روزگاری بود که منتقدان سینما در ایران یکدل شده بودند که سینما صنعت است و باید برای رشد سینما مخاطب را به سینما کشاند . روزگاری بود که مذهبی ها همه گله مند بودند که چرا سینما از حضور کارگردانان جبهه انقلاب خالی است . روزگاری بود که سینمای جنگ به فیلم های اعتراضی تبدیل شده بود که نظام و بسیجی ها را به گوشه رینگ می فرستاد تا در پی ضربات نسل جدید یا جنگ محکوم شود و یا جنگیدن . ایامی شده است که انحصار روشنفکری در سینما شکسته شده و در فصلی که بزرگان انتلکتوئل سینمای ایران مانند جناب بیضایی و سرکار خانم میلانی فیلمی بر پرده سینما دارند اقبال ها به سمت اخراجی ها ده نمکی خودمان است . در فصل اول بررسی ها نگاهمان به سینمای کمدی است و علاقه مردم به شاد بودن . در بخش دوم نگاهمان اما با سه جلوه تفکر مواجه میشویم . روشنفکری ناسیونال جناب بیضایی ، خانم میلانی و نگاه فیمینیستی که حتی در سوپر استار هم که یک فیلم در مورد یک ستاره مرد است این نگاه و این منجی زن به وضوح نمایش داده شده و ده نمکی اخراجی دوره اصلاحات . به هر حال اتفاقی که افتاده این است که صنعت سینما در گفتمان سومی چرخیدن گرفته است و همین سبب حملات تند و متفرعنانه منتقدان روشنفکری شده است که سینما را قبضه کرده بودند و هر دکوپاژ و میزانسن و خط داستانی که از سینمای موج جدید تبعیت میکرد میستودند و اگر با عدم استقبال هم مواجه میشد آنرا به وزارت ارشاد و یا شعور مردم برمیگرداندند . به هر روی اخراجی ها این انحصار را شکست و مردم فارغ از دغدغه های روشنفکری به سینما رفتند و درباره ملت و دفاعش احساساتشان برانگیخته شد . همان کمبودی که سالها بود در سینمای پس از انقلاب احساس میشد . به نظرم همین برای دفاع از اخراجی ها کافی است . اما آیا به هر بهانه ای ...............
+ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 ساعت1:17 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |