رو کردم به پنج تائیاش: ایناهاش. مهدی باجلان که می گفتم تغذیه اردو شده همینه! اون یکی ها هم فعلن کار دارن نتونستن بیان. میگم برا نماز که اومدن مسجد بیان پابوستون.
بنده اصلن آدم جوگیری نیستم.
ای بابا. سه روز مونده به اردو.
ناسلامتی تو دکتر این مملکتی. از آقا مرتضی یاد بگیر. زرتی اردو رو برگزار کرد تموم شد رفت. فقط روز آخری تو فکه ناهارش یه کم زابیل شد که تازه اونم جاداشت. بچه ها باث آب بندی می شدند.
بیا کارو دست بگیر که مثل قاشق تو عسل گیر کردیم. با اون قبر گندت. مگه نیومدم گفتم اردو اردوی شماس؟ د لوطی داریم با یه جوکر بازی می کنیم. هوا پسه. با اون قبر گندت!
راستی بنده اصلن آدم جوگیری نیستم. این پستم به عشق یه قطره عرق داداشم سجاد . (به شرطی که هی نگه: میدونی چند ماهه ننوشتی؟)
+ جمعه دوم اسفند 1387 ساعت11:26 قبل از ظهر | سید حسین موسوی |