آقا مصطفی چمران
مهاجری به قامت آفتابگردان
ماجرای این نوشته از اونجا شروع شد که به دنبال یک اسم خوب برای اردوی جنوب امسال میگشتیم :
امسال به لطف خدا که صد چندان برابرتر از صد چندان شده قراره که در فرصت اواخر ماه صفر بار سفر ببندیم و عازم مناطق عملیاتی جنوب شویم . اما قشنگی کار اونجاست که اردوی امسال به اسم مبارک دکتر شهید عارف مجاهد آقا مصطفی چمرانه.آنقدر بغض در گلویم هست که هر چه می نگارم آشفته گویی است در وصف سرداری که دیگر هیچ گاه زمین چو او را نخواهد دید . آقا مصطفی به طراوت قلمت عذر آشفته گویهایم را در مقابل عظمتت بپذیر که خرد در مقابل شاه به جز عجز چه دارد .
.) شاگرد مهندس بازرگان در درس ترمودینامیک بود . آخر نیمسال که نمره ها را روی برد دانشکده فنی زده بودند نوشته بود . مصطفی چمران : 22 . بورس شد دانشگاه های آمریکا .
..) فرودگاه مهرآباد1335 . مادر : وصیت میکنم خدای بزرگ را فراموش مکن
فرودگاه مهرآباد 1357. آقا مصطفی چمران :مادر به تو اطمینان میدهم که در این مدت دراز حتی یک لحظه خدا را فراموش نکردم.
...)12 تن از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا در معبد سازمان ملل که محل عبادتی برای همه ی ادیان است علیه حکومت پهلوی تحصن کردند.دقایقی بعد تصویر آقا مصطفی در تمام جهان در حال مخابره بود . پلیس ضد شورش داشت او را از روی پله های سازمان ملل کشان کشان به بیرون پرتاب میکرد . ناسا مدیر سیاسی دیگر نمیخواهد.
....)شاگرد اول کلاسهای آموزشهای سخت چریکی در مصر در کنار عبدالناصر بود . آقا موسی صدر دنبال مهندسی میگشت که مسئول یک مدرسه شیعیان در لبنان شود .به آقا مصطفی تلفن زد. دکتری فیزیک ، عضو پروژه تحقیقاتی فرستادن اقمار مصنوعی به دور کره ی زمین چند ثانیه فکر کرد . : من در خدمتم .
.....)نزدیک انقلاب که شد با چریک های لبنانی که تربیت کرده بود با هواپیمایی که سوریه در اختیارش گذاشت آمد تهران . دید انقلاب که شده ، خواست برگردد لبنان . امام فرمود همینجا پیش ما بمان . ماند.
.....)چند هفته بود در جبهه ها مانده بود . کار بدجوری گره خورده بود . آقا مطصفی تلفن . حاج احمد آقا بود : امام می فرمایند دلم برای چمران تنگ شده . بعد از ظهر برای گزارش جنگ رسیده بود خدمت امام.
زبان من قاصره . چی دیگه بگم . چی بگم وقتی آقا مصطفی در یاداشت خودش نوشته در آتشی سوزان در حال سوختنم . در جنگ . نه . در آمریکا در دل تمدن شهوت . چی بگم وقتی نوشته هیچ گاه گمان نمی کردم آتشی سوزنده تر از آتش هم وجود داشته باشد .
به نظر شما برای این همه عظمت اگر بخواهی اسمی انتخاب کنی ، سخت نیست ...شما چه اسمی میگذارید؟
ادامه دارد
