل جاهلی رفتار می کنند.اما این فیلم یک جنبه مهم دیگر هم دارد و آن تبلیغ و ترویج اسلام ناب محمدی (ص) و مسلمانی حقیقی است.این فیلم رفتار بد را نقد می کند نه کردار صحیح را.بعضی گفته اند که چرا یک مسلمان و مومن حقیقی در این فیلم نشان داده نشده است.پس آمنه کیست؟آیا یک مسلمان و مومن واقعی نیست؟آیا آمنه ها و عبدالله های تازه مسلمان ،واقعیت نیستند؟آیا یوسف اسلام و عبدالناصر مستند "دنیای ملکوت" و صدها هزار مسلمان حقیقی ،واقعیت نیستند؟

قصد نداشتم که در این رابطه بنویسم ،اما با خواندن چندین نقد بر کتاب قانون ،احساس تکلیف کردم که سخنم را بگویم.فيلم «كتاب قانون» محصول مشترك يك «نيت عالی» و يك «اجراي خوب» است.قصد من تنها تشکری بود از محمد رحمانیان عزیز،مازیار میری،محسن علی اکبری،جواد شمقدری و وزیر محترم ارشاد آقای حسینی


+ جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت2:47 قبل از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

آيا نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟

 

حرم مطهر حضرت مالك اشتر ،استوار ترين مدافع ولايت امير المومنين(عليه السلام)ريشه ضديت با ولايت خدا و اولياءش در حسادت نسبت به ولي خدا است .حسادت نسبت به ولي خدا باعث مي شود كه افراد رياست افراد ضعيف تر از خود را بپذيرند.اينها نسبت به همه حسادت ندارند .بلكه اين حسادت تنها نسبت به ولي خدا است.وقتي مروان بن حكم نسبت به ولايت امام حسين (عليه السلام) حسادت مي كند به راحتي تحت ولايت يزيدي قرار مي گيرد كه در نظر خود مروان به هيچ وجه عددي نيست.يزيد بن معاويه مثل فرزند مروان است.او كسي است كه نه از سياست سر در مي آورد و نه از دين و نه از هيچ چيز ديگر.اما چرا بايد فرد سياست بازي مثل مروان بن حكم زير بار ولايت يزيد برود؟چون مروان نسبت به حسين بن علي (عليه السلام) حسادت دارد.نمي تواند ببيند فرزند علي بن ابي طالب (عليه السلام) ولي او باشد .چون انسان بي معنويتي است.وضع مردم كوفه هم دقيقا همين طور بود.چون مردم بي معنويتي بودند نمي توانستند ولايت علي (عليه السلام) را بپذيرند.اما همان مردم به راحتي تمام ولايت حجاج بن يوسف ثقفي را پذيرفتند.حال سوال اين جاست.كساني كه ولايت اولياء خدا را نمي پذيرند آدم هاي بدي هستند يا عناصر خطرناكي اند؟ آيا مي شود گفت كه اينها آدم هاي بدي هستند و موجوداتي خطرناك نيستند ؟ خير

عناصر ضد ولايت اولياء خدا موجودات خطرناكي اند.از ميان شان جاسوس به وجود مي آيد .وطن فروش،خود فروش و همه چيز فروش هم بوجود مي آيد.تمايل به ولايت طاغوت و بي اعتنايي به ولايت اولياء خدا اين چنين مولودهايي دارد.

فلسفه شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه همين است.چون عنصر ضد ولايت عنصر خطرناكي است.عنصر ضد ولايت اولياء خدا ،به همان سهولتي كه به ولايت خدا بي اعتنايي مي كند جذب ولايت طاغوت مي شود.و اينقدر به ولايت طاغوت متعهد مي شود كه همه را به تعجب وا مي دارد.

سازمان مجاهدين خلق يكي از اين نمونه هاست.اينها تمام مشكلشان در ابتداي انقلاب شكوهمند اسلامي با ولايت فقيه بود.نمي توانستند ولايت اولياء الله را بپذيرند .حتي روي ديوارها "رئيس جمهور [امام] خميني " مي نوشتند.مي گفتند كه اگر امام را رئيس جمهور كنيد حرفي نيست.چند وقت ديگر با انتخابات بعدي يك شخص ديگري را جايگزين او مي كنيم.به امام جايگاهي ندهيد كه نتوان او را تغيير داد.او را ولي فقيه نكنيدكه رئيس جمهور ها زير نظرش بروند.آن وقت نتيجه اينهايي كه ولايت امام خميني را نپذيرفتند چه شد؟نتيجه اش اين شد كه به سادگي تمام ولايت صدام يزيد كافر را پذيرفتند.و به دستور صدام عراقي شيعه كشتند،عراقي سني كشتند،به ايران حمله كردند و ... كساني كه ولايت امام را نپذيرفتند فرمانده شان صدام عفلقي شد.

كسي كه ولايت خدا را نپذيرد مثل آب خوردن ولايت طاغوت را مي پذيرد.و اين خصوصيت او را تبديل به يك عنصر خطرناك مي كند.بعضي ها هستند كه يك روحيه ضد ولايي دارند .انسان فكر مي كند كه اينها زير بار حرف زور نمي روند و آقا بالا سر نمي خواهند.بايد گفت اين خيلي خوب است.شما زير بار حرف زور نرويد .نه علي (عليه السلام) و نه معاويه. ولي نكته اينجاست كه اينها اينقدر مثل موم  نرم اند در دستان معاويه كه انسان تعجب مي كند.

عمر بن سعد ،ولايت علي بن ابي طالب (عليه السلام) را نمي پذيرفت .مي گفت من در فتنه دخالت نمي كنم.آن وقت همين فرد در زمان ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) ،نوكر نوكر يزيد بن معاويه شد.يزيد شخصيت اجتماعي نداشت و انسان پستي بود.اما عمر سعد استاد اخلاق بود.عبيدالله زياد هم نوكر يزيد بود.عمر سعد استاد اخلاق ،ولايت خدا را نپذيرفت،نوكر نوكر يزيد ميمون باز شد و آمد حسين بن علي (عليه السلام) را كشت.ببينيد اين آدم چه عنصر خطرناكي بود.

مردم همواره ميان دو ولايت مجبور به انتخاب اند.

*اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*

به اين آيه دقت كنيد .مي فرمايد خدا ولي كساني است كه ايمان آورده اند.خدا ولايتش را به اولياءش مي دهد.امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: ولايتنا ولايت الله التي لم يبعث نبي قط الا بها.

حال كساني كه ولايت خدا و اولياءش را نمي پذيرند مشكلشان چيست؟* الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*

مشكلشان اين است كه طاغوت را به ولايت مي پذيرند.طاغوت يعني كسي كه خدا نگفته  ،او رئيس است. اولين مشكل شان اين است كه ولايت طاغوت را مي پذيرند.بعد طاغوت چه بلايي بر سرشان مي آورد؟ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

خدا در آيه ديگر مي فرمايد:* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا*

انگار اصلا اينها دوست دارند ولايت مطلقه غير خدا را بپذيرند.وقتي به آنها مي گوييم بياييد ولايت مطلقه رسول الله (صلي الله عليه و آله) را بپذيريد،مخالفت مي كنند.اما همين تمايل ولايت پذيري را نسبت به طاغوت دارند .نسبت به كسي كه خدا او را تعيين نكرده است. اينها ولايت مطلقه فقيه را نمي پذيرند اما حاضرند ولايت مطلقه احزاب و صهيونيسم را بپذيرند.

حال نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟

----------------------------------------------------------------

این خلاصه ای از چند سخنرانی حجه السلام پناهیان است.


+ جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت1:36 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

وای به روزی که ...

 

چند دقيقه پيش گفتگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما با موضوع تهمت و دروغ و اخلاق پخش گرديد.ميهمانان اين برنامه استاد بی نظیر اخلاق حضرت آيت الله حائري شيرازي (دامت بركاته) و آقاي طباطبايي بودند.آقاي طباطبايي سخناني گفتند كه خيلي به نظرم جالب رسيد.البته از ايشان اين سخنان را هم قبلا شنيده بوديم كه "متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان، معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه‌ها به راه نمی‌افتاد." و در مراسم سالگرد مرحوم آیت‌الله مروی هم در قسمتی از سخنانش در حالی که بغض کرده بود گفت:" درود بر او که رفت و حوادث اخیر را ندید. کاش من هم مرده بودم و این وقایع را نمی‌دیدم"

از تعاريفي كه اين استاد اخلاق از خودشان فرمودند و دقايقي در اوصاف خود گفتند،بر خلاف اين ضرب المثل كه مشك آن است كه خود ببويد،... كه بگذريم و دفاع جانانه اي كه از فرياد هاي مخالفان كردند كه همه چيز را بي خيال بشويم و آشتي آشتي و اين فرياد ها را نتيجه تهمت به شان استنباط كردند كه حق داشته اند و اينكه امثال كروبي نبايد تعقيب بشوند،ايشان در يك اقدام سوپر اخلاقي نام رئيس جمهوري كه بيست و پنج مليون راي ملت را دارد و آقاي مشايي را به عنوان آدم هايي كه اخلاق ندارند و دخالت در كار روحانيت مي كنند ذكر كردند.و انتقادات شديدي كه يك استاد دانشگاه چرا بايد حرف دين را بزند ،حرف دين را فقط ما بايد بزنيم.

این چند وقته این قدر حرف ... می شنویم که حوصله ای نمی ماند که جواب همه را داد.فكر مي كنم  تحليلي كه روي اين حرف ها بايد داشت را بتوان با اين دعا رساند.خداوند عمر استادان اخلاقي همانند حضرت آيت الله حائري شيرازي (دامت بركاته ) را طولاني بفرمايد كه حقيقتا استاد اخلاق  و معلم مردم اند.


+ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت0:48 قبل از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

ابوذر زمان

 

نوزدهم شهريور پنجاه و هشت ملت ايران در سوگ آيت الله طالقاني به عزا مي نشيند.پيام تسليت امام از عمق ارتباط اين روحاني جليل القدر با رهبر انقلاب سخن مي گويد.امام طالقاني را ابوذر زمان و مالك اشتر مي نامد و از رحلت او عزادار مي شود.گروه هاي منحرف به ويژه منافين در تلاشند با تحريف مواضع آيت الله طالقاني از فوت او نيز سوء استفاده كنند.مردم در مراسم تشييع طالقاني لحظاتي بياد ماندني از پيوند با روحانيت خلق مي كنند و امام هوشمندانه به تحليل و تفسير اين حركت مردم مي پردازد

.امام مي فرمايد:ملت علاقه به روحانيت دارد .نايب امام (عج) مي داند اينها را. نايب پيامبر (ص) مي داند اينها را.براي طالقاني ،اي نايب پيغمبر ما مي خواند.علت را خودش نقل مي كند.اينكه من دارم تو سرم مي زنم ،براي اين است كه نايب پيامبر(ص)‌رفته است.نه براي اين است كه يك دموكرات رفته است.نه براي اينكه يك روشنفكر رفته است.براي اينكه نايب پيغمبر(ص) رفته است.شما مطالعه در حال ملت بكنيد.ننشينيد توي خانه هاتان و پيش خودتان انگيزه فكري و هر چي هم مي توانيد بر خلاف آنچه مسير ملت است بنويسيد.


+ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت6:27 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

سال‏ها می‏گذرد،حادثه‏ها می‏آید

 

ديروز به مناسبتي داشتم فيلم هاي آرشيو شخصي ام را نگاه مي كردم.نگاهم افتاد به فيلم هاي سال 68 در يكي از آنها مرحوم حاج سيد احمد خميني (ره) پس از انتخاب آقا،بسيار زيبا سخن مي گفت.راغب شدم كه متن اين صحبت كوتاه را برايتان تايپ كنم.خوب است هر از چند گاهي يك نگاهي به آن سال ها بياندازيم.

مرحوم حاج احمد آقا: من خيلي متشكرم .خدا ان شاء الله شما را براي ما نگه بدارد.از ديروز هم كه حضرتعالي از طرف مجلس خبرگان تعيين شديد و رهبري همه ما را به عهده گرفتيد،اين واقعه براي ما تسكين بسيار خوبي بوده است.ما صميميانه در خدمت شما هستيم و عاشقانه حاضريم هر كاري كه داشته باشيد انجام بدهيم.بحمدالله دشمنان ما كور شدند و ديدند پس از چند ساعت اين مملكت رهبر پيدا كرد.رهبري مثل شما.ما به فتواي امام شما را ولي خودمان مي دانيم و لحظه اي از تاييد و تكريم و ساير چيزهايي كه وظيفه مان هست در مورد شما انجام بدهيم كوتاهي نخواهيم كرد.حضرت امام  بارها ار جناب عالي به عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند.انتخاب شايسته و بسيار خداپسندانه حضرتعالي ،باعث شادي تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامي در جهان گرديد .حضرتعالي از چهره هاي درخشان انقلاب اسلامي ايران بوده و همواره مورد تاييد و تكريم امام عزيزمان بوده ايد.خدا ان شا الله شما را براي ما نگه بدارد.

12 مرداد روز ديدني است.روز امتحان نهایی آنهایی که خود را دوست و علاقه مند به مرحوم حاج سید احمد خمینی (ره) می دانند...


+ جمعه نهم مرداد 1388 ساعت5:13 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

نماز جماعت، بي نماز جماعت

 

هنگامي كه براي اولين بار پاي در حرم مطهر امير المؤمنين علي (عليه السلام) گذاشتم ،قضيه اي كه در سطر هاي بعد به آن اشاره مي كنم،برايم ملموس نبود.ساعت 22:20 بود كه به نجف اشرف رسيده و بعد از يك غسل زيارت چند ثانيه اي پاي در حرم گذاشتيم.به امامت روحاني كاروان – كه خداوند به او اجر فراوان عنايت فرمايد – نماز مغرب و عشا را اقامه كرديم .صبح كه شد تازه متوجه اين امر شديم كه در حرم مطهر شهيد نماز،نماز جماعت بي نماز جماعت.هر كاروان و جمعي براي خود بخواند .نماز جماعت سراسري در حرم ممنوع است.

تعجب كرديم كه چرا اينگونه است.و پرسيديم حكمتش چيست؟گفتند.

بگذاريد الآن نگويم چه گفتند .دو روز بعد به مسجد بي نظير كوفه مشرف شديم.در اثناي اعمال مخصوص بوديم كه مغرب شد و باقي اعمال را بايد بعد از نماز واجب،ادامه مي داديم.در مقابل محراب شهادت شهيد نماز ايستاده بوديم و منتظر شروع نماز كه ناگهان مكبر گفت:امام جماعت سيدي از خاندان حكيم است.اين گفتن همان و بهم خوردن صف نماز همان.نيمي از جمعيت عرب صف ها را ترك گفتند و به بيرون رفتند و براي خود نماز خواندند.آن روز صبح در حرم امير المومنين به ما گفتند به دليل اختلاف آقايان هيچ كدام نماينده اي براي اقامه نماز معرفي نمي كنند.چون در صورت معرفي هم جمعيت پشت سر آنها نماز نمي خوانند.در كوفه صدري ها بودند كه نماز نخواندند.تازه آنجا متوجه شديم اوضاع از چه قرار است و چرا آمريكايي ها تا چند روز قبل در شهرها بودند و الآن نيستند.كار انجام شده بود.ماموريت آمريكايي ها نمايش اين اختلاف شديد بود ،كه موفق شدند.امروز ديگر كسي به آمريكايي ها حمله نمي كند و بالعكس.بلكه مردم عراق را به جان هم انداخته اند.و اين بسيار تلخ است.تلخ تلخ.

+ یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت9:9 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

سلام

 

*خدا را شكر كه توفيق داد تا دوباره در اين جمع باشم.از سيد حسين عزيز هم متشكرم.هر چند در مورد بعضي چيزها هنوز قانع نشده ام،اما حضور در اين جا را به عدم حضور ترجيح مي دهم.

*چند روزي مي شود كه از جايي به نام عراق آمده ام.اينكه هيچ نامي روي عراق نمي گذارم شايد به خاطر اين باشد كه در اين مدت هرچه از عراق در ذهنم بود به سرعت پاك شد و جاي خود را به اين نام داد.از بهره هاي معنوي اي كه حضور در نجف اشرف ،كربلا، سامرا و بغداد برايم داشت كه بگذريم،چه بود اين عراق .نه كشور بود كه نام كشور بر آن بگذارم و نه هيچ چيز ديگر .وقتي به جايي به نام عراق سفر كني متوجه مي شوي كه امنيت يعني چه؟سلطه چيست؟ اينكه مي گويند آمريكا،آمريكا چه مفهومي دارد.تازه آنجا متوجه مي شوي كه حتي آوردن نام آمريكا هم دهان را تلخ مي كند.فقر را تازه مي فهمي .آنجا حتي سيم كشي برق و خود برق هم يك مفهوم ديگر دارد.آن موقع تازه مي فهمي كه عجب نابغه اي بوده است كسي كه موتور برق را اختراع كرده است و هر روز ده ها بار بر او درود مي فرستي.سعي مي كنم تعدادي از كلماتي كه معناي تازه اي در ذهنم  يافته اند را براي تان بگويم.

تشنگي- خاك- گرماي 50 درجه- فتنه – آب داغ - جهالت- زخم هاي كهنه- تحقير – نماز جماعت بي نماز جماعت – خرافات – نفرت - جاي گلوله - استرليزه - دست ها بالا- تو خيلي مهم هستي- ملت بي ملت – شُكراً - قبرستان 15 كيلومتري – اراده- هزار قوم – العربية - قِفْ – تانك – آسفالت - پوتين 40 هزار توماني و ...

اين عراق كه من ديدم با حركتي صدها بار سريعتر از اين روند فعلي ،پس از ده ها سال تازه مي رسد به 1300 ما. در عراق كه باشي تازه متوجه مي شوي كه جمهوري اسلامي و ولايت فقيه چه نعمتي است و ما غالبا از آن غافليم.آنها 8 سال در جنگ بودند با آن امكانات بي حد و ما هم 8 سال در جنگ بوديم با فقر امكانات و الان حدود بيست سال از جنگ مي گذرد.عراق كجا و ايران كجا.در عراق كه باشي دلت براي اين جا تنگ مي شود.

*اين چند روزه خوب امتحاني برپا شده است.براي همه كساني كه مدعي تبعيت از ولايت بودند.اين روز ها ديدن آقا يك انرژي مضاعفي به انسان مي دهد.خدا كند كه همواره در راه تبعيت از ولايت باشيم.

              


+ پنجشنبه یکم مرداد 1388 ساعت8:49 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

احمدي نژاد پيروز شد

 

چند هفته بيشتر به انتخاباتي شدن فضاي كشور باقي نمانده است.البته چند وقتي هست كه صحبتهاي انتخاباتي در كشور جريان دارد.همه بحث هاي انتخاباتي يك ربطي به رئيس جمهور دارد.يكي مي گويد اگر او بيايد مي آيم،يكي مي گويد چون او هست نمي آيم.يكي مي گويد مي آيم تا جلوي او بايستم.همه اين يكي ها در صحبت هاي شان طوري وانمود مي كنند كه انگار رياست جمهوري منتظر آنها ست و راه پاستور ،بدون هيچ مانعي براي آنها هموار است.اما خودشان هم مي دانند كه تنها يك چيز است كه معادلات آنها را برهم مي ريزد و آن هم وجود فردي است به نام محمود احمدي نژاد.در انتخابات رياست جمهوري 1384 ،با وجود اين كه دكتر احمدي نژاد در كشور فردي آن چنان شناخته شده نبود،اما آوازه محبوبيتش كشور را پر كرده و همين محبوبيت و جذابيت وجود او بود،كه باعث شد شناخته شده ترين فرد كشور در مقابل او شكست بخورد.اما وضع انتخابات 1388 چگونه خواهد بود؟هيچ شهر و شهرستاني در كشور وجود ندارد كه حضور رئيس جمهور را در ميان خود درك نكرده باشد.اگر در مرحله اول سفرهاي استاني مي شد گفت كه استقبال مردم از محمود احمدي نژاد به علت ناشناخته بودن وجود او و عملكرد او است و اين استقبال در سفرهاي اول هر رئيس جمهوري به هرجايي قابل پيش بيني است،اما بيان چنين سخني درباره دور دوم سفرهاي استاني رئيس جمهور و دولت نهم،به بيراه رفتن است.استقبال مردمي از رئيس جمهور در سفرهاي استاني دوره دوم،متفاوت از دوره اول است.حمايت مردمي از دكتر احمدي نژاد در شهرستان ها و استان هاي گوناگون كشور،به علت عملكرد او و مديرانش در آن استان ها و شهرستان ها است.اين را هيچ تحليل گر و هيچ نامزد رياست جمهوري سال آينده ،نمي تواند كتمان كند كه محبوبيت محمود احمدي نژاد بسيار بيشتر از سوم تير 84 است.از همين حالا مي توان تيتر روزنامه هاي فرداي انتخابات را حدس زد : احمدي نژاد پيروز شد.


+ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 ساعت6:14 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

زندگي با شما ،مرگ با شما

 

در تاريخ ايران و اسلام ،پس از ائمه معصومين(ع) ،امام خميني قطعا شخصيتي بي نظير است.سطر سطر تاريخ ايران و اسلام از نبود چنين شخصيتي در هر عصري رنج مي برد.گويي امام ،از يك جاي ديگر آمده بود.مثل هيچ كس نبود.در زمان امام بزرگوار ما،شخصيت هاي ديني زيادي بودند،سياسيون زيادي هم بودند،اما هيچ گاه نسل انقلاب به دنبال آنها راه نيافتاد.به همه شان احترام مي گذاشتند،اما تنها كسي يك نسل با اعتقاد به او و حرف هايش وارد آتش شد،امام بود.شخصيتي كه نه تنها بر تخيل خود بلكه بر تفكر خویش نیز مسلط بود.خيلي ها حرف هاي راديكال و انقلابي مي زنند، اما سخنان امام از جنس سخنان آنان نبود.امام به تك تك حرف هايش ايمان داشت.و مهم تر از آن ،اينكه رنگ رفتارش خدايي بود.مردم خيلي خوب اين رنگ رفتار را تشخيص مي دهند.و مطمئنا تنها به دنبال كسي از همه چيزشان مي گذرند كه رنگ رفتارش خدايي باشد.و كسي كه رنگ رفتارش خدايي باشد،قطعا خودش زودتر از همه پيروانش از همه چيز گذشته است.خيلي ها حرف دين و مردم مظلوم را مي زدند و مي زنند،اما حاضر نيستند حتي يك لحظه خاطرشان حزين باشد.سيلي خوردن پيشكششان.

به قول دكتر شريعتي:

 فرياد روزگار ما بود روح خدا،

در روزگار قحطي هر جنبش ،هر كوشش

امام حرف محرومان را مي فهميد و محرومان هم حرف امام را درك مي كردند.چرا كه در ميان آنان مي نشست و برمي خواست و ظاهرش هيچ فرقي با روحانيون بسيار عادي كه مردم هر روزه مي ديدند نداشت.همان گونه كه درباره رسول اعظم (ص) مي گويند كه اگر كسي وارد مسجد پيامبر مي شد و پيامبر را نمي شناخت،از چينش مجلس و ساير چيزها اصلا متوجه نمي شد ،چه كسي رسول خدا است و چه كسي صحابه.امام عزيز ما،همواره و در لحظه لحظه زندگي پر بركتش راه رسول اعظم اسلام(ص) را مي پيمود و مانند ايشان رفتار مي كرد.نقل مي كنند از پيامبر (ص) كه فرمود :زندگي در كنار فقيران ،مرگ در كنار فقيران.امام بزرگوار و تاريخ ساز ما،به حق به اين كلام يگانه پيشواي مسلمانان ،عمل كرد.هم زندگي اش در كنار مستضعفان و محرومان بود هم رحلتش.خدا كند كه به ميراثش خيانت نكنيم و همواره راه او را بپيماييم.


+ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 ساعت10:43 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

زن مذهبي ، زني ...

 

هيچ وقت دوست نداشتم درباره سريال هاي در حال پخش و تمام نشده ،صحبتي كنم و يا نقدي بكنم.

اما امشب به سرم زد كه چيزي بنويسم.نه درباره فحش هاي بزنگاه،يا جفنگيات مامور بدرقه و يا سريال شبكه دو كه نمي دانم اسمش چيست.مي خواهم درباره "روز حسرت " بنويسم.درباره نگاهش به زن مذهبي.درباره شخصيتي به نام "نرجس".

زني مذهبي ،تحصيل كرده،حوزوي،فرزند شهيد و ... خلاصه هرچه خوبان همه دارند ،اين خانم وكيل ما يك جا دارد.اما در بُعد ديگرش،زني عقده اي،فمنيست،خرافاتي،بي رحم و بي منطق است.نمي دانم نويسنده محترم با خود چه فكري كرده است كه اين همه خوبي و بدي بالا را در يك نفر جمع كند.

سخنم تنها همين بود.از شخصيت زن معرفي شده در "روز حسرت "حالم بهم مي خورد ،مطمئنم در يك مليارد زن هم ،يك كسي  با اين خصوصيات وجود خارجي ندارد.

متاسفم براي تخيل جناب نويسنده.

+ شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت11:18 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

مقاومت تنها راه آزادی است

 

مسائل عراق را تقريبا هر روز از زمان اشغالش دنبال مي كنم.درباره گذشته عراق و زمان حكومت صدام عفلقي هم،زياد خوانده،شنيده   و ديده ام.متاسفانه عراق از راهي كه مي توانست به احياي عظمتش بيانجامد،منحرف شده است. جاي غيرت و شجاعت را ترس و بازي هاي سياسي گرفته است.و اين درست از همان زماني آغاز شد كه بعضي ها ترس شان و منافعشان را بر منافع ملت عراق ترجيح دادند.درست از همان زماني كه بردن نام انقلاب در عراق ننگ شد.متاسفانه بعضی شخصيت هاي مذهبي و سياسي عراقي از تمامي گذشته خود روي گردان شده اند و بازي سياسي همه شان را سرگرم كرده است و تنها كساني كه از اين اتفاقات سود مي برد اشغالگران عراقند.هر روز كشته هايي بيشتر از ديروز.

عراق تبديل به دريايي از خون شده است و اين نتيجه عملكرد بعضی شخصيت هاي سياسي و ديني عراق است.امروز سيطره آمريكا و صهيونيسم در عراق بيش از پيش است.حتي اگر روزنامه هاي ما بگويند كه اين گونه نيست.سخنان سيد حسن نصرالله را كه گوش دادم،متوجه شدم تحليلش از حوادث عراق چيزي بسيار متفاوت تر از ايران است و به نظر من تحليل و نظر او درست است،نه نظري ديگر.

سيد حسن نصرالله گفت :"اشغالگري آمريكايي ها و سيطره آنها بر زمين و اختيارات حكومتي عراق به شدت واضح است.در اين چند ساله آمريكايي ها بازي اشغالگري و دموكراسي بر اساس آن را انجام دادند.و امروز نتايج آن مشخص شده است.امروز ملت عراق به دو دسته تقسيم شده اند،دسته اول كساني كه اعتقادات به معادلات و عمليات سياسي دارند،و دسته ديگر كساني كه اعتقاد به مقاومت دارند.خصوصا مقاومت مسلحانه.طبيعي است كه ما در حزب الله دسته و گروه مقاومت را انتخاب مي كنيم و مي پسنديم.كه اين انتخاب بر اساس اعتقادات ،دين ، تفكر و تجربه ما است.امروز همه چيز مشخص شده و زمان امتحان سخت رسيده است.و آن تمامي معاهدات و توافقاتي است كه آمريكا به خودي خود و براي منفعت خود براي عراق مي خواهد.و مي خواهند از حكومت و مجلس نمايندگان،كه اين را محقق كنند.اين جا هدف حقيقي آمريكايي ها كشف مي شود از بازي دموكراسي.يعني فرصت را براي همه ،اسلامي ها ،ملي گرا ها،قوميت گرا ها باز كردند و ايجاد كردند.

و بازي دموكراسي را در برابر همه باز كردند  ،تا يك مجلس نمايندگان منتخب و از آن مجلس هم حكومتي منتخب شكل بگيرد .تا همه اين مجلس و حكومت انتخابي را ببينند.همه اينها براي اين است كه امروز بخواهند از اين حكومت و مجلس كه به اشغالگري مشروعيت بدهد و تا براي اعطاي سروري و سيادت در عراق براي هميشه از براي آمريكا توافقي صورت بگيرد و امنيت و تحولات سياسي و نفت و اختيارات عراق را در تصرف آمريكايي ها قرار دهد.امروز تمامي معتقدان به عمليات سياسي در عراق ،چه اسلامي هاي سني و چه شيعه و چه ملي گرا ها و چه قوميت گرا ها در مقابل امتحاني سخت قرار گرفته اند.شما مي گوييد كه شركت كردن ما در عمليات سياسي ،براي كم كردن از خسارات است.و باز هم مي گوييد كه در عمليات سياسي شركت كرده ايد ،و استفاده مي كنيد از عمليات سياسي براي برگرداندن اشغالگرها و رد كردن آنها.امروز شما در مقابل يك امتحان هستيد.به نام تمامي آزادگان عرب و مسلمان از تمامي ملت عراق و سردمداران ديني و سياسي عراق مي خواهم كه يك تصميم تاريخي بگيرند و يك كار تاريخي سرنوشت ساز و خوبي بكنند.كه آن باعث جلوگيري از سقوط نهايي عراق در دست اشغالگران مي شود.مقاومت چگونه در لبنان و فلسطين توانست به اشغالگران طعم شكست را بچشاند؟همانند اين تجربه، مقاومت در عراق مي تواند كه ارتش اشغالگران آمريكايي را شكست دهد و طعم شكست را به آنها بچشاند. امروز عراق به پيگيري استراتژي آزادي از راه مقاومت دعوت شده است.همانطور كه لبنان و فلسطين به آن اعتماد كردند و آن را انتخاب كردند. استراتژي آزادي از راه مقاومت تنها راه براي بازگرداندن عراق مجروح و غني به ملتش است."

حيف كه صحنه عراق از وجود شخصيت هايي مثل شهيد سيد محمد باقر صدر و شهيد سيد محمد باقر حكيم خالي است.راستي تا به حال فكر كرده ايد كه چرا از ميان تمامي شخصيت هاي ديني و سياسي عراق ،تنها آية الله حكيم هدف حمله تروريستي قرار گرفته است و او تنها كسي بوده است كه اشغالگران و سلفي ها ، وي را به سرعت از صحنه عراق حذف كرده اند؟

چرا فقط شهيد سيد محمد باقر حكيم(ره)؟

شعار هايي كه امام خميني مطرح نمودند تا كنون زنده و موثر است.اين شعار ها نقش بسيار بزرگي در بيداري مردم و وجدان آنها داشت.مردم ايران و مسلمانان جهان رفته رفته از اين شعار ها تاثير پذيرفتند و وجدانشان بيدار شد.و بوسيله اين شعار ها و ايثارگري ها حقايق را درك كردند."شهيد حكيم "


+ شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت6:1 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

مي شكنم در شكن زلف يار

 

سلام.

امروز توفيق حاصل شد تا عضو اين وبلاگ شوم.خوشحالم از اينكه در اين جمع پذيرفته شدم.اميدوارم كه حضورم موثر باشد.نوشته هايم در اين وبلاگ ،فقط مخصوص همين جا خواهد بود و اين برنامه را ندارم كه در وبلاگ خودم هم ،آن ها را به نمايش دربياورم.

امشب براي اولين پست و براي سخن اول مي خواهم از مقاومت اسلامي لبنان بگويم.شايد علتش اين باشد كه اين چند وقته خيلي فيلم هاي حزب الله وسخنراني هاي گوناگون سيد حسن نصرالله را دانلود مي كنم و گوش مي كنم.وقتي به حزب الله نگاه مي كنم،ياد صحبت هاي برخي از جبهه اي ها مي افتم.شايد در معركه جنگ بودن اين خلوص را به انسان ها مي دهد.مثل اوايل انقلاب خودمان.ولي نمي دانم چرا احساس بهتري نسبت به آنان دارم تا به اول انقلاب خودمان.فكر مي كنم زوايدي كه در برخي بخش هاي حركت انقلابي ما بود،در كار آنان نيست.براي همين احساس خوشايند تري به انسان دست مي دهد.شايد،يك علت عظيمش اين باشد كه حزب الله قدرت طلب نيست ،حتي در مواقعي كه مي تواند قدرت را به چنگ درآورد.كاري كه متاسفانه برخي از همان روز هاي اول با انقلاب كردند.يعني با قدرت طلبي بيهوده شان،جلوه هاي خوب نهضت اسلامي مان را كم رنگ كردند.كاش در انقلاب ما همه مثل خود امام بودند.خوش به حال مقاومت اسلامي لبنان كه هنوز هم پاي عهد خود با امام عزيز  و شهدا ايستاده اند.درود بر تمامي شان و درود بر رهبرشان سيد حسن نصرالله.

 


+ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 ساعت9:18 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

جهت درج در نشریه پنجره

...

به یاد روزهای حج

کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا!!

نمایی از مدینه ی فاضله!!!!

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست

در نقش رسانه

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 2 + دانلود پوستر