با رسیدن ایام انتخابات ائتلاف ها در سطوح احزاب و کسانیکه پس از انتخاب پست و مقامی عایدشان میشود به سرعت شکل میگیرد . اما با نگاهی به جمعیت 40 ملیونی رای دهندگان و محدود بودن تعداد شغل های مهم دولتی به این نتیجه می رسیم که کمتر از یک درصد از شرکت کنندگان در انتخابات ، از این ائتلاف ها و پیروزی ها به منصبی می رسند . سیل عظیم حمایت کنندگان هنرمند و ورزشی و سیاسی که لیست های نامشان در نزدیک انتخابات در صفحات روزنامه ها به چاپ می رسد نیز در همان یک درصد قرار میگیرند . با این تفسیر نود و نه درصد شرکت کنندگان در انتخابات با انگیزه های غیر از دست یابی به قدرت رای میدهند . این انگیزه ها به سه دسته قابل تقسیم است . دسته اول رای ایدئولوژیک . جامعه شناسان و محققان علم آمار معتقدند 30 درصد از مردم جامعه به احزاب کشورشان تعلق خاطر دارند یعنی در انتخابات فقط به کاندیدای متعلق به حزب خودشان رای می دهند تا کاندیدای رقیب رای نیاورد . معمولا این 30 درصد بی توجه به توانایی کاندیداهای حزب و یا رقیب رای خود را در صندوق می اندازند . دسته دوم دسته ای است که تا لحظه انتخابات و معمولا هفته ی ما قبل انتخابات و حتی در روز انتخابات به تصمیم گیری می پردازند . این قشر که بیش از 50 در صد رای دهندگان را در بر میگیرد به برنامه هایی که میشنود ، تبلیغاتی که در روستا یا شهرشان شده و یا تحت تاثیر فیلم های کاندیدا رایشان تغییر میکند . گروه دوم در این سه دوره مختلف انتخابات به دو ایدئولوژی متفاوت رای داده اند . جهان بینی لیبرالی و روشنفکری دیندار و ایدئولوژی اسلام ناب . همین تمایز و چرخش رای ضمن آنکه جامعه پویای ما را نشان میدهد خطر سطحی شدن و تنزل اندیشه ها به طبع بشری را نیز گوشزد میکند . جامعه ای که در هر حال پیکری سنتی و دینی دارد اما در سر هر گاه هوایی از سر طبع که گاه با دکارت و اسپینوزا دست دوستی می دهد و گاه با صحیفه امام . بزرگترین کمکی که میتواند رییس بعدی این ملک انجام دهد آن است که سطح جامعه را از شعاری بودن فاصله دهد تا زین پس نگاه به انتخابات نگاهی با اندیشه و تفلسف باشد . دسته سوم نیز دسته رای خاموش است که یا به صندوق نمی آیند و یا منتظر تندرو ها هستند .
+ چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت4:3 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |