تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

شورش یا جنبش

 

اشتباهات استراتژیک جنبش  شورش سبز

ابتدا رخصت میگیرم تا تفاوت ماهوی جنبش و شوروش را خدمتتان عرض کنم .  در بیان جنبش ، انقلاب ، نهضت و مانند آن گفته شده است که جنبش ها سه خصلت ایدئولوژی ، رهبری و همراهی توده ها و نه طبقه ها را باید دارا باشند . اما در مقابلش شورش های اجتماعی را که دانشمندان علوم انسانی آنرا وندالیسم مینامند ، تنها اعتراضات اجتماعی هستند که ناشی از نارضایتی از وضع موجود میباشد . در شورشهای اجتماعی به سبب فقدان ایدئولوژی سردرگمی در رفتارها , تناقضات فراوانی وجود دارد که این تناقضات تنها به سبب وحدت در مبارزه است که افراد را گرد هم جمع میکند و پس از تغییر وضع موجود  و اسقرار  معترضین این شکاف ها سر باز میکنند و سپردن معترضین به گیوتین های ژاکوبنی آغاز میگردد . سبزهای ایران نیز در سه حوزه ایدئولوژی ، رهبری و همراهی توده ها دچار مشکلات اساسی هستند که آنان را از جنبش اجتماعی به شورش طبقاتی تغییر مسیر داده است . در زمینه ایدولوژی تناقضات اساسی که سبزها با آن مواجه شدند ، جنبش را به سبب فریب افکار عمومی در معرض اتهام قرار داده است . ادعای پیروی از خط امام و بازگشت به دوران شکوهمند انقلاب اسلامی که از آن سخن میگفتند و همچنین تاکید بر ادب و قانون و تخلف از تمامی آنان ، سبزها را دچار تناقضات رفتاری در کردارشان کرده است . ادعای پیروی از خط امام و شعار جمهوری ایرانی ، که با مخالفت صریح امام در اوایل سال 58 مواجه شده که پس از مطرح شدن جمهوری دموکراتیک به عنوان رژیم مطلوب در قانون اساسی بیان شده نمونه ای از این تناقض است . تاکید امام بر مبارزه علیه اسرائیل و آمریکا و شعار نه غزه و نه لبنان نمونه دیگری از این تناقضات ایدئولوژیک است . تناقضات ایدئولوژیک سبب میشود تا همراهان و سمپادهای یک حرکت ، در فضای خلوت و تعقل خودشان دچار بحران هویت فکری شوند . بحرانی که احساس میکنند ، عده ای برای قدرت طلبی خود ما را گوشت دم توپ کرده اند . چرا که به هیچ یک از ادعاهای خود پابند نبودند و کافی است که یکی سرگذشت گاندی را برایشان بیان کند که مخالف خشونت و قتل بود و همانگونه هند را از دست بریتانیا خارج کرد بدون آنکه از قانون خودش تخلف کند . اما کجاست ادب مرد که به ز دولتش بود ، ادبی که ترجیح میدهد ، طرفدارانش با سنگ و کوکتل به جان اموال عمومی بیافتد ، ادبی که در آن تهمت به نظام ، در راستای تغییر توجیه میشود ، کجاست قانون گرایی ، شاید اندیشمندی صدای یافتم را دوباره بلند سر دهد و برهنه به کوچه ها بیاید که  یافتم ، یافتم ،قانون در متن اعترضات خونین است ، قانون گرایی در اخلال نظم عمومی است ، قانون گرایی در سنگ های در دست یاران دبستانی است . یکی دیگر از تناقضات ایدئولوژیکی ، صحبت از آزادی بیان و زنده باد مخالف من و رفتار متناقض که بر هم زدن سخنرانی های آدم های مختلف در دانشگاه هاست . این تناقضات بدین سبب است که شورش سبز برای حفظ طرفداران خویش مجبور است که در طی یک اقدام منافقانه اقدامات خود را احیای اسلام وخط امام تلقی کند تا سمپاد ها و طرفداران آقای موسوی را قانع کند که قصد ما تنها اصلاح وضع موجود است . اما بی موالاتی در ساده ترین سنت های دینی مثل روزه خواری در روز قدس و نماز جماعت مختلط نشان گر بی دغدغه بودن حلقه یک مبارزین خیابانی شورش سبز در زمینه مسئله اسلام است . هر چند دغدغه های اصلاح گرانه از قبیل آزادی بیشتر احزاب ، رادیو تلویزیون و گسترش نقد در فضای جامعه دغدغه های صحیحی است که باید از راه درست خودش پیگیری شود نه از راههایی که راه رسیدن به هدف را تا مدتی با جو امنیتی مورد نیاز سرکوب شورش سبز بسته شود و این خیانتی که شورش سبز انجام داد بستن راه بخشی از اصلاحاتی بود که در روند طبیعی در حال شکل گیری بود و حال با مقاومت  مواجه خواهد شد . به خاطر دارم که برخی از سمپادهای شورش سبز در دانشگاه برای نقد به سیاست خارجی دولت احمدی نژاد معتقد بودند که دولت نهم باید یا به قواعد نظام جهانی تن دهد یا برای اصلاح بایستی با گفتمان و مصالحه این اصلاحات را انجام دهد و استناد میکردند به آقای خاتمی و طرح گفت وگوی تمدن ها . اما همین بزرگواران وقتی به سیاست داخلی رسیدند ، خط اصلاحات را از گفتمان به شورش تغییر دادند . یاد شریعتی به خیر میگفت : به آنچه پس از اندیشیدن رسیدید تعصب بورزید ، نه تعصب بورزیدید و اندیشه کنید . لااقل مفید است علاقمندان به دکتر شریعتی که عکس او را بر بالای اتاق تشکل های خود می آویزند ، به سخنان رهبران فکریشان اندکی گوش فرا دهند .

نکته دوم در رهبری این جنبش است . یکی از مهم ترین ویژگی های رهبری یک حرکت ، توجه طرفداران به سخنان رهبر حرکت است . آنچه که در کشور ما رخ داده است خارج شدن رهبری شورش سبز از دستان آقای میرحسین موسوی و آقای کروبی است .آقای میرحسین موسوی برای اینکه ژست رهبری حرکت را از دست ندهد هرگز حاضر به دادن فرامینی بر خلاف موج سنگ پرانان خیابانی نیست و این ضعف یعنی اداره یک حرکت توسط سیاست مداری که قادر به جهت دادن به طرفداران خود نیست . اساسا توهم آقای موسوی آن بود که گمان کرد او حرکتی را در کشور راه انداخت در حالی که متوجه نیست ، نبوده و شاید نخواهد شد که این موج مردم است که حرکات آقای موسوی را تعیین میکند . همچنین یکی از مهم ترین جنبه های تفاوت جنبش از کودتا رهبری داخلی یک حرکت است . به نحوی که رهبران یک حرکت باید پیشاپیش نهضت در حرکت باشند و به همان اندازه در معرض خطر . اما محسن سازگارا ، خبرنگاران بی بی سی ، صدای آمریکا ، نوری زاده از مصونیت حضور در خارج از مرزهای ایران برخوردارند . دیگران زندانش را میکشند ، دیگران کتکش را میخورند ، آقایان ده فرمان را صادر میکنند .

سوم هم مربوط میشود به تغییر شکلی حرکت از جنبش به شورش که مربوط به خروج توده ها از گرد طبقه متوسط شهری پیشاپیش شورش است . طبقه متوسط به بالای شهری که از وضع موجود ناراضی است نتوانست طبقات دیگر جامعه را با خود همدست کند ، اساسا سنگ پرانی ، توهین و این آزاد اندیش از مرکز و پایتخت کشور خارج نشده است ، رسانه ها هر چه قدر کوشیده اند که ابعاد شورش را به سراسر ایران تسری دهند هرگز موفق به تغییر این وضع نشده اند . این بحران که به سبب بی احترامی به رای اکثریت بوده ، توسط توده ها فهم شد اما گویی برخی قرار است چشم بر روی واقعیت ببندند .

مجموعه این تناقضات رفتاری و شکلی سبب شد تا حرکت سبز که میتوانست مانند بالی برخی نقصان های نظام را که در همه سیستم ها وجود دارد با یک پشتوانه مردمی که از مذهبی و غیر مذهبی در آن حضور دارد بر طرف سازد اما شتاب ، غربال نکردن علاقمندان به اسلام و انقلاب از مجاهدین ، محاربین و سنگ پرانان سبب شده تا توده مردم از این جنبش دوری کنند و امتیاز اصلاح گری از حرکت سبز به جناح های سیاسی دیگر تغییر یابد . این مشکل ریشه در برخورد احساسی ، نداشتن اطلاعات درست از اقشار ایرانی و عدم عقلانیت در شطرنج سیاسی است . این شورش پس از یک یا دو سال از میان خواهد رفت ، تنها حاصلش ، شکست جریان اصلاح طلبی ، احزاب مشارکتی و سایر احزابی بود که در دور فعالیت قدرت در کشور به عقب رانده شدند و مجبور به خفت ، پس گرفتن ایدئولژی و انحلال حزب خویش را به تن بخرند . به نظرم مشارکت دچار اشتباه استراتژیک حزب توده در ایران شد . همان اشتباهی که با وجود نیروهای فراوان متاثر از حزب توده در دهه 40 ، به سبب بی اعتنایی به فرهنگ و عقاید همه ایرانیان به آنان وارد شد . همان اشتباهی که نفهمید دین ، افیون توده های ایرانی نیست ، محرک ، سنت ، باور و زندگی مردمانی است که ترسی از جان افشانی برای آن ندارند

 

بابت پراکنده نویسی این پست هم عذر خواهم . حقیقتا نوشتن در بیمارستان و کنار اتاق سی سی یو پدربزرگی که آقای دکتر هر یک ساعت که سر میزند قطعیت علم در پیش بینی مرگ را در سر معجزه ها میکوبد اجازه تمرکز کردن را به ذهنم نمیدهد . برایش دعا کنید .


+ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت6:43 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

نامه ها بر نامه ها

عاشورای 88

عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم...

هشدار هشدار همه به سوی خدا بر میگردیم

هنوز پرچم بالای گنبد ارباب سیاه است

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ