سیناپس یا طرح فیلمنامه به نوشته کوتاهی گفته میشود که کلیات یک اثر داستانی در آن نگاشته میشود ، بدون آنکه اسلوب فیلم نامه نویسی مانند دیالوگ های جزیی ، شرح صحنه ، شرح سکانس و ... در آن ذکر شود . نوشته زیر که در واقع سیناپس یک فیلم نامه فیلم کوتاه است را در شب میلاد سید امرای عالم به محضر دادگسترش عرضه میدارم . امید است که سلیمان با حشمت ملک اندک ارزنی که خویش بر دهان مور گذاشته به عنوان تحفه ای پیش کش قدومش کند .
****
سکانس اول
نوجوان 15 ساله در حالی که لباس مندرسی که نوک آرنج ها و سر زانویش ساییده شده کنار دیوار روی زمین چمباتمه زده . صورتش از کثیفی سیاه شده و دستانش کدره بسته . انگشت شصتش از کفش ورزشی که مارک نایک قدیمی پهلوی اون خودنمایی میکنه بیرون اومده . یه کاسه مسی رو به رویش روی زمین قرار دارد و چند سکه خرد داخلش .
سکانس دوم
نوجوان در خیابان شلوغ به سمت مقصدی نا معلوم در حال پیاده روی است . در حالی که سرش پایینه آب دماغش رو که از صورتش آویزون شده با گوشه آستینش پاک میکنه . مردم شهر بدون اندک نگاه و ترحمی از کنارش عبور میکنند . نوجوان در حال رد شدن از رو به روی یک مغازه میوه فروشی است که صاحب مغازه یک گوجه ی لهیده را از بین میوه هایی که داشت برای یک مشتری جدا میکرد سوا می کنه پرت میکنه بیخ دیوار کوچه ای که مغزه بر اون قرار داره . نوجوان در حالی که اطرافش رو نگاه میکنه با احتیاط به سمت کوچه میپیچه . هر چه که به بیخ دیوار نزدیک تر میشه گام هاش رو سریع تر بر می داره . کنار گوه می ایسته و بیخ دیوار تکیه میده . مثل کسی که قصد خستگی در کردن را داشته باشه یه پاش رو به دیوار تکیه می ده و کمی نفس تازه میکنه . خوب اطرافش رو نگاه میکنه . برای مردم شهر حضور یا عدم حضورش فرقی نداره . مردم بدون اینکه داخل کوچه را نگاه کنند از سر کوچه عبور میکنند . از ته کوچه هم که ماشین و عابری به سمت اون حرکت نمیکنه . انگار که قصد بستن بند کفشش رو داشته باشه خم میشه یه نگاه دوباره به اطراف و سریع گوجه رو برمیداره و چند قدمی از سر کوچه به دو فاصله میگیره . یه نگاه دوباره به اطراف بهش ثابت میکنه که کسی نگاهش نمیکنه . با ولع به گوه فرنگی گاز میزنه . با هر گاز آستینش رو به سمت دهنش میبره تا اطراف دهنش رو با آستینش پاک کرده باشه . چند قدمی به سمت سر کوچه نزدیک میشه و به میوه فروشی نگاهی می اندازه . بالای ردیف گوجه ها روی یه مقوا نوشته 670 تومان.
سکانس سوم
با حفظ راکورد (حفظ مکان و زمان ، نور و دکور صحنه) سکانس اول
نوجوان به ته کاسه ای که جلوش روی زمین قرار داره نگاهی می اندازه . پولهای خرد رو از توی کاسه در میاره زیر لب میشمارد و دوباره داخل کاسه پرت میکنه ...25 ... 50....100....150 .....175 سکه آخر در کاسه چرخ می خورد......
سکانس چهارم
با حفظ راکورد سکانس دوم کنار میوه فروشی هنگام برداشتن گوجه فرنگی .......
نوجوان گوجه فرنگی لهیده بیخ دیوار رو که برداشت چند قدمی به سمت ته کوچه حرکت میکنه . با ولع گوجه رو گاز میزنه و آب سرازیر شده رو با آستینش پاک میکنه . همینطور که مشغول خوردن باقی مانده گوجه فرنگیه نگاهی به مغازه میوه فروشی میکنه تا باقی مونده میوه هایی که میوه فروش دور میریزه رو از دست نده . زن میانسالی چند کیسه میوه رو کنارش روی زمین چیده و در حال در آوردن اسکناسهای پول از کیف پولشه تا هزینه میوه رو به میوه فروش بپردازه . (دوربین نمای بسته ای از صورت نوجوان رو میگیره که با حسرت و دقت میوه فروشی رو نگاه میکنه صدای صحنه بسته میشه fade out و تپش قلب به جریان می افته ) ناگهان نوجوان میدوه به سمت میوه فروشی و کیسه گوجه ای که روی زمین گذاشته شده بود بر میداره و به سرعت به سمت خیاباون می دوه . زن بی اختیار جیغ میکشه و فرار کردن نوجوان رو تماشا میکنه . نوجوان در حالیکه در حال فرار از عرض خیابون اصلی است برای لحظه ای در حین فرار سرش رو به سمت میوه فروشی بر میگردونه . اِاِاِاِاِ بوف ......... یه ماشین محکم میخوره بهش و پرتش میکنه وسط خیابون .....
گوجه ها قل میخوره و میره زیر لاستیک ماشینی که در حال گذر بود له میشه.....
چشمان نوجوان بسته میشه.....
سکانس پنجم
ناگهان دستی وارد کادر میشه و کسی رو تکون میده . نوجون در حالی که کنار دیواری چمباتمه زده سرش رو تکون میده و از بین زانوهاش بیرون در میاره و به بالا نگاه میکنه . یه اسکناس پونصد تومنی رو مرد جلوی صورت نوجوان میندازه توی کاسه و میره ........
25......50 ......100.....150......175......675.....
کاسه اش رو از روی زمین بر میداره به سمت مقصد نامعلومی توی خیابون قدم میزنه.......