تبليغاتX
شب همچنان سیاه است - خواب زمستاني

 
خواب زمستاني

اين چند وقته سرم خيلي شلوغه.درس مي خونم.كتاب خيلي زياد مي خونم.فيلم مي بينم.سخنراني و مصاحبه زياد گوش مي كنم و كلي كار ديگه.امشب تيغ زن داود نژاد را ديدم.عالي بود.البته برعكسش.نه داستان داشت.نه سير منطقي ،نه حتي سير.دل شكسته كه در حال اكران هست را هم ديدم.البته توي سينما.از اون فيلم هاي صد در صد فرهنگي و ته معنا گرايي بود.اصلا از شدت معناگرايي ،خودش شده بود معنا،اما معناي خاصي نداشت.هدف دور هم بودن بود.

امتحانام نزديكه.كتاب هايي كه بايد بخونم هم بيشتر شده.اوضاع سياسي هم كه مه آلود شده و حوصله ديد زدن ندارم.فكر مي كنم يك خواب طولاني وبلاگي نياز باشه.چون سرم خيلي درد مي كنه.يك خواب زمستانيبهاري .همين.فعلن.

+ نگاشته شد در جمعه ششم دی 1387 ساعت0:50 قبل از ظهر به دست |