تبليغاتX
شب همچنان سیاه است - حاتمی کیا ، حاتمی کیاست

 
حاتمی کیا ، حاتمی کیاست
واقعیت این است که اتفاقی که سر فیلم دعوت افتاده و تاحدی هم من نسبت به آن واکنش نشان دادم، چیزی که قبلا نشان نمی دادم، تقریبا دو سالی بود که من با تمام قوا سعی می کردم که حرف نزنم.

این دفعه خیلی احساس کردم که دعوا اصلا سر دعوت نیست و سر چیز دیگری دارد رخ می دهد و دعوت بهانه ای برای اتفاق دیگر است و انگار این اتفاق وقت خوبی است برای اینکه آن چیز پیش بیاید.

من چهارده فیلم ساختم و مطمئنم در آنها پر از ایراد است، آنقدر که من در گوش شما بگویم که من تحمل نمی کنم فیلم های خودم را نگاه کنم، برایم سخت است .

به نظر من دولتمردهای ما به این رسیدند، یعنی جنگ ما زمانی تمام شد که موشک ها به تهران ما رسید، اتفاق در تهران بود و زمانی که به تهران رسید دوستان مسئول ما سر از جای دیگری درآورند و در جاهایی که باید می بودند، نبودند دیگر و این نشان می دهد که مدیریت پای این موضوع نمی ایستد،

من چهار تا فیلم سینمایی را در سپاه ساختم ( من سپاه نیروی هوایی بودم) فیلم اول ( هویت) که هیچی، فیلم دیده بان را ساختم (مال رسته نیروی هوایی بود)، فیلم مهاجر را ساختم ( مال رسته نیروی هوایی و هواپیماهای بدون سرنشین بود) فیلم وصل نیکان را ساختم ( در مورد موشک و تشکیلات و.. است) من بابت این چهار تا فیلمم هر حقوقی که گرفتم به حساب سپاه ریختم چون مسئولی که بالای سر من بود می گفت که یا تو در سپاه و پادگان باید فیلم بسازی و ما مثلا فیلم سینمایی نمی خواهیم یا اگر هر چیزی که می گیری باید به حساب سپاه بریزی و من به حساب سپاه ریختم و الحمدالله چهار تا فیلم هم ساختم و هیچ انگیزه ای جز 4300 تومان که سپاه به عنوان حقوق به من می داد دست من نمی آمد. اصلا مشکلی هم نداشتم.
بگردید الان و نقدها را بخوانید، ببینید در یک نقدی که یک صفحه نمی دانم چند تا کلمه می شود چند تا حاتمی کیا در آن است، من خودم بعضی وقت ها می گویم چه خبر است؟ حاتمی کیا، حاتمی کیا، حاتمی کیا. من یک روز یکی از دوستان داشت چیزی می نوشت گفتم اینقدر اسم مرا نبر، فیلمساز را بگویید، توضیح دهید چه کاری کرده، چه غلطی کرده این فیلم را ساخته. به جای اینکه این را بگویید ... چرا اینقدر..من می فهمم، بخشی از آن را می پذیرم، با این زبان آمدم و این زبان، اینها را دارد، بالاخره شتر سواری دولادولا نمی شود.

وقتی اینگونه نقد می نویسند دارند اصرار می کنند در ذهن مخاطب که آقا ،پشت پرده خبرهایی هست که اینها یک عده فیلم ساز های دولتی اند ،دولتی گفتن،یعنی مال رژیم اند.رژیمی بودن یعنی با خیلی چیزها در سیاست که من و شما با آن ها مشکل داریم ،با آن مشکل ندارند.

این جمله را هیچ وقت نمی توانی به آقای کیارستمی بگویی.یعنی جرات این حرف را نداری .چون اینقدر نگهبانان مومن دارد آقای کیارستمی که اگر کسی وارد این حوزه ها بشه ،له اش می کنند از نظر کلامی.

پور نجاتی آن زمانی که مسئولی در صداو سیما بود گفت که من زهر فیلم از کرخه تا راین حاتمی کیا را گرفته ام.

بعد از توقیف به رنگ ارغوان همان شب بارها تلفن هایی از بی بی سی و غیره به من شد که مصاحبه کنم ،اما من مصاحبه نمی کنم.البته آن دوستان می روند می کنند.من این جا برایم مهم می شود .مسئله ام است اینجا.


این تکه هایی از مصاحبه بی نظیر رادیویی ابراهیم حاتمی کیا با رادیو گفتگو است.مجری برنامه فرزاد حسنی است و تهیه کننده دعوت،حلقه سبز و به نام پدر او را همراهی می کند.واقعا بی نظیر است.شاید حرف هایی که در این مصاحبه از حاتمی کیای عزیز هست برای اولین بار است که می شنوید.

می توانید فایل صوتی آن را از اینــجا  دانلود کنید.

+ نگاشته شد در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت7:44 بعد از ظهر به دست |