تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

حزب یا حرب

 

1.فرهنگی

صیاد دریا دیده وقت صید ، اینبار

مبهوت ماهی شد... خودش در تور افتاد

حق این بود که در پایان مراسم اختتامیه اردوی پانزدهم از همه بزرگوارانی که در اردو زحمت کشیده اند تشکر کنم . اما وقتی مجلس به اسم بی نشان افتاد قسمت جور دیگری رقم خورد ....

الان هم هر جور کلنجار میروم با خودم نمی توانم لب به نام مقدس تک تک آدم هایی که برای این اردو عرق ریختند ببرم . شرمنده وضو ندارم......

2. سیاسی

مصحف شریف :

فاختلف الاحزاب من بینهم فویل للذین کفروا من مشهد یوم عظیم (37 سوره مریم)

احزاب با هم بر سر آنچه در میانشان بود اختلاف کردند پس وای بر آنها{ از آنچه} در قیامت{ بر سر آنها خواهد آمد}

یکی از نکات مورد پرسش امروز که قاعدتا هر جوانی که دغدغه زندگی دینی و تفکر دینی در عصر ما را دارد مساله تحزب و نگاه دینی به مساله حزب است . قاعدتا در پاسخ به پرسش از سنت تاریخی و گذشته تاریخی چیزی دستگیرمان نمی شود. چرا که این پدیده متعلق به دنیای جدید و مقتضیات آن است و برای یافتن پاسخ آن باید به سراغ چارچوب های دینی را گرفت که مسیر آینده را با ذکر کلیات و گاه جزییات ترسیم کرده است و در نتیجه مدخلیت عقل بنده حقیر در استنباط از آیات .

در نظام های سیاسی مدرن ، حزب در سیستم عملگرایانه و مرکانتلیستی غرب چند وظیفه را بر عهده میگیرد :

الف)پرورش نیروی انسانی

ب)تولید فکر آلترناتیو برای دولت موجود در جهت بقای سیستم با کمک به پویایی دولت

ج)چرخش نخبگان جامعه در قدرت جهت تامین منافع حداکثری دموکراسی سلیقه ها

د)جلوگیری از تمرکز قدرت سیاسی و دیکتاتوری و مقدمه ای برای تفکیک قدرت و موازنه احزاب

کارکردهای بالا به جز مورد اول که هر نظام اعم از سنتی و مدرن برای ادامه حیات خود به آن نیاز دارد همگی در خدمت نظامی است که علاوه بر قائمیت خود ، جهت خود را نیز در راستای دموکراسی قرار داده است .- تمایز قائمیت و جهت به خوبی در تفکر دینی امام تبیین شده است . یعنی اختیار مردم در انتخاب حکومت و حضور مردم به عنوان شرط لازم و کافی برای قائمیت حکومت حق و پس از برقراری حکومت حق ، حاکمیت بر اساس قانون الهی نه قانون بشری . کما اینکه امیرالمومنین نیز پس از انتخاب از سمت مردم و تمام شدن حجت بر ایشان ، بر اساس فرامین الهی حکومت فرمودند و نه خواست بشری . -  اما بر خلاف تفکر دموکرات که همیشه به دنبال مهار قدرت با قدرت است و همیشه صفت مقید را- به سبب شرور دانستن ذات انسانی- به کسانی که قدرت  را در دست میگیرند می زند تا به وسیله تفکیک قوا ، قدرت او را محدود کند . اما در تفکر دینی نه تنها قیدِ مقید را به حاکم نمی دهی بلکه به علت اینکه شرط حکومت او را علم و مهم تر از آن عدل می دانی قید مطلقه را به سبب این عدالت به او واگذار میکنی و به جای بستن دستان او در قدرت و مهار کردن قدرت او با قدرت ، مردم را وظیفه نظارت بر عدل او را میدهی و میگویی هیچ سرنوشت قومی نوشته نشده مگر به خواست خودشان و آیینه کردارشان .  در تفکری که جهت آن سیر الی الله است دعوت تمام بشر است به چنگ زدن به طنابی محکم و مستمسکی یقین آور . در این نگاه از تفرقه به هر عنوان کناره می جویی و از مردم با لفظ امت واحده یاد میکنی .

پیش از اینکه به طور مقایسه ای به کارکردهای حزب در نظام دینی خودمان و دنیای مدرن بپردازیم باید تحزب را به لحاظ جامعه شناسی در مدنیت امروزین کشورمان نگاهی بیاندازیم .دو نگاه به مقوله تحزب در حال حاضر میتوان داشت . نگاه سلیقه محور و نگاه جناح محور . در نگاه سلیقه محور چند صدایی موجود در مورد یک مسئله را به نحوه نگاه متفاوت یک سری از انسان ها به آن نسبت می دهی که کاملا هم طبیعی و غریزی است و حکومت را وسیله ای برای اجرای سلیقه خویش می دانید . در این منش سلیقه ها پویا و از یک خط ثابت پیروی نمی کنند . در این روش یک دسته می تواند تغییر رای بدهد ، اشتراکاتش با دسته های دیگر نیز مانند اختلافاتش تابع سلیقه و تعقلشان است و چون پویا است هر دو دسته در مقابل حرف تغییر نظر می دهند در هم داغام میشوند و هیچ دسته ای تابع نفسانیت نیست و ورود به جناح دیگر را خط قرمز خود نمی داند . اما درست در نقطه مقابل سلیقه محور که سیستم دینی را پویا میکند و تمامیت عدل آنرا مستحکم میکند سیستم جناح محور با خط قرمز قرار دادن تفکر خویش ، جناح مقابل را میراند . تعصب و افراط و تفریط ، توجیه کارهای اشتباه دولتمردان ، نگاه احساسی به جای نگاه عقلانی ، خط کشی هایی که مانع از آن میشود که در مقابل حرف حق سر فرود بیاورند و نزاع بر سر نفسانیت خویش به جای نزاع بر سر سخن حق ، همه و همه سبب میگردد که در نظام جناح محور شما به شخصیت های کاریزما و یا منتخبی طرف باشید که برای نزاع به جای نیرو گلادیاتور پرورش می دهند . در این سیستم نه تنها تحزب پویایی سیستم را حفظ نمیکند بلکه حیات سیاسی نظام را به خطر می اندازد . این تحزب در دنیای مدرن پذیرفته شده چرا که این نزاع گلادیاتوری و حذف رقیب اساسا مورد توجه این نظام کاپیتالیستی غربی است .چرا که رقابت دست نامریی تلقی میشود که بازار سودای قدرت را کنترل و مهار میکند . در حالیکه در تفکر دینی روش و متد کنترل قدرت عدالت حاکم است . با این نگاه سرنوشت احزاب در کشور نه تنها خدمتی به این نظام نیست که سوق دادن جو کشور به سمت تفکر سطحی ورزشگاهی است که آدم ها را به دو دسته قرمز و آبی تقسیم میکند و هر کدام که بر موج پیروزی و اسب دولت سوار باشد دیگری به هتاکی وا می دارد . دسته ها اگر به جای پرورش نیروی درگیر و تخریب چی در پی پرورش نیروی عالمی باشند که عقلانیت و دیانت (عدل و حکمت الهی) را معیار قرار می دهد آنگاه وعده ذات اقدس اله در رسیدن به امت واحده در راستای حکومت جهانی محقق خواهد شد ......

 


+ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت0:33 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ

زبیر با ما بود تا وقتی عبدالله بزرگ نشده بود.....

اصلش: جهت قرب...

جهت درج در نشریه پنجره

...

به یاد روزهای حج

کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا!!