تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

به بهانه سالروز شهادت سید مرتضی آوینی

 
 

به نام خداوند مهربان

 

ای شقایقهای آتش گرفته...

 

عشق می­کنم وقتی زندگی­ات را برایم تعریف می­کنند. وقتی می­خوانم . می­شنوم  حتی برای چندمین  بار.

عشق می­کنم وقتی می­بینم که تو دقیقه­ی نود کار را تمام ­کردی. درست مثل همین شیاطین سرخ پوش لاکردار که دقیقه­ی نود گل سوم را به استون ویلای بدبخت چپاندند.

 

v     آشنائیتان با آقا مرتضی چگونه بود؟

قبل از ازدواج، آشنایی چند ساله با هم داشتیم . من ایشان را می­شناختم . از سن پانزده سالگی تا نوزده، بیست سالگی که این آشنایی به ازدواج رسید.

 

کیف کردی؟ تازه خوانواده خانم امینی هم با ازدواجشان مخالف بودند.

که چی؟

اینها که نون و آب نمی­شود .درست. اما وقتی ماجرای کسی که مثل  ما بوده است و در آخر کار برنده به رختکن رفته است را می­شنوم قند توی دلم آب می­کنند.

 

خیر من از یک راه طی شده با شما حرف می­زنم . من هم سالهای سال در یکی از دانشکده­های هنری درس خوانده­ام ، به شبهای شعر و گالری­های نقاشی رفته­ام موسیقی کلاسیک گوش داده­ام. ساعتها از وقتم را به مباحث بیهوده  در باره­ی چیزهایی که نمی­دانستم ، گذرانده­ام. من هم سالها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته­ام . ریش پرفوسوری و سیبیل نیچه­ای گذاشته­ام و کتاب " انسان تک ساحتی " هربرت مارکوزه را ، بی آنکه آن زمان خوانده باشمش، طوری دست گرفته­ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: " عجب، فلانی چه کتاب­هایی می­خواند! معلوم است که خیلی می­فهمد."

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که نا چار شده­ام ، رودربایستی را نخست با خودم وسپس با دیگران کنار بگذارم .

 

عشق می­کنم وقتی زندگی­ات را برایم تعریف می­کنند.عشق می­کنم وقتی می­شنوم که مثل این لوطی­های راسته­ی شازده عبدالعظیم زندگی­ات راتکاندی و کس دیگری شدی.

پس بهار به چه معناست ؟ نو شدن ! تکاندن.

 لوطی بسم ا....

 

دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است . چه بخواهیم و چه نخواهیم. و ماهواره­ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده­اند. این همان دهکده­ای است که مردمانش صورت مسخ شده­ی کرگدن اوژن یونسکو را پذیرفته­اند. همان دهکده ای که مردمانش در انتظار گودو هستند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روئیده است که یکصد و پنجاه کانال  ماهواره ها را مستقیما دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روباتها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد ... اما عجیب اینجاست که باز این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان رمل های فکه زیسته اند. همان دهکده جهانی که در نیمه شبهایش ماه هم بر کازینو های لاس وگاس تابیده است  و هم بر حسینیه دوکوهه و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق به او گریسته اند. دنیای عجیبی است. نه؟

 

مرتضی به روایت مرتضی

 

 

 

 

 


+ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ساعت7:48 بعد از ظهر | سید حسین موسوی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ

زبیر با ما بود تا وقتی عبدالله بزرگ نشده بود.....

اصلش: جهت قرب...

جهت درج در نشریه پنجره

...

به یاد روزهای حج

کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا!!