تبليغاتX
> شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

برای سجاد عزیز...

 

آن یار کز او خانه ما جای پری بود                              

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت               

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

 دل گفت فروکش کنم این شهر ببویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود...

فراموش نمی کنیم فروردین ۸۸ اصفهان را...

فراموش نکرده ایم آنهمه محبت و مهمان نوازی را...

و فراموش نخواهیم کرد آن اولین و آخرین دیدارمان را...

فراموش نخواهیم کرد پیرمردی را که با وجود کهولت سن در کمال خوشرویی و با آن لهجه زیبایش در کنار مهمانهایش که آنها را مانند نوه خود می دانست، نشسته بود، شعر می خواند و از شاعری می گفت. بذله گویی، لطافت بیان، افتادگی  و مهربانی بسیار، از ویژگی های بارزش بود که توجه همه ما را به خود جلب می کرد،

و هزار افسوس که او نیز چشم از این جهان فروبست...

سجاد عزیز، درگذشت پدربزرگ بزرگوارت را تسلیت می گوییم و غفران و رحمت الهی را برای آن مرحوم از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم.

دوستان تو در زلف یار

 


+ یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت1:28 قبل از ظهر | محمد علی عبداللهی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

زبیر با ما بود تا وقتی عبدالله بزرگ نشده بود.....

اصلش: جهت قرب...

جهت درج در نشریه پنجره

...

به یاد روزهای حج

کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا!!

نمایی از مدینه ی فاضله!!!!

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست