جنگ . اسارت . لات . عشقی . رسول ترک . ابوترابی . روسری سرخ . مجاهدین . خلق مبارز . وطن یعنی . ....
لابه لای خنده های مردم در سینما گریه می کردم . اونجا که خانواده اسرا رو اوردند تا اسرا برای تبلیغات والیلی بخونند و صلیب مرگ از شادی مردم و مهربانی سید قاعد فیلم و عکس بگیرد . همونجا که رسول ترک ما با شیخ فیلم دست به دست داده بود همونجا که همه اسرا بودند و مرضیه پرسید پس مجید کو ؟
اخراجی های ۲ وطن بود و جنگ و مذهب و من که تمام وقت لب گزیدم که جا ماندیم حتی از اخراجی ها
+ دوشنبه سوم فروردین 1388 ساعت11:12 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |