هنگامي كه براي اولين بار پاي در حرم مطهر امير المؤمنين علي (عليه السلام) گذاشتم ،قضيه اي كه در سطر هاي بعد به آن اشاره مي كنم،برايم ملموس نبود.ساعت 22:20 بود كه به نجف اشرف رسيده و بعد از يك غسل زيارت چند ثانيه اي پاي در حرم گذاشتيم.به امامت روحاني كاروان – كه خداوند به او اجر فراوان عنايت فرمايد – نماز مغرب و عشا را اقامه كرديم .صبح كه شد تازه متوجه اين امر شديم كه در حرم مطهر شهيد نماز،نماز جماعت بي نماز جماعت.هر كاروان و جمعي براي خود بخواند .نماز جماعت سراسري در حرم ممنوع است.
بگذاريد الآن نگويم چه گفتند .دو روز بعد به مسجد بي نظير كوفه مشرف شديم.در اثناي اعمال مخصوص بوديم كه مغرب شد و باقي اعمال را بايد بعد از نماز واجب،ادامه مي داديم.در مقابل محراب شهادت شهيد نماز ايستاده بوديم و منتظر شروع نماز كه ناگهان مكبر گفت:امام جماعت سيدي از خاندان حكيم است.اين گفتن همان و بهم خوردن صف نماز همان.نيمي از جمعيت عرب صف ها را ترك گفتند و به بيرون رفتند و براي خود نماز خواندند.آن روز صبح در حرم امير المومنين به ما گفتند به دليل اختلاف آقايان هيچ كدام نماينده اي براي اقامه نماز معرفي نمي كنند.چون در صورت معرفي هم جمعيت پشت سر آنها نماز نمي خوانند.در كوفه صدري ها بودند كه نماز نخواندند.تازه آنجا متوجه شديم اوضاع از چه قرار است و چرا آمريكايي ها تا چند روز قبل در شهرها بودند و الآن نيستند.كار انجام شده بود.ماموريت آمريكايي ها نمايش اين اختلاف شديد بود ،كه موفق شدند.امروز ديگر كسي به آمريكايي ها حمله نمي كند و بالعكس.بلكه مردم عراق را به جان هم انداخته اند.و اين بسيار تلخ است.تلخ تلخ.
+ یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت9:9 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |